زمان انتشار : ۲۳ شهریور ,۱۳۹۴ | ساعت : ۱۰:۳۲ | کد خبر : 29290 |

بايد شرايط ازدواج موفق فراهم شود؛ گفت وگو با دکتر آقایوسفی: طلاق نه با شعار كاهش می يابد و نه با وام و موعظه

22815252207108188721891505422218914812048

شفقنا زندگی-​ یک استاد دانشگاه معتقد است: بايد شرايط ازدواج موفق را فراهم كرد؛ طلاق نه با شعار كاهش مي يابد و نه با وام و موعظه بلکه بايد ريشه هاي آن را شناخت.

 دکتر علیرضا آقایوسفی در گفت وگو با شفقنا زندگی، به بیان ریشه های روانشناختی افزایش تجرَد نزد جوانان پرداخت و اظهار داشت: به نظر مي رسد سه عامل بيكاري و ناتواني از استقلال مالي، ترس از شكست در زندگي به دليل عدم آشنايي با مهارت همسريابي و افزایش توقعات از ازدواج  سبب افزايش دوران تجرد مي شود.

او تصریح کرد: در اوج سنين نوجواني، ميل به ازدواج به حداكثر خود مي رسد اما با افزايش سن و ورود به جواني، فرد متوجه مي شود كه ازدواج نيازمند يك استقلال مالي است. پسران به اين استقلال مالي نياز بيشتري دارند ولي در هر حال دختران نيز براي امنيت رواني نسبت به آينده و مانند آن نيازمند كمينه اي از درآمد هستند.

عضو شورای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران با بیان این مطلب که سومين عامل كاملا پرورشي است، اظهار کرد: توقع بالا از ازدواج و نگرشي سيندرلاگونه كه روياپردازانه است سبب مي شود انتظارات دختر و پسر از ازدواج بسيار بالا باشد. آنها همانند دختران و پسران فيلمها و سريالها علاقمند به برگزاري يك مراسم با شكوه و داشتن منزل و خودروي گران قيمت هستند و كمتر از آن را يك سرشكستگي بزرگ مي دانند.

او یادآور شد: مجموعه اين سه عامل ميل به ازدواج را در مسين بالاتر كمتر مي كند. پس از 35 سالگي تهور در انتخاب همسر جاي خود را به احتياط فزاينده و ترسها و البته دشواري در تغيير براي نزديك شدن به همسر مي دهد. پسر يا دختر ديگر از اين كه با كسي متفاوت با خود ازدواج كند ذوق زده نمي شود و برعكس نگران خواهد بود.

آقایوسفی در مورد عوامل و مولفه های ازدواج موفق گفت: چنانكه در كتاب مهارت هاي زناشويي نوشته ام، ازدواج موفق نيازمند چندين عامل است: نخست بلوغ، آن هم نه فقط جسماني كه بايد اجتماعي عاطفي و اقتصادي هم باشد يعني فرد بتواند روابط اجتماعي مناسب داشته و آداب زندگي در جمع را رعايت كند. شخصيت پخته و مستقلي داشته و بتواند اهداف زندگي را با همسرش تدوين و پيگيري كند.

او ادامه داد: همچنين سطح اقتصادي – اجتماعي و فرهنگ دو نفر بايد به هم نزديك باشد تا بتوانند درك متقابلي از ديكديگر به دست بياورند. از نظر شناختي بايد به تحولي رسيده باشند كه بتوانند دنيا را از ديد ديگران ببينند و نه اين كه فقط از زاويه ديد خود به دنيا نگاه كنند.

این استاد دانشگاه ويژگي هاي شخصيتي نزديك به يكديگر را از دیگر مولفه های یک ازدواج موفق برشمرد و افزود: برخي ويژگيها بايد معكوس (مثل تسلط طلبي) و برخي بايد شبيه باشند (مانند برونگرايي يا درونگرايي). همچنين بايد مهارت انتخاب همسر را آموخته باشند و معيارهاي واقع بينانه اي را با مهارتي درست به كار گيرند. انتخاب بر پايه درآمد همسر، جذابيت ظاهري، برخورد جذاب اجتاعي و مانند آن نمي تواند ازدواج موفق را همراه داشته باشد.

او در مورد دلایل عدم تبیین درست ازدواج موفق توسط نهادهای فرهنگی اظهار داشت: چون نهادهايي فرهنگي ما با واقعيات اجتماعي فاصله دارند، يا الگويي ارائه مي دهند كه دو جوان بدون هيچ مراسمي با اتوبوس به يك سفر زيارتي مي روند و یا الگويي از ازدواج ارائه می کنند كه مراسم به شدت گران قيمتي برگزار مي كنند.

ریشه های روانی طلاق در جامعه

آقایوسفی در بخش دیگری از این گفتگو به بیان ریشه های روانی طلاق در جامعه پرداخت و گفت: طلاق در ايران در درجه نخست به عدم كفويت شخصيتي زن و شوهر در آغاز ازدواج و سپس به انتظارات و توقعات غيرواقع بينانه از همسر و زندگي، ناآشنايي با مهارتهاي همسر داري، عدم بلوغ روانشناختي در آغاز ازدواج، اعتياد و بيكاري باز می گردد.

او با بیان اینکه تا زماني كه شرايط يك ازدواج موفق فراهم نباشد و دختر و پسر انتخاب درستي نداشته باشند طلاق هم خواهد بود، به وجود طلاق حتی در جوامع مسیحی هم اشاره کرد و بیان داشت: در جوامع مسيحي كه طلاق به مراتب مذمت شده تر از اسلام است هم حتي در بين مومنان مسيحي وجود دارد. نمي توان انتظار داشت كه زوجين در عسر و حرج باشند و بتوانند به زندگيشان ادامه دهند.

این دانشیار روانشناسی تاکید کرد: بايد شرايط ازدواج موفق را فراهم كرد؛ طلاق نه با شعار كاهش مي يابد و نه با وام و موعظه بلکه بايد ريشه هاي آن را شناخت و طي يك مهندسي فرهنگي، رسانه ها را واداشت تا از الگوهاي غيرواقع بينانه فاصله بگيرند و در بخش اقتصادی هم باید شغل ايجاد كرد.

او بر انجام مشاوره های قبل از ازدواج هم تاکید کرد و گفت: در مشاوره قبل از ازدواج،  روانشناس به عنوان يك متخصص، نخست پختگي رواني و بلوغ اجتماعي دو طرف را برآورد مي کند سپس سطوح فرهنگ، اقتصاد، پايبندي مذهبي و نگرش سياسي را ارزیابی و در وهله بعد برآوردي از ويژگيهاي شخصيتي زوج به دست می آورد و آنگاه به پيش بيني ازدواج آنها در چهار سطح دست مي زند.

4 نوع ازدواج

آقایوسفی ازدواج را براساس نگرش روانشناسانه و روانشناختی به چهار نوع تقسیم کرد و اظهار داشت: اول: ازدواج پرخطر یعنی ازدواجي كه به احتمال بسيار در 5 سال اول زندگي به جدايي منجر مي شود. دوم: ازدواج با خطر متوسط بالا یعنی ازدواجي كه 10 يا 20 سال ديگر به احتمال زياد به جدايي منجر خواهد شد. سوم: ازدواج با خطر متوسط پايين، مقصود ازدواجي كه به احتمال زياد تا پايان عمر با مشاجر همراه خواهد بود و چهارم: ازدواج با خطر پايين که يك ازدواج معمولي و با احتمال طلاق بسيار كمتر خواهد بود.

او خاطرنشان کرد: در فرايند مشاوره قبل از ازدواج مي توان موضوع، نوع و شدت مشاجرات زن و شوهر را نيز پيش بيني کرد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: اين راهكارها مي توانند طلاق را در جامعه كاهش دهند در غير اين صورت محدود كردن حكم طلاق در محاكم پيامدهاي خطرناكتري همچون روابط خارج زناشويي، پرخاشگريهاي خطرناك و مانند آن به همراه داشته باشد.

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام