سیلی سرخ بر این صورتک های سیاه/ برای چندرغاز پول سیاه مردم شدم: یک روز از زندگی «حاجی فیروز» شهر ما




تصاویر عجیب از مجسمه‌ای از حشرات مرده

عادات روزانه‌ عجیب و شگفت‌انگیز نهنگ‌ها

زیباترین تزئین کیک سالانه در پایتخت انگلیس+ تصاویر

تصاویر / آبشاری زیبا در ژاپن

تصاویر / همايش زنان سرپرست خانوار؛ برج ميلاد  

چرا استرس بدن را فرسوده می کند؟

عکس/ تصویر هوایی از شهر زیبای آمستردام

تصاویر / هجوم خرچنگ ها به خلیج خوک ها‎

این عادات بد پیرتان می کند

عکس/ نمای زیبا و متفاوت زمین از روی کُره ماه

عکس/ تنها پرچمدار سدان های مجلل در ایران

معجزه باور نکردنی پوست موز

مرگ قاری معروف اندونزی پس از قرائت آيه‌ای درباره مرگ+فیلم

عکس/ ۲ پلیس دوچرخه سوار گردشگری در مجموعه زندیه-شیراز

یک معلم کُرد ایرانی در روز ملی لباس قومی در آمریکا+ عکس

راهی که اشتباه رفتیم‎/ دلایل سیاسی شدن شوراهای شهر در گفت وگو با افسر افشارنادری: مشکلات شهری در تبلیغات کاندیداها اولویت بندی شود

آیا میل ما به بعضی از غذاها ژنتیکی است؟

عکس / قارچ 12 کیلویی در روستای تازناب

تصاویر / آموزش بانوان داوطلب آتش نشان‎

تصاویر پانورامای زیبا از نقاط مختلف جهان

رنج شیرین نشا برنج + تصاویر

چه چیزی باعث سردرد و خون دماغ می شود؟

تصاویر/ طوفان در تهران

بارش باران و تگرگ در همدان

تصاویر/ بدل ایرانی لیونل مسی

درمان تنگی نفس و سرفه با شوید

عکس‌های هوایی زنده + تصاویر

خواص شفابخش عرق «بومادران»

فواید شگفت انگیز مصرف گوجه فرنگی

عكس يادگارى نگار جواهریان در کنار دختر شهید مدافع حرم

عکس/ گريم امير جعفرى در سريال "شهرزاد٢ "

«بزرگترین درس پیامبر(ص) اخلاق بود»/ آیا مسلمانان اخلاقی زیستن را فراموش کرده اند؟!

شباهت عجیب یک دانشجوی ایرانی با مسی/ عکس

8 بعد اخلاقی و رفتاری پیامبر(ص) در گفت وگو با حجت الاسلام شعبانی

نوشابه حافظه انسان را به یغما می برد‎

عکس روز نشنال جئوگرافیک / دلقک ماهی

این دوقلوهای به‌هم‌چسبیده‌ای نمی‌خواهند از هم جدا شوند +تصاویر

تصاویر / رسم عجیب زنان تایلندی

تخم کدام پرنده ارزش غذایی بیشتری دارد ؟

زیبایی‌های رودسر در بهار + تصاویر

رضاخان چند همسر و فرزند داشت؟

راهکار های باهوش تر شدن

زنان باردار روزی چند ساعت می‌توانند از تلفن همراه استفاده کنند؟

این افراد موقع غذا خوردن کالری بیشتری می سوزانند

آشنایی با بیماری زردزخم و راه درمان آن

پروتئین محافظ بدن در مقابل سرطان و اچ آی وی کشف شد

لکسوس مخملی در ایران/ عکس

پر استرس ترین و کم استرس ترین مشاغل دنیا

استفاده از گربه برای جاسوسی/ عکس

یک خبر خوب از درمان جدید سرطان

«منشور مدینه» نخستین قانون اساسی مکتوب تاریخ بشری + تصاویر قدیمی

سطح تحصیلات با دردهای مزمن در ارتباط است

تصاویر / پرندگان جان‌باخته در برخورد با ساختمان‌های شیشه‌ای

تصاویر/ پرنفوذ ترین افراد جهان

ماراتن امنیتی لندن + تصاویر

تصاویر / سومین روز سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر

عکس/ خودروی دوران جوانی علی پروین

عکس/ چادرنشین مغول در حال دوشیدن شیر گاو

آشنایی با بیماری‌ مخفی کار

به جز دندان اینجا را هم مسواک بزنید

معجزه کاهو با سکنجبین

عکس/ 2 دختر خارجی در جلسه مجلس

افسردگی در کودکان

ام‌اس، چند سال قبل از حمله‌اش علامت می‌دهد؟

جشنواره ملی مجسمه های نمکی - نهبندان/ تصاویر

نصب گیت در چهارراه های چین/ عکس

تصویر دیده نشده از مهران مدیری در سال های جوانی

عکس: زندگی روستایی زن مغول از نگاه نشنال جئوگرافیک

علی پروین در سال‌های جوانی/ عکس

نابینا شدن کمک داور توسط یک تماشاگر/ عکس

عکس روز نشنال جئوگرافیک/ چشم انداز کارائیب

فیلم/سخنرانی مهران مدیری در مراسم ترحیم عارف لرستانی

مدیریت شهری یا سکوی پرتاب مدیریت کشوری/ گفت وگو با ولی الله شجاع پوریان: متاسفانه نهاد شورا دستخوش زد و بندهای سیاسی شده

عکس/ این خودرو در باران چترش باز می شود

بیش فعالی کودکان؛ ارمغان تلفن های همراه برای مادران‎

تصاویر / کوه یخی غول پیکر در ساحل کانادا‎

این عادات را از همین حالا کنار بگذارید

تصاویر / تنها ساحل سرخ رنگ ایران

جمجمه موجودات فضایی یا تخته سنگ؟ +تصاویر

تصویر امام خمینی(ره) روی پیراهن توریست روسی

چند صبحانه مقوی برای کودکان

تاتو سبب بروز کدام بیماری می شود؟

نشانه های کمبود آهن در بدن

آشنایی با بیماری پرخوری عصبی

تهدید و مجروح‌کردن یک محیط‌بان خوزستانی+ تصویر

پوستر تبلیغاتی آیت الله خامنه‌ای در انتخابات ریاست جمهوری/ عکس

عکس/ پاکسازی طبیعت توسط دانش آموزان سردرودی

اختلاف طبقاتی در یک نگاه/ عکس

اقدام باارزش یک مرد چینی برای روستایش/ عکس

طلاق آری، ازدواج خیر!/ دگردیسی خانواده ایرانی و راهکارهایی برای آینده

آیا راز جوانی در خون بند ناف است؟!

شاهکار خودروسازی ژاپن +تصاویر

عکس/ پسران سفیرانگلیس با پیراهن پرسپولیس

رکورد جدید غواصی در آب های یخ زده + تصاویر

جهانی در دل این انگشتر ها + تصاویر

تصاویر / تبریز میزبان لاله ها‎

عکس/ عبور شترها از بزرگراهی در صحرای امارات

تصاویر/ اولین روز جشنواره جهانی فیلم فجر

مسابقات محلی اشکست بازی در شرق کرمان+ تصاویر

علت شیوع بیماری‌های نقص ایمنی چیست؟

سه‌شنبه 24 اسفند 1395 | 12:31

سیلی سرخ بر این صورتک های سیاه/ برای چندرغاز پول سیاه مردم شدم: یک روز از زندگی «حاجی فیروز» شهر ما

 شفقنا زندگی-‌ حاجی فیروز کارکتر یکی از نمایش‌هایی است که چند روز مانده به عید به اجرای نمایش می پردازد. در این نمایش آیینی چهره های آشنا با کلاه،  لباسی قرمز و چهره‌ای سیاه در خیابان‌ها می‌گردنند، آواز می‌خوانند و تنبک می‌زنند و با حرکات و آوازهای خود؛ مردم خانه، کوچه و بازار را شادی می کنند و در ازاء سیاه‌بازی‌شان پولی دریافت می‌کنند.

ریشه تاریخی حاجی فیروز

در خصوص تاریخ پیدایش حاجی فیروز روایت‌ها و داستان های متفاوتی وجود دارد. برخی منابع ریشه نمایش حاجی فیروز را به  فرهنگ میان‌رودان، برخی آن را بسیار دیرینه‌تر و پیوسته به دوره بابل  و برخی دیگر نیز به دوران سیاوش ربط می دهند، بنابراین نمی توان با قطعیت در این زمینه اظهارنظر کرد اما مطمئنا صورت سیاه و لباس قرمز آنها نشان از یک رسم دیرینه دارد. رسمی که نوید بهار و تولد طبیعت را می دهد. حاجی فیروز که به قول خودشان روزهای پایان سال مهمان کوچه ها و خیابان های شهر است، این روزها بر سر چهارراه ها و پشت چراغ قرمزها با دایره و تمبکشان می خوانند: “ارباب خودم سامبولی بلیکم… ارباب خودم لطفی به ما کن….”

به گزارش شفقنا زندگی، شامگاه جمعه (20اسفندماه) شرکت در سنت خریدهای نوروزی، بهانه ای شد برای مواجهه دوباره با حاجی فیروزها یا بهتر بگویم هنرمندان این روزهای چهاراه ها و میدان های شلوغ شهرمان تا این بار علاوه بر مشاهده کسب و کارشان در زیر باران روزهای پایان سال گفت و گویی نیز با آنان داشته باشم و با وجود شلوغی سرشان چند دقیقه ای حرف های مانده در  دل و بغض های فروخورده غرورشان را به روی کاغذ پیاده کنم.

چند نفری در چهارراه یافت آباد هر کدام مشغول کار هستند؛ یکی گل می فروشد، یکی دستمال کاغذی، یکی شیشه ماشین‌ تمیز می کند و آن دیگر سی دی می فروشد در این میان جوانی با لباس قرمز، کلاه به سر که صورتش سیاه بود را دیدم و از ماشین پیاده شده و سراغش رفتم. با اصرار راضی کردم که چند دقیقه‌ای با هم گفت‌وگویی داشته باشیم. خیالش راحت بود و ترسی از خبرنگار یا کسی دیگرای نداشت چراکه چهره‌اش قابل شناسایی نیست.

حاجی فیروزهایی که شادی تزریق می کنند

در اولین جمله پرسیدم:” می‌توانم سوالی داشته باشم. شما الان گدایی می‌کنید یا رسالت حاجی فیروز که شاد کردن دل مردم است را انجام می‌دهید.” عصبانی شد و با پرخاشگری گفت: من قصد خوشحال کردن بچه‌ها و خانواده‌هایی را که برای خرید به اینجا آمده‌اند را دارم. اما نمی‌توانم دروغ بگویم که هدایای مردم را قبول نمی‌کنم به هر حال زندگی خرج دارد. مگر خود شما در برابر کاری که انجام می‌دهید مبلغی دریافت نمی‌کنید. اگر گدا بودم راه‌های دیگری وجود دارد که می‌تواند پول بیشتری گیرت بیاید.

همین پاسخ ”محمد” کافی بود که کمی خودم را جمع و جور کنم و سئوالات بعدی را سنجیده تر بپرسم، او که با حاجی‌فیروز رسالت و پیشینه تاریخی اش چندان هم بیگانه نیست. در این رابطه می‌گوید: فارغ التحصیل رشته تاریخ در یکی از دانشگاه‌های دولتی هستم تا حدودی درخصوص سنت‌ها و فرهنگ باستانی ایران در دوران تحصیلم آشنا هستم. حاجی فیروز هم یکی از سنت‌های دیرین در فرهنگ مردم ما است که روزهای پایان سال در مکان های عمومی نمایش اجرا می کند و خبر از زنده شدن طبیعت و بهار می دهد.

حاجی فیروز گدا نیست

محمد  که 26 سال سن داشت در توضیح بازی نقش حاجی فیروز می گوید: نقش حاجی فیروز را به دلیل علاقه‌ای که به این شخصیت باستانی ایران دارم و با هدف ایجاد نشاط اجتماعی انجام می‌دهم. اما نکته آزار دهنده این است که بسیاری در جامعه ما حاجی‌فیروز را با گدا اشتباه می‌گیرند. حاجی فیروز گدا نیست ممکن است فردی نیازمند باشد اما هیچ وقت نمی‌تواند گدایی کند.

وقتی هر کسی لباس حاجی فیروز بر تن می کند

او که دل پری از سوءاستفاده‌هایی که از نام حاجی‌فیروز می‌شود، دارد ادامه می  دهد: جامعه ما به‌گونه‌ای شده است که هر کسی با هر سن و سالی از کودکان کار گرفته تا معتاد و… لباس حاجی‌فیروز را به تن می‌کنند و به اسم این شخصیت باستانی گدایی می کنند، به نظر من باید با این افراد که به شیوه‌هایی سعی در بی‌ارزش کردن برخی سنت‌ها و فرهنگ‌های ایران دارند، مقابله شود. من معتقد هستم یک فرد معتاد باید در همان نقش معتاد را ایفا کنند و کودکان خیابانی نیز همینطور. این درست نیست عده‌ای بخواهند در نقش یک چهره ظاهر شوند.

محمد می‌گوید: وقتی مشغول اجرای نمایش هستم به وضوح شادی و نشاط را در چهره مردم خسته می‌بینم.  اگر چه بسیاری از مردم به درستی حاجی‌فیروز را نمی‌شناسند اما تقریباً با صدا و آواز او آشنا هستند. بسیاری از افراد از جمله پیرمردها و افراد مسن نیز با دیدن من یاد گذشته‌های خود می‌افتم.

درآمد 30 تا 300 هزار تومانی 

حاجی فیروز گزارش که حدود 3 روز است خود را با اتوبوس از شهریار به یافت آباد می رساند، می گوید: چهار سال است که فارغ التحصیل شده ام و هنوز بعد از گذشت این مدت نتواستم دستم را جایی بند کنم و دنبال کار می گردم و از سال گذشته در روزهای آخر اسفند ماه در مناطق شلوغ شهر می آیم و میزان هدایایی که مردم میدهند بد نیست خدا رو شکر می کنم اگر چه روزهای اول درآمدم ناچیز است اما هر چه به روزهای پایان سال نزدیک تر می شوم درآمدم نیز بیشتر می شود، بخصوص یکی دو روز مانده به عید حتی 200 تا 300 هزار تومان هم درآمد داشتم البته باز هم تاکید می کنم هیچ انتظاری در قبال کاری که انجام می دهم ندارم.

هنوز حرف ها و سئوالاتم تمام نشده چراغ قرمز شد به این فکر می کردم که محمد را راضی کنم زمان بیشتری برای گفت و گو اختصاص دهد که ناگهان چشمم به ”جواد” افتاد، حاجی فیروز دیگری که مدام ” ارباب خودم….” را با صدای بلند می خواند، جوانی بلند قد با صورت سیاه شده و لباس قرمزی که گل های سفیدی هم در میان خود داشت. این لباس بر تن او بیشتر از لباس یک دست قرمز محمد خودنمایی می کرد حرفهایم را با محمد جمع بندی کردم و به سمت او دویدم خسته نباشید گفتم کمی از نمایشی که اجرا می کرد و آوازش تعریف و تمجید کردم نمیدانم چرا خودم را به عنوان خبرنگار معرفی نکردم گفتم شهروند هستم و می خواهم در مورد جذابیت های نقش حاجی فیروز بیشتر بدانم .

نامش را که پرسیدم گفت :”جواد” هستم. به لهجه آذری اش بیشتر توجه کردم. چند کلمه ای که آذری بلد بودم بالاخره اینجا بکارم آمد. شروع کردم با همین زبان به حال و احوال پرسی، جواد که من را به عنوان یک همشهری دید برای پاسخ دادن به سئوالاتم استقبال بیشتری از خود نشان داد.

برای چندرغاز پول سیاه مردم شدم

از کسب و کار سکه اش پرسیدم و گفت: ”دیپلم مکانیک دارم از وقتی اومدم تهرون، شدم کارگر فصلی و الانم که واسه چندرغاز درآمد شدیم سیاه مردم… اما خدا رو شکر که تو این آخر سالی این کار هست که بتونم پول خوبی در بیارم و وقتی می رم شهرستان دستم خالی نباشم.”

امیدوارم هیچ مردی شرمنده خانواده نباشد

از جواد درباره درآمدش پرسیدم و گفت: میزان درآمدم در روزهای مختلف متفاوت است مثلا اگر تنهایی اجرا داشته باشم و رقیب دیگری نباشد با کسر پول ناهار و رفت و آمد و بعضی وقت ها شام از 3 بعد از ظهر تا 12 شب  بین  150 تا 200 هزار  در روز درآمد دارم البته این مبلغ در مکان های پررفت آمد و روزهای پایانی سال حتی به دو برابر نیز می رسد.

در همین حین دستش را به جیب پیراهنش کرد و عکس دختر بچه 5 ساله را نشان داد و گفت: همه زندگی من این عکس یعنی زهرا است. به عشق دخترم حاضرم هر کاری انجام دهم تا او خوشحال شود، اگر چه زهرای بابا امسال خیلی اذیت شد و درآمد روزمزد من پاسخگوی نیازهای او و خانوادم نبود اما خدا بزرگ است. تو این چند روز به اندازه ی دو ماه از حاجی فیروز درآمد داشتم امیدوارم هیچ مردی شرمنده خانواده نباشد.

واکنش مردم به نمایش حاجی فیروزها

برق چشمانش با این جمله چنان بود که اشکی را از چشمانم جاری کرد اما آن را به قطره های نشسته باران به صورتم سپردم و به ادامه حرف های جواد گوش دادم که می گفت: ”خانم ها بیشتر از آقایان به قول معروف تحویلمون می گیرند و بهمون هدیه می دهند. انگار مردها در این زمینه خسیس تر هستند اگر چه بچه ها هم علاقه مند تماشای ما هستند. البته سه چهار سال گذشته هم درآمدم بد نبود و هم استقبال مردم بهتر بود.“

صورت هایی که با زغال سیاه می شود

از روی حرف های جواد متوجه شدم که حاجی فیروز تازه کار نیست حداقل 5 سالی است که این نقش را بازی می کند، از جواد درباره پودری که با آن صورتهای خود را سیاه می کنند پرسیدم و گفت:  این پودر آسیاب شده زغاله، هم ارزونه و هم کم خطر،‌اگر چه برخی ها با با واکس کفش سیاه می کنن اما آخر شب که صورتشون رو می شورن متوجه می شن که پوستشون قرمز شده و حتی بعضی ها که به مواد واکس حساسیت دارن پوستشون تاول می زند، تازه من شنیدم بعضی ها روزنامه های سیاه و سفید می گیرن و اونارو به هم می مالن و دست و پا رو سیاه می کند.

وقتی پای زندگی در میان باشد خجالت معنی ندارد

چراغ قرمز شده بود و می خواست برود؛ من مانده بودم و سوال های فراوانم، برای همین دست در جیبم کردم و یک اسکناس 10 هزار تومانی را به او دادم و همین که آن را در هوا قاپ زد و بوسید و به پیشانی نزدیک کرد و در جیبش گذاشت بعد ادامه دادم که روزهای اول از اجرای نمایش حاجی فیروز خجالت نمی کشیدی؟ گفت: حقیقتش روزهای اول خیلی سخت بود، من کلا آدم خجالتی بودم و حالا باید با لباس قرمز و صورت سیاه بین این همه آدم هم ضرب می زدم و هم می خوندم!، واقعا سخت بود. اما وقتی به این موضوع فکر می کنی که باید خرج خانوادت را بدهی دیگر حجالت و شرم فراموش می شود.

دلم می خواهد جواد از زندگی حاجی فیزوی خودش بیشتر بگوید اما گویی رد کردن هر چراغ قرمز یعنی از دست دادن کلی پول و زمان در نتیجه همین که برای بار چهارم چراغ قرمز شد دفتر کاغذم را درون کیف گذاشتم و خدا حافظی کردم. فقط قبل از خدا حافظی قول دادم که از حاجی فیروز گزارش فقط یک اسم داشته باشم و عکس و فیلمی منتشر نکنم.

اجازه ندهیم متکدیان لباس حاجی فیروزها را بپوشند

به گزارش شفقنا زندگی، هر چند حرفه و پیشه حاجی فیروزها جزو مشاغل رسمی نیست و نمی توان انتظار سامان بخشیدن به فعالیت های آنها را داشت اما می توان انتظار داشت مسئولان و سیاستگذاران حوزه شهری و فرهنگی با در نظر گرفتن سازوکارهای اجازه ندهند لباس جاحی فیروزها که ریشه در فرهنگ باستان ایران دارند و پیام آوران نوروز،‌ شادی و نشات حیات هستند در تن متکدیان، معتادان و کودکان کار قرار بگیرد و بخواهند به مرور زمان سنت ها و فرهنگ های غنی کشور را سست و ضعیف کنند.

 

موضوعات:   گفت و گو ،
برچسب‌ها:  
از دیگر سایت‌های خبری (RSS Reader)

کشف 480 کیلوگرم تریاک در یزد

- مبارزه با مواد مخدر