«بحران هوا و ریزگردها» در میزگرد شفقنا: دیپلماسی محیط زیست را جدی بگیریم/ با تغییر سبک زندگی منابع انرژی کمتر هدر می رود
سه‌شنبه 20 تیر 1396 | 13:18


«بحران هوا و ریزگردها» در میزگرد شفقنا: دیپلماسی محیط زیست را جدی بگیریم/ با تغییر سبک زندگی منابع انرژی کمتر هدر می رود

شفقنا زندگی- آلودگی هوای کشور، معضلی که سال هاست با آن دست و پنجه نرم می کنیم و امروز به بحرانی چشمگیر تبدیل شده چرا که جان بسیاری از انسان ها به خطر افتاده است؛ مهندس محمدحسین بازگیر رئیس اداره محیط زیست استان تهران و ملیحه ساغری کارشناس محیط زیست و عضو جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، می گویند: مشکل اساسی و اولیه این است که دستگاه های مختلف در علل آلودگی هوا به توافق نمی رسند، در حقیقت میان دستگاه های مختلف که باید در کاهش آلودگی هوا نقش بسزایی ایفا کنند، نظرات مشترک وجود ندارد در نتیجه دستگاه ها در این مسیر همسو و هم هدف حرکت نمی کنند و هم افزایی تولید نمی شود در صورتی که همه باید بر سرخط قانون برگردیم. آنان به منظور کاهش آلودگی هوا، افزایش سرانه فضای سبز، تغییر سیستم و سبک زندگی مردم و دیپلماسی محیط زیست را ضروری دانستند و معتقدند که باید محیط زیست را فرابخشی نگاه کنیم.

 

*آلودگی هوا مانند برخی از مسایل دیگر سابقه تاریخی دارد، در اواخر دهه ۷۰ طرح جامع کاهش آلودگی تصویب شد. کیفیت سوخت تغییراتی داشت و سرب آرام آرام از سوخت حذف شد و به موازات آن کیفیت خودروها تغییر کرد به گونه ای که دیگر شاهد خودروهای کاربراتوری نبودیم و ماشین های انژکتوری جایگزین آن شدند. امروز که در دهه ۹۰ به سر می بریم همچنان آلودگی را شاهدیم، علت اصلی این معضل در کشور چیست؟ آلودگی هوا به چه دلایلی برمی گردد؟  علت اصلی مربوط به بنزین و خودروهاست یا وارونگی هوا؟ در تشخیص دلایل آلودگی هوا به بی راه رفتیم یا دلایل را به درستی تشخیص دادیم؟

بازگیر: دهه هفتاد تقریباً آلودگی برای کشور ما تبدیل به مسئله شد یعنی مردم وجود آلودگی را حس کردند، ضرورت پرداختن به موضوع، بین تصمیم گیران درک شد و مقداری فضا به سمت و سویی رفت که حتماً برای آن چاره اندیشی شود؛ در دهه ۱۳۷۴ برای این موضوع قانون نوشته شد، قانونی که در آن تکلیف و وظیفه همه دستگاه ها مشخص است، اما یکی از دلایل مهم که هنوز مشکلاتی در این حوزه داریم، این است که خوب نتوانستیم در این حوزه کاری انجام دهیم و مسایل آن هنوز باقی است، شاید بخشی از آن برمی گردد به همین که از مسیر قانون و داستان واقعی این مساله کمی منحرف شدیم و سرخط همان قانون هستیم؛ البته یک وقفه ای در این داستان به وجود آید تا سال ۶۹ که آیین نامه اجرایی نحوه جلوگیری از آلودگی هوا نوشته می شود. آیین نامه اجرایی، قانون می شود. بعد از آن هم بلافاصله در همان سال برنامه جامع کاهش آلودگی هوای کلانشهر نوشته می شود. برنامه جامعه ای که دولت کارها و ریز پروژه ها را تعریف می کند، به نوعی راجع به اینکه هرکسی چه کاری کند، بیشتر تقسیم کار می کند؛ حول و حوش ۹ محور این برنامه نوشته می شود، محورهای اصلی سوخت، خودرو، حمل و نقل عموم، افزایش سرانه فضای سبز آموزش و اطلاع رسانی و رصد و پایش و دیده بانی این موضوع می باشد در این راستا منابع ساکن هستند یعنی به نوعی برای هرکدام از این ها شامل کارخانه ها و کارگاه ها و مسائل این چنینی چه کاری باید صورت بگیرد، در حقیقت کار مشخص است. در ادامه این مباحث در سال های بعدی هم اقدامات و بحث هایی داشتیم. عمده مشکل ما در کلان شهرها در آن زمان CO یعنی مونوکسید کربن بالا در هوا به اضافه وجود فلزات سنگین مثل سرب در هوا بود که اینها برای سلامتی مردم بسیار آسیب رسان بودند. در مناطق مرزی ما هم در غرب کشورمان بحث ریزگردها و اصطلاحاً در آن زمان ریزگردهای عربی یا ریزگردهایی که از کشورهای خارجی می آمدند مسئله بود. اقدامات زیادی صورت گرفته است شاید ما به ایده آل نرسیدیم اما به عنوان مثال خودروهای کاربراتی دهه ۷۰ آرام آرام کنار رفتند، عمده آنها عوض شد، خودروهای انژکتوری و بعد هم خودروهای با کیفیت یورو دو، یورو چهار جایگزین شدند همچنین در سوخت اتفاقاتی افتاد، سرب را از سوخت حذف کردیم. در گازوئیل، گازوئیل  ۱۰ هزارppm گوگرد به ۵۰۰ ppm گوگرد رسید و در بعضی کلانشهرها به ۵۰ پی پی ام رسید و فعالیت های دیگری نیز انجام شد، در کنار اینها حمل و نقل عمومی بیشتر از گذشته توسعه پیدا کرد. شما فکر کنید همین متروی تهران چقدر حمل و نقل عمومی و چقدر جا به جایی مردم را به عهده دارد. این موضوع را ما دهه ۷۰ در اختیار نداشتیم. بر روی بسیاری از گیرهای ترافیکی، خیابان ها برنامه ریزی شد.

در بحث توسعه فضای سبز در شهرها کار شد، همه اینها باعث شد که ما امروز در هوا اصلا مشکل سرب و مونوکسید کربن نداریم، از اواخر دهه ۸۰ به بعد دیگر مسئله آلودگی ما اصلاً سرب و CO و داستان هایی که از این قبیل نبود، امروز ما مشکلی به نام بحث ذرات به ویژه ذرات معلق با قطر ۵/۲ میکرون را داریم که اینها حاصل تجمیع گازهایی است که از احتراق ناقص سوخت بدست می آید. به اضافه ذراتی که منشاء طبیعی دارند و از کانون های فرسایشی ممکن است اضافه شوند که این ها از جاهایی که آسیب دیده، جاهایی که دستکاری شده بستر زمین یا حتی از کشورهای خارجی هنوز می آید. امروز مشکل آلودگی، اینها می باشد ضمن این که ما در گذشته بحث سنجش و رصد کردن اینها را به شکل واقعی نداشتیم. در مجموع باید بگویم که بحث آلودگی ما بحث دهه هفتاد نیست، یک بحث کاملاً جدید است و یک داستان جدید دارد. منابع منتشر کننده آن، هم منابع ثابت و هم منابع متحرک، مانند خودروها، موتور سیکلت ها، سایر امکانات همانند قطارها، هواپیماها و هرچه که با سوخت حرکت می کند می باشد و منابع ساکن مانند کارخانه ها، کارگاه ها، موتورخانه ساختمان ها، آتش سوزی ها، ضایعات سوزی ها، پروژه های عمرانی و ساخت و سازها و موارد متفرقه یکه در سطح شهر صورت می گیرد نیز به این صورت است. همه این مسایل دست به دست هم داده که ما این مشکل را داشته باشیم. سال ۹۳ برنامه ای توسط دولت ابلاغ شد، مصوبه قانونی هیئت وزیران، تکالیف دستگاه های اجرایی را مشخص کرد. الان راهبردهای ما مشخص است. معلوم است که چه اتفاقی باید در سوخت بیفتد و چه کسانی مسئول هستند. وزارت نفت یا محیط زیست یا استاندارد چه نقش هایی در این قضیه دارند، چه کار باید کرد، سوخت را از کجا به کجا باید برسانیم؛ چه کسی باید نظارت کند، چه کسی باید آزمایش کند، چه کسی باید استانداردها را مشخص نماید و چه کسی باید کار کند تا کیفیت آن بالا رود؛ در حقیقت این مسیرها مشخص است.

دولت وظیفه دستگاه ها در رابطه با معاینه فنی خودروهایی که در حال حرکت هستند و کنترل ترافیک و سایر مسایل را مشخص کرده است، در کنار این مسایل برای خودروهای جدید، آنهایی که می خواهند تولید شوند، استانداردهایی را که باید رعایت کنند همه این ها نیز به خوبی تعریف شده است؛ در کار رصد، پایش و دیده بانی آلودگی باز مشخص شده است که چه کارهایی باید صورت بگیرد. مشخص است که سازمان حفاظت محیط زیست، هواشناسی، دستگاه های مختلف دیگر و کسانی که کار می کنند هرکدام چه نقشی دارند و باید به چه بخش هایی برسند؛ در بحث حمل و نقل عمومی، فضای سبز و مدیریت سفر که یکی از محورها، مولفه ها و راهبردها مدیریت تقاضای سفر است، ما اگر سعی کنیم هرچه از تعداد سفرهای خود در شهر و نیاز به سفرها را کم کنیم، از بار ترافیک و آلودگی کم کرده ایم، اگر همچنان مشکل داریم، اگر هنوز مسئله باقی است به این دلیل است که سر جاهایمان نیستیم. به خاطر این است که از مدار خارج شدیم. به این دلیل است که یک همکاری خوب بین بخشی صورت نگرفته است. به این دلیل است که تعریف ما از مدیریت یکپارچه، یک تعریف غلط است. شما دیدید یا می بینید که مستمراً دستگاه هایی و افرادی در این کشور می گویند من خودم به تنهایی حل می کنم و همه کنار بروید، این اشتباه است و مدیریت یکپارچه و مدیریت واحد نیست.

مدیریت یکپارچه به معنای مدیریت همسو است؛ باید همه اقداماتی که بر این کار تاثیر دارند را لیست کنیم، یک سیاهه از داستانمان بزنیم، کاری که کشورهای دیگر انجام دادند. اگر مکزیکو سیتی در کشور مکزیک توانست مشکل را حل کند به خاطر این است که حدود ۸۵ پروژه تعریف کرده است، ۳۵ دستگاه و نهاد عمومی و دولتی و غیردولتی پای کار آمده اند مردم هم کمک کردند، مردم هم پای کار بودند تا اینکه مسئله حل شد، من چند مثال از نقش مردم بزنم. شما تصور کنید سوخت این مملکت یک سوخت کاملاً باکیفیت است. استانداردهای روز دنیا را دارد. خودروهای ما هم پیشرفته ترین خودروهای دنیا هستند و استاندارد استاندارد می باشند. هنوز در یک خودروی استاندارد با کیفیت ترین سوخت هم که استفاده شود یک حجمی از آلودگی تعریف می شود. استانداردهایی که ما تعریف کردیم خیلی سختگیرانه است. استانداردهای اروپا و استانداردهای ای پی ای آمریکاست، اما در همان استانداردها هم باز درصدی آلودگی تولید می شود. ما باید مصرف مان هم اندازه و استاندارد باشد. شما در شهر ۸ - ۹ میلیونی تهران، وقتی برابر کشور ۸۰ میلیونی ترکیه بنزین مصرف می کنید این یعنی میزان مصرف استاندارد نیست.

بخشی تقصیر حمل و نقل عمومی است، بخش عمده آن به خاطر سبک زندگی ما هست. در کنار مسائلی مثل بارگذاری جمعیت، فعالیت ها، ما موضوعی به نام لایف استایل داریم. سبک زندگی! سبک زندگی یکی از مهم ترین تاثیرات را بر محیط زیست می تواند داشته باشد. ما برای هر خرید جزئی و هر مسافرت ضروری، برای از اینجا تا سرکوچه رفتن از خودرو استفاده می کنیم در صورتی که در هیچ جای دنیا این گونه نیست. ما در شهرمان مسیری برای پیاده روی تعریف نکرده ایم. اصلاً بسیاری از ما یادمان رفته راه برویم. کم راه می رویم! از دم خودرو سوار خودرو می شویم، نزدیک محل کارمان پیاده می شویم. می بینیم یک ماه گذشته ممکن است داخل خانه مان چهار قدم رفته باشیم، اصلاً راه نرفتیم. سبک زندگی ما خیلی تاثیرگذار است. شما وقتی نگاه می کنید می بینید رد و پای اکولوژیک هر فرد ایرانی دو سه برابر رد پایی هست که یک فرد دیگری در دنیا دارد می گذارد،مثلا سرانه ی مصرف آب در دنیا مثلاً به ازای هر نفر نهایت بین ۸۰، ۹۰، ۱۰۰، ۱۲۰ لیتر است. یک فرد در یک روز نهایت ۱۲۰ لیتر آب مصرف می کند. ما اگر رفتیم زیر دوش حمام تا آب قطع نشود و یا تا سرد نشود و تا خوابمان نگیرد بیرون نمی آییم. یعنی سرانه ی مصرف هر فرد در ایران در قبال کارهایی که دارد انجام می دهد چیزی برابر ۳۶۰، ۳۵۰، ۴۰۰ لیتر و گاهی اوقات کمتر و بیشتر است یعنی سه برابر میزان مصرف دنیاست. در صورتی که دریافت آب ما یک سوم میانگین آب جهان است.پس همه ی این مسائل تاثیر دارد. دستگاه هایی که متولی هستند هرکدام باید نقش های خود را انجام دهند. مردم باید کمک کنند. هیچ کجای دنیا داستان زندگیشان اینطوری نیست. اصلاً نمی صرفد اینگونه زندگی کنند. شما فرض کنید شهر پاریس در قلب اروپا، در کشور قدیمی فرانسه، اینطور نیست که مردمش زمستان و تابستان نوع لباس و پوششان و رختخوابشان در خانه یکی باشد. اما برای ما یکی است. شما همان وسایلی را که در زمستان استفاده می کنید همان هم در تابستان مورد استفاده قرار می گیرد. زمستان اینقدر خانه را گرم می کنید که فکر می کنید تابستان است، تابستان هم اینقدر سرد می کنید که باز فکر می کنید زمستان است. هیچ کجای دنیا اینطور نیست، اینقدر خانه ها را گرم کنند. این قدر انرژی زیاد مصرف کنند. میزان مصرف انرژی ما به شدت زیاد است. گاهی اوقات میزان مصرف گاز در این کشور با تمام اروپا برابری می کند.این یعنی این که ما هیچ کدام نمی خواهیم سبک زندگی مان را تغییر دهیم. فقط تقصیر فلان دستگاه نیست. ضمن این که یکی از اشکالات عمده هم این است که مطالبه های ما خوب شکل نگرفته است. نمی دانیم که از کجا باید سراغ بگیریم. مثال می زنم. متولی جلوگیری از بیابان زایی در این مملکت وزارت جهاد و کشاورزی است. کسی که باید آبخیزداری و آبخوان داری انجام دهد. از جنگل ها و از مرتع مراقبت کند و آن را مدیریت کند و تعادل بین دام و مرتع را برقرار نماید و مراتع را ممیزی کند و جنگل ها را حفظ کند.بهره برداری را معقول کند و معیشت های جایگزین را در جنگل پیاده کند و توانمندسازی کند. در واقع وظیفه ی سازمان یا وزارت جهاد کشاورزی این است که بومیان به جنگل و مراتع آسیب نرسانند، و زندگی مسالمت آمیزی برای آنها ایجاد کند تمام اعتبارات عمومی ممکلت در این خصوص به این دستگاه پرداخت می شود. پول آبخیزداری، آبخوان داری، حفظ جنگل، جلوگیری از آتش سوزی و همه ی اینها به این حوزه مربوط است. اما مردم همه ی اینها را از یک دستگاه که فرض کنیم اسمش محیط زیست است مطالبه می کنند.

خب این دستگاه در فعالیت های بین بخشی تا یک حدی می تواند پیگیری ها را داشته باشد. این ضرورت را باید مقام عالی آن وزارت خانه هم درک کند. یعنی اگر قرار است مثلاً صد مطالبه از محیط زیست شود دو مطالبه هم هم باید از این دستگاه شود تا که این هم تلنگری بخورد. اگر همه ی این مطالبه ها را این انجام داده خب بالاخره مرجعی هست، قوانین مملکت یک جوری است. می گوید شما یک دستگاه دولتی هستید از یک دستگاه دولتی دیگر شکایت نکن، در حد گله گذاری می ماند و  آن هم اولویتش چیز دیگری می شود. یا مثال دیگری بزنم من به عنوان اداره ی حفاظت محیط زیست شهر تهران، روزانه ده ها شکایت درباره ی قطع درختان در این شهر دارم. فلان جا فضای سبزش آبیاری نشده است و دارد خشک می شود، فلان جا درختی قطع شده است، فلان جا باغی آسیب دیده است. خب قانون گذار در این مملکت حفظ و گسترش فضاهای شهری را در اختیار شهرداری ها قرار داده است. مسئولش آنها هستند. آنها باید این را حفظ کنند. باید شناسنامه دارش کنند. باید درخت ها را پلاک کوبی کنند. باید باغات را شناسایی و دارای یک شناسنامه کنند. قانون گذار به آنها اختیارات قانونی داده است که اگر یکی آسیب دید چه جریمه ای برای او اتخاذ کند اگر مالک باغ شهری آمد و به باغش آسیب رساند تا این حد که شهرداری برود تملکش کند و به فضای سبز شهری اضافه اش کند اجازه داده است، بعد ناظر را چه کسی گذاشته است؟ شورای شهر به نمایندگی از مردم فعالیت می کنند اما همه ی شکایات به من محیط زیست می آید.

خب من هم باید به شورای شهر ارجاع بدهم از خود شهرداری توضیح بخواهم و بعد هم واقعاً اگر نتیجه نگرفتم راه های قانونی برای برخورد ندارم. اما چه اتفاقی می افتد؟ متولی هرگز ضرورت و مشکل را درک نمی کند. یعنی شما مسئله ی قطع درختان را می بینید در دستگاه هایی که باید این را پاسخ بدهند مسئله ای نیست. اما برای من مسئله است. یعنی من محیط زیستی را درگیر کرده ام است. شاید یکی از علت های این موضوع این است که اسم سازمان ما سازمان حفاظت محیط زیست است. ما یک سازمان هماهنگ کننده هستیم، یک سازمان حاکمیتی و نظارتی هستیم. ما قرار است دستگاه های دیگر را هماهنگ و نظارت کنیم و یک جاهایی برخورد کنیم و در یک جاهایی اصلاً وظیفه ی اجرایی نداریم.آیا در مورد پسماندها تا به حال یک نفر به بخشداری گلایه کرده است که چرا در این جاده پسماند است؟ از ما زیاد شکایت می شود. اما قانون گذار می گوید مدیریت پسماندهای عادی در شهر با شهرداری ها می باشد، داخل ده یا دهداری ها و بین این دو با بخشداری ها است، ما یک مرجع ناظر عالی هستیم. ما باید قوانین را پیگیری کنیم، سیاست ها را بنویسیم و ابلاغ کنیم، استانداردها را معرفی نماییم. اینها را ابلاغ و دنبال کنیم. این ها مسائلی است که نمی گذارد کار سر جای خودش پیش برود و مسائل حل شود.

ساغری: وقتی موقعیت کلی تهران را در نظر بگیریم، تهران حالت یک گودال است و شاهدیم از سمت شرق که هوا می خواهد خارج شود، چه معضلاتی داریم، ورودی غرب که جدیداً مثل دیوار است. جای دریاچه را شما می دانید، از کرج که می آیید مانند یک  دیوار تمام تهران گرفته شده است. این برج هایی که مابین ساخته شده است. این هوا وارد تهران می شود و بین این برج ها می چرخد و نمی تواند خارج شود برای اینکه خارج شود یا باید وزش خیلی شدید باشد یا باید فضای سبزی موجود باشد. در آلودگی هوا، تنها راه ممکن این است که فضای سبز را گسترش دهیم؛ در فضای سبز سرانه ای که هر نفر دارد، بسیار کم است. باید فضای سبز را مخصوصاً در پشت بام ها یا فضاهای عمودی که ما داریم ایجاد کنیم. درگیر کردن خود مردم اهمیت زیادی دارد. توضیح کلی که من دارم این است که بیاییم سیستم زندگی ها را عوض و مردم را درگیر کنیم، وقتی که یک حرکت ملی می خواهد صورت پذیرد باید عزم ملی باشد. به نظرم کار خوبی که شهرداری کرده سراهای محله است. من دبیر سرای محله توحید هستم وقتی به آن منطقه می روم البته با جاهای دیگر هم کار می کنم منتهی اصل مسئولیتم آنجاست. وقتی می روم محلی های آنجا را موظف می کنم که بیایند یک کار اصلی انجام دهیم مثلا در روز هوای پاک چه کاری انجام دهیم که هوای پاک داشته باشیم و چه کار کنیم که این فضا را گسترش دهیم. در حال حاضر هم  برای روز درختکاری داریم برنامه ریزی می کنیم. چند جا هست که درخت ندارد اینها را پیگیر شویم. یا همان حج و زیارت را پیگیر شویم اگر اجازه بدهند خودمان می رویم درخت می کاریم. و برنامه ای که ما در ان جی اوی جمعی از زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست داریم که همه ساله هم بوده در درختکاری که چندین سال هست منابع طبیعی فراخوان عمومی می دهد همه شرکت می کنیم. می گوییم همه با هم باشیم که امسال بیستم اسفند را برای درختکاری مطرح کردند. در عین حال یک مسئله دیگری هم که وجود دارد مسئله دیپلماسی محیط زیست است. از نظر محیط زیست وقتی ما از بُعد وسیع تری به این منظره و کشورهای همسایه مانند عراق نگاه می کنیم، کانون های ریزگردها باید مشخص شود. از آن طرف عراق و عربستان را داریم، ترکیه، و حتی جنوب آمریکا، چین و استرالیا را داریم، این ها یک کانون های ریزگردی دارند. اینهایی که می گویند شن زارهای اطراف خوزستان است که باعث این آلودگی ها می شود ممکن است یک مقدار اثر داشته باشد، اما آن تاثیر کلی طبق بررسی های لازم و در گفت و گو با اساتید مساله درستی نیست.خشکسالی به این ریزگردها کمک کرده است، اینها چیزهایی است که وارد تهران می شود، کم کم وارد شهرهای دیگر می شود. غباری که از سمت عربستان می آمد در فضای مجازی هم پخش شد، آن کجای ایران بود؟ ایران نبود، از خلیج فارس توده ای بسیار حجیم و بزرگی بود که وارد کشور می شد.

*این دیپلماسی باید چه طرح و برنامه هایی داشته باشد؟

ساغری: در دیپلماسی محیط زیست باید با کشورهای دیگر هماهنگ باشید. یعنی الان این سدی که ترکیه دارد می زند کار خیلی اشتباهی است. تمام آب دجله و فرات وارد عراق می شود. نقشه را که در نظر بگیرید ما اصلاً با عراق و با کشورها کار نداریم. محیط زیست جهانی است. هر جایی یک مشکلی محیط زیست پیدا شود کشورهای کناری هم آسیب می بیند در این زمینه، محیط زیست در کشور فرانسه دو سه ماه پیش یک برنامه آموزشی در دانشگاه ها گذاشتند. در آن زمان هوای فرانسه خیلی آلوده بود، آلودگی مثل تهران هم نبود. یک دفعه می دیدید، دور یک برج، دود غلیظی دارد می پیچد، درصورتی که آن طرف تر نبود، البته کشوری صنعتی است و با آن ها کار ندارم، کاری که شهرداری آمد انجام داد تمام ناوگان حمل و نقل عمومی را رایگان کرد، حالا در سطح شهر اتوبوس ها را کار ندارم. همه را برای مردم رایگان کرد که با خود ماشین نبرند برای خودروهای کمتر از سه سرنشین هم جریمه ی فوق العاده سنگین قرار داد. حالا نمی دانم چقدر اما قیمت بالایی را گفتند. هرچند تاکسی هایشان هم خیلی گران بودند. آمدند این معضل را این چنینی مدیریت کردند. روز بعد آسمان آبی آبی شده بود اما باز هم گفتند هوا آلوده است و باز هم گفتند امروز هم آلوده است و آن روز هم آن کارها را انجام دادند. و یک چیز دیگری بود که آنجا شهردار یک منطقه ای صحبت می کرد می گفت درگیر کردن مردم اهمیت دارد. ما وقتی رود سند را دیدیم خیلی آلوده شده است و نمی دانیم چه کار کنیم و محلی هایی که آنجا دارند زندگی می کنند زباله هایشان را در رود سند می ریزند، زباله حجمش بالاست و آلودگی های دیگر هم جای خودش، آمدیم یک برنامه ی ان جی او راه انداختیم. گفتیم ان جی اوهایی که می توانند به ما کمک کنند بیایند اینجا ما بودجه در اختیارشان می گذاریم تا آنها هم کار کنند.، گفتند طولی نکشید که رودخانه ی سند تمیز شد، پالایش شد، جاهایی که لازم بود. گفتند البته آلودگی هایی دارویی که شاید در آن ریخته باشد را ما نتوانستیم تمیز کنیم اما همان آلودگی ها پاک شد. همین جوی آبی که در ولیعصر دارد می رود، واقعاً چه معضلی است! اکنون به جایی رسیده که رودخانه سند محل توریست ها شده است. کاری بود که مردم انجام دادند. ما باید مردم خودمان را درگیر کنیم، اما وقتی می بینیم دولت مردان ما انجام نمی دهند، ما دیگر آن مسئولیت را نداریم. مدام می گوییم این کار را کنید، آن کار را کنید، می رسیم به مسئولان شهری یا مسئولان مملکت می بینیم اصلاً دغدغه آن ها این نیست و مردم ما خاموش می شوند. پس امیدواریم بین فعالان محیط زیست و بین مسئولین تعاملی باشد.

بازگیر: یکی از مسایلی که می تواند همه ما را به آینده بهتری امیدوار کند و این دورنما را به ما می دهد که قطعاً فرداهای بهتری پیش روی ما خواهد بود واقعاً این است که روز به روز علاقمندان و دلسوزان بیشتری به این عرصه اضافه می شوند. من یک مدتی مدیرکل استان لرستان بودم و بالطبع تمام افراد و تشکل ها و فعالین را که در این حوزه بودند ظرف چهار پنج سالی که آنجا بودم می شناختم. چند روز پیش در نمایشگاه بین المللی محیط زیست وقتی که مثلاً به غرفه تشکل های زیست محیطی مراجعه کردم کسانی که در آنجا زحمت می کشیدند را عموماً نمی شناختم، جالب این بود که آنها هم من را نمی شناختند، بعد که صحبت کردیم و آشنا شدیم، گفتم بی نهایت خوشحالم که چهره های جدیدی را در این عرصه دارم می بینم، این یعنی آدم های جدیدی به این عرصه اضافه شده اند، این یعنی تفکر حفظ محیط زیست گسترش پیدا کرده است. هرکدام از ما اگر نقش هایمان را بررسی کنیم می بینیم در به وجود آمدن مسائل محیط زیستی یک نقش داریم ولو یک اپسیلون و فراموش نکنیم این نقش های کوچک ضرب در تیراژ بزرگ می شود. مثال عرض می کنم اگر یک خانم خانه دار که حوزه مدیریت او یک آشپزخانه است در روز بتواند نیم کیلو، دویست گرم، صد گرم، پسماند کمتر تولید کند این ضرب در چند آشپزخانه در این مملکت خواهد شد و چه عددی از این مواد زائد حذف می شوند. خیلی راحت است! ما کارهای سختی هم نمی خواهیم انجام دهیم. سبک زندگی را می خواهیم تغییر دهیم، ما می رویم نان بخریم، می رویم وسیله ای بخریم، هر روز کیسه زباله جمع نکنیم به خانه بیاوریم، قدیم ها مگر چه کار می کردند. قدیم ها یک زنبیل بود و هر زن خانه دار، هر خانواده ای زنبیلی داشت می رفت خریدش را می کرد. فردا همین زنبیل بود، این زنبیل هم ۱۰ سال یار این خانواده بود. نه این که ما هر روز نایلون اضافه کنیم. یا این که واقعاً وسایلی را که نیاز داریم بخریم. اگر جمعیت ما چهارنفر است و قرار هست این چهارنفر اینجا دو روز حضور داشته باشید، دو وعده، سه وعده چهار وعده میوه می خوریم، پس معلوم است که ما چهارنفر چه عددی مصرف می کنیم. نرویم حجم بزرگی بگیریم که بخشی از آن به عنوان پسماند و زباله بماند. در بسته بندی هایمان رعایت کنیم. شما ۲۵۰ گرم کاکائو را دورش یک بسته ی کاغذی دارد، این داخل یک جعبه چوبی هست، این داخل یک جعبه ی فلزی هست، روی آن یک پلاستیک کشیده شده بعد روی آن یک روبان هم زدند. خب این روی هم ۴ کیلو بسته بندی شده است.اینها همه می شود زباله و ضایعات! وسیله ای را که نیاز داریم و از آن می توانیم استفاده کنیم.من یک نمونه ای به شما بگویم. آقای مهندس مظفر افشار، معروف به نام پدر بلوط، ایشان در استان لرستان فعالیت می کند. ایشان و خانواده ایشان سال های سال هست که هیچ ظرفی را دور نمی ریزند، هیچ وسیله ای را سعی می کنند دور نریزند. حتی کفش کهنه را، وقتی یک کفش قابل استفاده نیست این کفش را به عنوان گلدان در آن بذر می کارند، در پاکت جای آبمیوه، ظرف آب، نعلبکی شکسته، قوطی جای ادکلن و این داستان ها، در هرچیزی که دست آنها می آید بذر بلوط می کارند، بلوط پرورش می دهند ، یک سال، دو سال نگهداری می کنند بعد این نهال جوانه جدید را هدیه به مردم می دهند و در مراسمات مختلف و در جاهای مختلف از آنها می خواهند این ها را بکارند. خانه شان عملاً یک نهالستان است، هر امکاناتی در اختیارشان هست تبدیل به نهالستان کردند. با همین فعالیت ها سعی می کنیم کمتر آسیب بزنیم.همین اتفاق را شما فکر کنید ما خانه هایمان را یک درجه، دو درجه خنک تر کنیم، حتماً نباید اینقدر گرم کنیم که بعد پنجره را باز کنیم. این سبک زندگی درستی نیست که ما اینقدر اتاق ها را گرم می کنیم که باید پنجره ها را باز کنیم. کلی انرژی مصرف کردیم.

*به عدم هماهنگی بین دستگاه های متولی اشاره کردید، میان دستگاه های متولی از جمله مجلس، شهرداری و محیط زیست، در علل آلودگی هوا اشتراکی وجود دارد، یعنی نظر همه یکی هست یا نظرات متفاوت است؟

بازگیر: سر همین اصلی ترین، اولویت بندی به توافق نمی رسیم. در نتیجه همسو و هم هدف حرکت نمی کنیم. در نتیجه هم افزایی تولید نمی شود. در صورتی که ما باید همه سرخط قانون برگردیم بگوییم سال ۷۴ اگر، مجلس این مملکت چیزی را نوشته یک بک گراند کارشناسی پشتش بوده است. بالاخره نیاز و منطق بوده اگر اشکال دارد اصلاح کنیم که داریم اصلاح می کنیم. در حال حاضر لایحه جدید قانون آلودگی هوا اصلاح شد دیگر، مجلس هم پذیرفت و برای مراحل نهایی رفته که اگر این ابلاغ شود بسیاری از نقص ها و گیرهای قانونی ما حل می شود. ضمن این که یک برنامه هم داریم؛ یک برنامه بد از ۱۸ برنامه خوب داشتن بهتر است. حالا بد که نه، ضعیف، باز ما را در یک مسیر نگه می دارد و در یک مسیر حرکت کردن یعنی به هم اضافه می شویم. فرض بفرمایید اکنون سازمان ما اعلام کند که یکی از دلایل آلودگی هوا مشکلات اینترنت این مملکت است، خب همه انگشت در چشمان ما می کنند، که آقا این چه حرفی است. شما کار را ول کردید و بیراهه رفتید و این چه حرفی است می زنید. خب این یکی از واقعیت ها همین است. در دنیا سفر را مدیریت کردند، نیاز نیست از کرج یک نفر سوار ماشین شود ۱۸ ساعت در ترافیک باشد تا برسد تهرانپارس یک سوال بپرسد آقا بیمه ی من صادر شد یا نشد، فلان خدمات یا فلان داستان من آماده است یا نیست بعد سه روز دیگر، چهار دفعه  دیگر هم سراغ آن بیاید.چرا که خدمات الکترونیک و دولت الکترونیک آمده است.

ما همین را هم بد تعریف کردیم، ما آمدیم  گفتیم مردم مدام به دستگاه ها و به دولت مراجعه نکنند و تصدی گری کم شود. همیشه دولت که مسئول نیست مردم خودشان کار را انجام بدهند. آمدیم دولت در این کوچه بود گفتیم مردم سراغ دولت نروید به این کوچه، گفتیم بیاید  سر کوچه این سمت دفتر خدمات الکترونیک هست. یعنی همان داستان و همان رفت و آمد و همین قضیه را اینجا برقرار کردیم. فرقی نکرد. فقط یک رفت و آمد و یک هزینه ی دیگری به مردم دادیم. در صورتی که ساختار باید به شکلی می شد که همان خدمت را مردم از خانه شان می گرفتند. یا الان یک صحبتی خانم ابتکار چند وقت پیش کرده است چقدر محل مناقشه است در رسانه ها و جاهای مختلف که گفتند تعطیلات تابستانی را بخشی به زمستان منتقل کنیم. بحث این هست، ما می آییم بارگذاری فعالیت هایمان را در یک روزهای خاصی، در هفته های خاصی و در ماه های خاصی تجمیع می کنیم، یا در شبانه روز در یک ساعت خاصی، ساعت ۸ صبح محصل باید سرکارش برود، نماینده ی مجلس همان ساعت باید برود، بانکی هم همان ساعت برود، بازاری هم همان ساعت باز می کند، همه و همه و همه سر ساعت ۸ باید برسند و همه هم باید ساعت ۴ تعطیل بکنند، خب یک ساعت قبل از ۸ ، یک ساعت بعدش ترافیک است. سه ساعت اینجا، ۴ بعدازظهر هم از یک ساعت قبلش تا یک ساعت بعدش ، همت و حکیم از سه و نیم چهار بعدازظهر هرکس وارد آن شد تا ساعت ۶ ، ۷ بعدازظهر از آن خارج نمی شود. چون بارگزاری زمانی مدیریت نشده است، بارگزاری جغرافیایی که بماند که تهران پرجمعیتی را در یک محدوده جغرافیایی کوچک ساختیم ، بعد به جمعیت بسنده نکردیم و همه فعالیت ها را هم به آن دادیم، گفتیم قطب صنعت باش، در کنارش قطب خدمات هم باش، قطب درمان هم باش، قطب آموزش هم باش. همه سیاست گذاری ها و همه ادارات و همه کارها هم پیش شما باشد. همه چیز را اینجا دادیم. همه ی مردم کشور را نیازمند حضور در تهران کردیم. هرکس مریض شد باید به اینجا بیاید. هفت هزار واحد درمانی در اینجاست، همه باید اینجا بیایند درس بخوانند. بقیه ی مملکت را باید تعطیل کنیم. نیامدیم یک تقسیم کار. همه ی فعالیت ها و همه ی خدمات را اینجا انجام می دهیم. پایتخت های دیگر دنیا جایگاه ملی و بین المللی دارند، مثلاً اگر فعالیتی در قم می تواند صورت بگیرد دیگر در تهران انجام نمی دهند. اگر یک شغلی در لرستان، در کرمانشاه در سیستان و بلوچستان می شود انجام داد دیگر در تهران انجام نمی دهند. ما در تهران مبتذل ترین و پیش پا افتاده ترین کارها را انجام می دهیم، کابل های اسقاطی، سرقتی و همه جور کهنه بقیه جاهای کشور را جمع می کنیم بار کامیون می کنیم می آوریم در اطراف تهران می سوزانیم که فلزش را در بیاوریم. یعنی حتی تهران را نتوانستیم طوری تعریف کنیم که نقش خوبی داشته باشد. جای خوبی داشته باشد. بحث خوبی داشته باشد. در سیاست گذاری هایمان بگوییم بقیه ی مملکت هم ظرفیت دارد.سال هزار و سیصد و چهل و شش آمدند گفتند در شعاع ۱۲۰ کیلومتری تهران دیگر بارگذاری جدید صنعتی صورت نگیرد. ما چه کار کردیم. هر چند سال یکبار آمدیم یک تبصره اضافه کردیم تهران اینها را نیاز دارد اضافه شود، این هم نیاز دارد این هم اضافه بشود. با این عنوان که تهران را به عنوان پایتخت ببینیم نگاه نکردیم. پروژه ی عمرانی ای که وسط میدان هفت تیر تهران تعریف می شود کارگاهی که برپا می شود، هیچ فرقی با کارگاه مشابهی که در کویر لوت برگزار می شود ندارد.

ما کارگاه را ، شکل کارمان و شکل کارگاه سازی و شکل پروژه های عمرانی مان را سعی نکردیم به درستی تعریف کنیم.در جاهای دیگر دنیا هم دارند در شهرهایشان کار عمرانی می کنند من یک کشوری نرفتم در یک جایی به نام گرند پلیس در بلژیک یک میدانی هست، بعد این سمت میدان بودیم، میدان مربع هست تقریباً ما از یک ضلعی وارد شدیم، سه ضلع این را که گشتیم، خیلی هم بزرگ نبود، تازه به ضلع چهارم رسیدیم متوجه شدیم که ضلع چهارم اش در حال ساخت و ساز است. یعنی آن پشت زندگی همه چیز جریان داشت، آنجا هم سرپا بود، اما وقتی رفتیم دیدیم ای بابا اشتباه کردیم این فقط یک رویه است. یعنی یک داربست بزرگی جلوی آن زده شده بود، هم شکل و هم مبنا و سازگار با بقیه و بر اساس همان شکل، نمای این ساختمان را هم نقاشی کرده بودند، هم جلوی آلودگی را گرفتند هم نما بود. با کمترین آلودگی، با کمترین سر و صدا و با پیشرفته ترین امکانات در حال تعمیرات و ساخت و ساز بقیه بودند. ما چه کار می کنیم. ما به همان شکل اگر قرار هست دیواری را تخریب کنیم وسط شهر همانطوری تخریب می کنیم که در بیابان هم همانطور تخریب می کنیم. یعنی مصالح را همینطور خام می آوریم، همه همینجا قاطی می کنیم، کلی فرایند تولید و درجا سازی را همین جا سرهم می کنیم در صورتی که در دنیا اینها تعریف شده است.

سیستم نظارتی برای حل این مسئله وجود ندارد؟

بازگیر: سیستم نظارتی یک طرف قضیه است، زیربناهای علمی، تفکری، تصمیم گیری و این داستان ها هم مهم است. همه چیز به سازمان حفاظت محیط زیست وابسته نیست. قرار نشده سازمان حفاظت محیط زیست بیاید جای همه کار کند، مثلاً فرض کنید در این شهر بعضی ها به ما نامه می نویسند یا در سامانه ۱۵۴۰ ما شکایت هایشان را ثبت می کنند، یا در مراجعات حضوری درباره امواج ناشی از این دکل های مخابراتی، دکل تلفن همراه و مسائل دیگر و مخاطراتشان برای زندگی ها شکایت می کنند و شاکی هستند و از ما توضیح می خواهند. قانون گذار در این قضیه همه مسئولیت ها را به انرژی اتمی داده. آنجا سازوکار و ابزار و بحثش را برای سنجش، برای فلان و برای همه چیز داده است و آنجا گفته است که دفتر حفاظت از اشعه بیاید و این موضوع را بررسی کند و بگوید برای مردم در چه وضعیتی قرار دارد. ما هیچ وقت سراغ اصل داستان نمی رویم، عرض من این است ما باید محیط زیست را واقعاً فرابخشی نگاه کنیم. برخی می آیند برای محیط زیست دلسوزی می کنند، شاید شنیده باشید. مثلاً می نویسند اعتبارات سازمان حفاظت محیط زیست این رقم است، اعتبارات سازمان تبلیغ اسلامی این رقم است، به صدا و سیما این عدد دادند به محیط زیست این عدد دادند، به وزارت ارشاد اسلامی این عدد را دادند به محیط زیست این عدد را دادند بعد اینها را با هم مقایسه می کنند بعد هم نتیجه می گیرند چقدر به محیط زیست ظلم شده است. به نظر من اینکه اینطور محیط زیست را تبلیغ و ترویج می کنیم، ظلم است.

ما اصلاً ایرادی نمی بینیم که به صدا و سیمای این مملکت، به وزارت ارشاد، به تبلیغات اسلامی، به آموزش و پرورش، به دانشگاه ها، اصلاً به همه متولیان فرهنگ و فرهنگ سازی بیشترین اعتبارات این مملکت را دهند. ایراد این است که در برنامه های آنها، و در فرهنگی که آنها دارند پرورش می دهند و در چیزی که به نام فرهنگ دارند در دانشگاه ها پیاده می کنند حفظ محیط زیست نیست. قرار نیست خود ما بیاییم اینها را برای مردم جا بیاندازیم، ما به چند نفر دسترسی داریم؟ اصلاً مگر ما این کار تخصصی را بلد هستیم، مگر یک سازمان به تنهایی می تواند خودش همه ی نیازهایش را انجام دهد، برایتان مثال می زنم. ما خیلی ناشناخته ها را داریم. نه تنها ما بلکه دستگاه های دیگر ما اشکالات علمی زیاد داریم. خب چه کسی باید حلش کند؟ این را باید مراکز علمی حل کنند. جای دانش، جای تحقیق، جای پژوهش مراکز علمی است. مراکز علمی و دانشگاهی این کشور باید بروند راجع به نیازهای کشور بررسی کنند بعد هم من مدیر اجرایی یا دستگاه اجرایی باید بیایم از این علم و از این دانش بهره ببرم. ما هر ناشناخته ای که داریم باید بیاییم دار و درخت اداره مان را بفروشیم یک پولی جمع بکنیم بدهیم به فلان مرکز بعد ببینیم چیزی دست ما را می گیرد یا نه یعنی پروژه ها در این راستا تعریف نمی شود. چنددرصد پروژه های دانشجویی، پروژه های دانشگاهی، مقالات،تحقیق ها، رسانه ها، پایان نامه ها به مسائل محیط زیست، اصلاً مسائل اولویت دار مملکت می رسد، چند درصد آنها قابل استفاده است؟ یک مشکل این شکلی هم داریم.

ساغری: ابتدا آموزش محیط زیستی ضروری است که ما می گوییم حتی باید در مجلس شورای اسلامی هم یک بحث آموزش بگذاریم؛

مسئله درختکاری یکی از مسائل مهم است. این درخت قطع شده، صد مسئله را ردیف کرد که شاید یک مورد برای شهرداری بود. ما می آییم منفی ها را کنار هم می گذاریم اما با مثبت کار نداریم. فضای شهر تهران را ما دیدیم که این اواخر چقدر فضای سبز داریم. باز کاری به مصرف آب ندارم که باید مدیریت شود. هیچ کس نمی گوید که دستت درد نکند که پادگان به آن بزرگی را چرا پارک ولایت کردی. ما این را نمی بینیم. یک درخت قطع می شود می گوییم چرا شاخه ها را زدید. درختان این باید هرس شود، اگر خیلی بلند است دارد خسارت می زند کارشناسان به آنجا می روند، خیلی از ماها اینها را در فعالیت های محیط زیست بلد نیستیم. فقط می رویم اینها را این چنینی بررسی می کنیم. همکاری ها باید همه جانبه باشد. در مورد معضلات هم همه ارگان ها باید کمک کنند، تا ارگان ها کمک نکنند هیچ کاری انجام نمی شود و مردم هم وقتی ببینند دارند کار می کنند و ارگان های دولتی توجه نمی کنند آن کار را کنار می گذارند و اصلاً نمی روند انجام دهند. مسئله مهمی که هست ما استفاده از انرژی های تجدیدپذیر را خیلی تاکید داریم، دوست داریم شهرداری همینطور که یک موقع هایی اگر یادتان باشد فضای شهر وقتی می ساختند روکار نمی کردند.

یک شهر خیلی ساخت و سازی به نظر می آمد، شهرداری در این وقت گفت تا وقتی ساختمان را روکار نکنید من پایان کار نمی دهم. شهرداری، وقتی این کار را کرد، مردم می بینید اول روکار را وارد عمل شده بعد می روند داخل تا پایان کارشان را بگیرند. ما می گوییم شهرداری حالا اینجا بیاید که شما اگر روی این برج پنل خورشیدی نگذارید ما پایان کار به شما نمی دهیم. من نمی دانم حالا این در حیطه ی کاری شهرداری است یا جای دیگر. یا مثلاً سیستم گرمایش و سرمایشی که الان در برج ها دارد استفاده می شود. شما ببینید چقدر برج در تهران داریم. اگر انرژی ما تجدیدپذیر باشد. اگر یک سیستمی باشد که نظارت کند، ماهی یک بار، لااقل پنج شش ماه یکبار، بیاید موتورخانه ها و سیستم گرمایشی و سرمایشی را بررسی کند. اگر شهرداری مسئول است یا هر مسئولیت دیگری که جای دیگر هست این بسیار عالی می شود. و این که به مردم ما یاد بدهیم ما با این حجم زباله ای که شما تولید می کنید می توان آن را مدیریت کرد.خب ما در حیطه ی کاری زنان هستیم.

می گوییم زنان بزرگترین مسئولیت و مدیریت را در خانواده دارند. وقتی مردی می آید وارد خانه میشود، مرد خانه است و بزرگتر ما هست وقتی وارد می شود الان ساعت ۹ می آیند زباله را می برند، من که خانم خانه هستم واقعاً اینها را درست می کنم، تفکیک زباله از مبدا، این را جدا می گذارم، آن هم جدا می گذارم، خب حالا آقای خانه اگر می خواهد ببرد سر کوچه یا هرجا با آقای خانواده است. یا خرید ظروف. ظروف یکبارمصرف در خانواده. این حجمی که ما داریم استفاده می کنیم در ظروف یکبار مصرف واقعاً قابل بررسی است. یعنی چه این همه استفاده شود آموزش دادن به مردم کار خیلی خوبی هست، سراهایی محله هم دارند  این کار را انجام می دهند. همه مطالبه گر شدند. همه می آیند بررسی می کنند و حدود پانصد و خرده ای سرای محله یا سیصد و شصت و پنج تا سرای محله هستند که هفده هزار تا فعلاً عضو دارد و اینها دارند کار می کنند. و کارشان هم بسیار خوب است. یعنی شهرداری هم با محیط زیست کمک می کند.

سازمان محیط زیست چه برنامه ای برای از بین بردن معضل آلودگی هوا داشته و تا به امروز چند درصد آن پیش رفته و چند درصد باقی مانده است؟

بازگیر: برنامه مشخص ما همان قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا است که این قانون مصوب سال ۷۴ می باشد که الان هم در مجلس در حال نهایی شدن هست و همه کارهای تصویب برای اجرا را پشت سر گذاشته است؛ در کنار آن مصوبات قانونی دولت است، سازمان حفاظت محیط زیست، یک سازمان سیاست گذار در این حوزه است. اگر در دولت یا در مجلس قانونی تصویب می شود این قانون را سازمان حفاظت از محیط زیست نوشته است و پیگیری ها و لایحه شدن آن و بعداً ارسال آن به مجلس و سپس ارسال آن به دولت و پیگیری هایش همه اینطوری انجام شده، همه موارد مربوط به همه عوامل و منابع تولید کننده این آلودگی در آن آمده است از بحث سوخت، خودرو، موتور سیکلت ها، منابع ساکن، صنایع کارخانه ها و جاهای مختلف مطرح شده اند.

یک بخش هایی هم مربوط به دستگاه نظارتی است. در آنها، یک جاهایی هم خودمان مسئول اجرا هستیم. در رأس رصد، دیده بانی، پایش اینها و تعیین استانداردها و خیلی موضوعات که خودمان مسئول هستیم همه ی اینها را انجام دادیم. استانداردهای جدید خروجی خودروها اعلام شد، استاندارد خروجی دودکش کارخانه ها و جاهای مختلف همه به روز شده است، یک سری کارهای این شکلی صورت گرفته، در بحث حفاظت از مناطق تحت مدیریت، مناطق چهارگانه محیط زیست که حدود ده درصد مساحت کشور هستند آنجا خودمان مسئول هستیم. بحث ایجاد پاسگاه، برقراری حفاظت های مستمر با کمک محیط بانان و داستان های این شکلی را خودمان دنبال می کنیم، در سایر موارد و سایر جاها به عنوان دستگاه ناظر یا همکار سایر دستگاه ها هستیم که آن تکالیف را برقرار می کنیم. یک سری منابع ساکن را بحث پایش آن­ها تکلیف ما هست. اینها را رصد و دنبال می کنیم، به سه طریق یک کارخانه را پایش می کنیم یکی از روش ها مستمراست یک روشش حضور مستمر همکاران ما از آنجاست و نمونه برداری از خروجی هایشان. اگر مشکل داشته باشند صدور اخطاریه، پیگیری های قانونی، لازم باشد پلمپ کنیم، لازم باشد می گذاریم لیست صنایع آلاینده و مشمول مالیات های آلودگی هوا، این کارها را انجام می دهیم، دو بحث هم بحث خوداظهاری است که توسط آزمایشگاه های معتمد صورت می گیرد و بحث پایش برخط یا پایش آنلاین می باشد.، در پایش آنلاین آنهایی که مشمول این مولفه می شوند و خروجی مستمر دارند همه موظف کردیم که تجهیزاتی روی خروجی شان قرار بدهند که ما بتوانیم از داخل دستگاه ها، از داخل ادارات، از جاهای مختلف در سامانه ی مخصوص این کار هر لحظه ببینیم که از خروجی دودکش این کارخانه چه بیرون می رود یا از خروجی یک تصفیه خانه ی فاضلاب به همین صورت.

در بحث آزمایشگاه معتمد نیز می بینیم آزمایشگاه های معتمدی در سراسر کشور فعال شده اند که در تهران هم حدود هشتاد آزمایشگاه تجهیز شده است صلاحیت آن ها بررسی شدند و بعد به آن ها اجازه داده می شود به کارخانه ها و به واحدهای خدماتی و یا به جاهای دیگر مراجعه کنند، نمونه برداری انجام بدهند و نتیجه ی آنالیزشان از آن نمونه را برای ما می فرستند. همین مساله در برنامه ی پنجم وجود داشت، بند ب ماده ی ۱۹۲ در برنامه ی ششم هست که همین کار و همین بحث به عنوان یک تکلیف ها در واحدها انجام بدهند. به هر حال برنامه های ما همان برنامه های مشخصی هست که دولت تایید و تصویبشان کرده است، مجلس تایید و تصویبشان کرده و هیچ کدام یک کار سلیقه ای، یک کاری که امروز تشخیص بدهیم، نیست. همه موارد در آن هست و اما مجری آن تنها خود ما نیستیم. مستقیم دوازده سیزده دستگاه، غیرمستقیم همه آحاد جامعه درگیر هستند. یکی از محورهای جلوگیری از آلودگی هوا بحث آموزش است در همه زمینه ها، بخشی از آموزش را خودمان انجام می دهیم. اینقدر در سازمان خودمان آموزش مهم است که یکی از معاونت های سازمان معاونت آموزش است. معاونت آموزش و پژوهش هست اما بر اساس قانون همه مکلف هستند انجام دهند. ماده ۱۸۹ قانون برنامه پنجم می گوید تمام دستگاه هایی که بخشی یا تمام درآمدشان از بیت المال است در راستای نیل به توسعه پایدار موظف هستند برای فرهنگ سازی عمومی و حفظ محیط زیست اقدام کنند. یعنی این شامل ثبت احوال، اداره برق، اداره و فرمانداری می شود. هرکسی که از بیت المال این مملکت پول می گیرد، هر نهادی، هر دستگاه، یک بخش کوچک یا همه درآمدش از بیت المال است باید این کار را انجام دهد. ماده ۴۵ قانون برخی درآمدهای دولت را پیگیری می کند، در این ماده گفته شده که تمام کارخانه ها و کارگاه ها و واحدهای صنعتی باید یک در هزار فروش خود را در یک حساب جداگانه دیگری نگه دارند و از این برای آموزش پرسنل و آموزش ارباب رجوع و آموزش مردم و اطرافشان برای حفظ محیط زیست استفاده کنند. ما در این زمینه ها مشکل داریم. شاید یکی از اشکالات به این برمی گردد که ما برای نظارت بر این قانون ها ابزار کافی را نداریم. مجلس یک قانونی می نویسد به نام قوانین مالی، قوانینی که راجع به حساب و کتاب های مالی است.

پولی که برای این مملکت است چطور باید مدیریت شود. برای این که قوانین را نظارت کند در این قضیه، یک سازمان عریض و طویل به نام دیوان محسابات تولید می کند. در همه استان ها یک اداره اینطوری تعریف می شود، در کل کشور هزاران نفر مسئول این کار هستند. در هر اداره یک نماینده از اینها حضور دارد، بالای سر هر سند هزینه ی دولت یک نفر به نمایندگی از مجلس است. دیوان محاسبات زیر نظر مجلس هستند هنوز می بینیم یک جایی از قانون اشکال دارد. صدای کار جایی در می آید که دیگر کاری برنمی آید مجلس باید همین نظارت را در راستای قانون هایی که راجع به سایر بخش ها داشته باشد. بحث محیط زیست قانون مصوب مجلس است، اگر قبول ندارید تصحیحش نکن اگر دارید غیر از تقنین در قانون اساسی به شما وظیفه ی نظارت هم داده شده است. اگر این کار صورت بگیرد مشکل ما هم حل می

موضوعات:   گفت و گو ، تاپ یک - راست ،
دیگر اخبار