هسته های مشاوره در نیروهای مسلح تشکیل شود/ این حوادث نشان دهنده یک سندروم عمیقتر است
جمعه 20 مرداد 1396 | 11:31

چرایی حوادث خونبار در پادگان ها در گفت وگو با کارشناسان: 


هسته های مشاوره در نیروهای مسلح تشکیل شود/ این حوادث نشان دهنده یک سندروم عمیقتر است

 

 

شفقنا زندگی- اسلحه ای در دست، دوستانی در برابر و یاسی که انگشت می فشارد بر ماشه. مرگ و خون و جنون. و سربازی که سر بازی اسلحه بازی جان باخت بی چرا. پسران جوانی با موهای تراشیده و پوتین های سنگین تصویری همیشگی است از آنها که برچسب سرباز اجباری می خورند و برای گذراندن دو سال از عمر خود در پادگان ها اعزام می شوند. پیرترها از مصایبش خاطره ها دارند و باوری پایدار که سختی های سربازی امروز سر سوزنی مانند گذشته نیست اما برای پسران نوجوان و جوانی که قرار است با خدمت مقدس مرد شوند گام گذاشتن در این وادی به معنای از دست دادن دو سال از زندگی سرخوشانه است. دو سالی که در خاطرات کمتر کسی نشانی از شادی دارد. دو واقعه مرگ چند سرباز به دست همقطارانشان در پادگان های آبیک قزوین و کهریزک تهران از یک سو و خودکشی سربازان دیگری در بوشهر و شیراز از سوی دیگر نگاه ها را به پادگان ها و شرایط زندگی سربازان معطوف کرده است. مشکلات ناشی از فشارهای مختلف مانند دوری از خانواده و قرار گیری در محیط نظامی سلامت روانی سربازان را در عرض انواع آسیب ها قرار داده است. بر اساس مقاله ای با عنوان بررسی وضعیت سلامت روانی سربازان مراجعه کننده به یک کلینیک نظامی در تهران در سال 85 از 301 سرباز مراجعه کننده 174 نفر ( یعنی 57 و 8 دهم درصد) مشکوک به اختلال روانی بودند و ارتباط معناداری بین مشکلات روانی و عدم فعالیت جسمانی، سابقه خودزنی، فرار از خدمت زندان و تعداد ماههای خدمت وجود دارد. در این مقاله به تعداد زیاد سربازان در معرض خطر ابتلا به مشکلات روانی اشاره شده و بر لزوم اتخاذ تدابیری در خصوص ارتقای سلامت سربازان تاکید شده است.

همچنین در مقاله دیگری با عنوان وضعیت سلامت عمومی و روانی سربازان در دوره آموزشی که در فصلنامه روانشناسی نظامی در سال 91 منتشر شده به این موضوع اشاره شده که تفکیک دوره های آموزشی سربازان بر حسب مقاطع تحصیلی، تاهل، بومی و غیر بومی و بالاطبع فرماندهان و مربیان آموزشی دارای تحصیلات بالاتر و یا حداقل در سطح مقاطع تحصیلی این سربازان مدنظر قرار گیرد.

اتفاقات اخیر در حالی است که به گفته امیرعلی سامانی، رییس بازرسی نیروی مینی ارتش تمامی سربازان در بدو ورود به یگان های نظامی از جمله ارتش تحت معاینات پزشکی قرار می ریند و بعد از احراز سلامت روحی و روانی متناسب با سطح سلامت پزشکی، روحی و روانی در قسمت های مختلف به کار گمارده می شوند.

اما اتفاقات اخیر پادگان ها سوالاتی را در مورد سلامت روان سربازان و نحوه بررسی آن پیش از و در حین خدمت مطرح کرده است.

سربازان در معرض انواع آسیب های روانی قرار دارند

دکتر علی باغبانیان روانپزشک در گفتگو با شفقنا زندگی از لزوم توجه به افراد در معرض آسیب می گوید و معتقد است: در کشور ما زمانی که از افراد زنان، کودکان و سالمندان است و دربسیاری از مواقع فراموش می کنیم که یکی از اقشار به شدت آسیب پذیر از نظر روانی سربازان هستند.

وی با بیان اینکه سربازان به دلایلی متعددی در معرض انواع آسیب های روانی قرار دارند، می افزاید: یک جوان 18 یا 19 ساله که تا آن روز در محیط پر محبت و عاطفه خانواده حضور دارد به یک محیط خشک، رسمی و غیر قابل انعطاف وارد می شود که دارای دیسیپلین سختی است. همین تغییر محیط یکی از مهمترین عوامل استرس زا در فرد است.

این روانپزشک با اشاره به برخی رفتارهای نادرست افراد مافوق با سربازان جوان، ادامه می دهد: قطعا این افراد از چنین رفتارهایی قصد خیر دارند و می خواهند در این دو سال از یک نوجوان یک مرد بسازند اما همین رفتارها و انتظارات سخت و طاقت فرسا از یک جوان که در کنار خانواده و سر ساعت و در آرامش خوابیده شرایط استرس زایی برای او پدید می آورد که تحمل آن چندان راحت نیست.

وی با بیان اینکه در برخی از افراد نظامی این ذهنیت وجود دارد که یک فرمانده قاطع  می تواند هر نوع رفتاری را با سرباز داشته باشد تا او را بسازد، خاطرنشان می کند: چنین ذهنیتی می تواند در موارد باعث رفتارهای تحقیرآمیز با یک جوان 18 ساله شود. در حالی که این سنین سنین بسیار حساسی است و بسیاری از بیماری های روانی در این سنین شروع می شوند یا بروز پیدا می کنند.

به گفته دکتر باغبانیان، بیماری هایی مانند جنون جوانی، اضطراب و یا افسردگی که در این مقطع بیشتر دیده می شود، در این سنین خود را نشان می دهند که حاکی از وضعیت روحی و روانی یک سرباز است.

فردی که در خانواده با بهترین امکانات زندگی می کرده ناگهان وارد فضایی سنگین با تمرینات فشرده می شود که در مواردی نیز با اهانت ها و تحقیرهایی همراه است. به گفته این روانپزشک چنین شرایطی تا حدی برای یک سرباز قابل تحمل است.

وی با بیان اینکه برای بسیاری از سربازان پادگان و خدمت سربازی اولین تجربه برخورد نزدیک در سطح اجتماعی است، می گوید: به همین دلیل است که کوچکترین مشکلی که در یک نفر وجود داشه باشد خیلی سریع به دیگران انتقال می یابد. مثلا یک فرد معتاد در این محیط می تواند افراد زیادی را درگیر اعتیاد کند و یا مشکلات اخلاقی و ارتباطات نامشروعی که در این مقطع رخ می دهد نشان دهنده استرس های موجود در آن است.

این روانپزشک با اشاره به مشکلات سربازی در همه کشورها، خاطرنشان می کند: کشته شدن همقطاران توسط یک سرباز در موارد متعدد در بسیاری از کشورها رخ داده و تنها منحصر به کشور ما نیست. این عاصی شدن و رسیدن به اوج حقارت فرد را آماده جنایت می کند. زیرا ترسوترین افراد نیز ممکن است تحت فشار غیرمتعارف رفتارهای غیرقابل پیش بینی از خود شان می دهند.

وی یکی از راهکارهای پیشگیری از چنین مشکلاتی را آموزش به مسوولان می داند و می افزاید: درست است که سربازی که به همقطاران خود آسیب زده باید در برابر سیستم قضایی پاسخگوی رفتار خود باشد اما فرماندهان و مافوق های این افراد باید بدانند که سرباز هم یک انسان با تمامی عواطف و احساسات انسانی است که تحت تاثیر شرایط قرار می گیرد.

ضرورت بررسی های روانشناختی دوره ای برای سربازان

هسته های مشاوره در نیروهای مسلح

دکتر باغبانیان با تاکید بر بررسی های روانشناختی سربازان قبل از ورود به دوران سربازی توسط کارشناسان خبره ادامه می دهد: در بسیاری از مواقع این افراد دچار بیماری های پنهان روانی مانند اسکیزوفرنی، جنون جوانی و یا اختلال دوقطبی هستند که در این دوران و تحت تاثیر استرس هایی که به آنها وارد می شود این بیماری شعله ور می شود در حالی که در زندگی عادی که قبلا داشتند هیچ علائمی در این زمینه بروز ندادند. به همین دلیل تست های روانشناختی قبل از سربازی توصیه می شود و لازم است که این تست ها در دوران سربازی در فاصله های زمانی چند ماهه تکرار شود.

وی بر لزوم هسته های مشاوره در نیروهای مسلح تاکید می کند و می گوید: از قدیم گفته اند در نظام چون جار معنی ندارد اما واقعیت این است که این باور، منطقی، علمی و اخلاقی نیست و به نظر می رسد اگر سربازی را در مورد انجام یک عمل توجیه کنیم راحتتر این دستورات را می پذیرد.

این روانپزشک با بیان اینکه اگر افراد مطلع و مشاوران آگاهی در مجموعه نیروهای مسلح باشند می توانند کسانی را که علائمی مبنی بر بیماریهای روانشناختی از خود نشان می دهد شناسایی کنند، خاطرنشان می کند: علائمی مانند اختلال خواب، اختلال اشتها، بیقراری، درگیری های اولیه و مسائلی از این قبیل علائمی هستند که باید جدی گرفته شوند و در صورت مشاهده آنها بلافاصله سرباز را به مراکز روانپزشکی ارجاع دهند.

به گفته این روانپزشک، در مواقعی محیط باعث اختلال روانی در سربازان می شود و در برخی موارد نیز است سربازان از پیش مشکلاتی دارند که در این محیط خود را نشان می دهد.

وی با بیان اینکه سربازانی که در دوران آموزشی قرار دارند ممکن است علائم افسردگی خلق تنگ از خود بروز دهند، می افزاید: همچنین در برخی موارد ممکن است سربازان در مانورها دچار علائمی مانند موج انفجار شوند.

سربازانی که برای اولین بار سیگار را تجربه می کنند

باغبانیان با بیان اینکه بسیاری از افرادی که وارد پادگان می شوند برای اولین بار سیگار را تجربه می کنند، می افزاید: در مورد سوء مصرف مواد مخدر آمار دقیقی نداریم اما به جرات می توان گفت پناه درصد از افراد سیگاری در دوران سربازی سیگار را تجربه کردند.

وی به خطر ارتباطات جنسی نامتعارف در سربازان اشاره و اظهار می کند: در بسیاری از موارد این مشکلات و بیماری ها ناشی از آن پوشیده می ماند و عنوان نمی شود اما باید مورد بررسی های دقیقتر قرار گیرد.

این روانپزشک با بیان اینکه نمی توان درگیری و عصبانیت را یک بیمای تلقی کرد، اضافه می کند: اما در عین حال این رفتارهای پرخاشگرانه می تواند نشانه ای از یک سندروم جدیتر و مشکلات پنهان شخص باشد.

وی با اشاره به ذهنیت موجود در فضاهای نظامی مبنی بر تمارض فرد برای گرفتن مرخصی، می گوید: متاسفانه در بسیاری از مواقع این تشخیص تمارض درست نیست و فرد واقعا بیمار است که چنین علائمی نشان می دهد. تمارض تنها در صورتی است که فرد خود به این موضوع اعتراف کند و یا با کنترل دورادور او به چنین نتیجه ای بتوان رسید.

دکتر باغبانیان به برچسب ها و الفاظ توهین آمیز اشاره می کند و ادامه می دهد: الفاظی مانند روانی، آی کیو، کندذهن و از این قبیل تاثیرات مخربی بر فرد دارد و این مجوز را به فرد می دهد که رفتارهایی مطابق این الفاظ از خود نشان دهد.

وی بر بررسی همه جانبه اتفاقاتی که در ماههای اخیر در پادگان ها رخ داده تاکید دارد و می افزاید: باید تیمی از جامعه شناسان، روانشناسان و روانپزشکان و فردی مطلع از مسائل نظامی با کمک گرفتن از خانواده های این افراد به طور کامل از همه ابعاد قضیه مطلع شوند و بدانند چه مشکلی باعث چنین رفتاری شده است تا راهکارهای مناسب برای پیشگیری از تکرار این حوادث اندیشیده شود.

بازتاب حوادث به تکرار آن دامن می زند

بازتاب این حوادث در رسانه های مجازی در فاصله زمانی بسیاری کوتاهی از رخ دادن ماجرا و تکرار آن در موارد دیگر بر اساس الگوهای پیشین این سوال را به وجود می آورد که چقدر چنین اخباری می تواند به تکرار حوادث مشابه منجر شود؟ دکتر باغبانیان در این زمینه می گوید: هم اکنون شرایط فضای مجازی به گونه ای است که یک حادثه کوچک در یک گوشه کشور به سرعت در همه جا منعکس می شود و همه از آن مطلع خواهند شد. انعکاس این موضوعات می تواند باعث تشدید این رفتارها شود.

حوادث پادگان ها نشان دهنده مشکلات عمیقتر در جامعه

به باور بسیاری از کارشناسان رفتارهایی را که در چند ماه اخیر از پادگان ها گزارش شده و مرگ چند سرباز را در پی داشته باید در قالب یک پرخاشگری و رفتار اجتماعی بررسی شود که همه جامعه را در گیر کرده است.

دکتر علیرضا عابدین، روانشناس و مدیرعامل موسسه افق های نوین تحول  در گفتگو با خبرنگار شفقنا زندگی با بیان اینکه پژوهش های روانشناختی میدانی و سیستماتیک در رابطه با جامعه و مردم شناسی در ایران به گونه ای جلوه داده شده که گویا عملی مکروه است، می گوید: ترس شدیدی وجود دارد که بخواهیم ابعاد کلی و کلان مشکلات کشور را نشان دهیم. این کار در بلند مدت کار دست ما و جامعه ما داده است.

وی معتقد است: این ترس امنیتی و سیاسی که مبادا برای دیگران بهانه ای درست کنیم که از انقلاب و جامعه ما ایرادی بگیرند باعث شده مشکلاتمان را در زیر قالی و پشت در جارو کنیم و از دیده پنهان نماییم. این کار باعث حل مساله نشده است. برعکس سبب انباشته شدن و چرک کردن مشکلات شده و حالا از جامعه به مکانی مانند پادگان رسیده که ابزار آزار و اذیت دیگران مانند اسلحه گرم نیز در آن مهیاست.

این روانشناس با اشاره به اتفاقاتی که در پادگان های کشور رخ داده می افزاید: این پرخاشگری ها قبلا در سطح جامعه و یا در جاده های کشور رخ می داد. چنانچه آمار کشته های ایران در جاده ها نشانگر مشکلات اساسی جامعه ما در زمینه پرخاشگری، عصبانیت و سایر احساساتی است که نمی دانیم چگونه با آنها مواجه شویم.

وی با انتقاد از نبود پژوهش های لازم در زمینه علوم انسانی و مسائل اجتماعی، خاطرنشان می کند: با فشارهایی که در سال های اخیر به رشته های علوم انسانی در دانشکده ها و موسسات مختلف وارد شده نوعی خاموشی و خموشی در میان تحصیلکردگان این رشته ها وجود دارد که باعث سازگاری و سکوت آنها در برابر مشکلات شده است.

بدون کاشت و داشت منتظر برداشت های آنچنانی هستیم

سابقه فرهنگی و تربیتی که انسان ها را مطیع و ساکت می خواهد موضوعی است که دکتر عابدین بر آن انگشت می گذارد و در توضیح آن می گوید: فرهنگ ما سالهاست که به ما یاد داده چگونه مطیع و ساکت باشیم. احساسات و افکار خود را بیان نکنیم. این یک مساله فرهنگی عمیق و شدید است که می توان با بررسی همه مظاهر فرهنگی مانند آداب و رسوم، شعر و ادب و سایر جوانبی که بر روح و روان افراد جامعه تاثیرگذار است مشاهده کرد.

وی با بیان اینکه فرهنگ ما اطاعت کردن و مطیع بودن را ارزش می داند، می افزاید: در جامعه ایرانی که جامعه ای جمع گراست این فرهنگ انسان هایی را بار می آورد که نه از روی احترام بلکه از سر ترس در برابر منابع قدرت ساکت می مانند. این فرهنگ به ما تحمیل می کند که با احساسات خود روبرو نشویم و آن را بیان نکنیم.

دکتر عابدین تشدید این وضعیت را در دولت های نهم و دهم می داند و با بیان اینکه در این سالها جامعه به شدت دچار ممیزی شد، اظهار می کند: این موضوع باعث شد شهروندان بیشتر از روی ترس مطیع باشند و حالت خودباختگی و شکست روحی روانی بر افراد حاکم شد که مردم فکر می کنند نمی توانند بر جامعه و زندگی خود و دیگران اثرگذار باشند.

وی مسائل زیادی مانند ترس های دولتمردان، تحمیل فرهنگی، استکبار جهانی و استبداد داخلی را بر این خودباختگی آموخته موثر می داند و ادامه می دهد: حتی در دهه های اخیر در سیستم آموزش و پرورش و نحوه فرزند پروری به ما می آموزند که اینگونه باشیم و هیچ جا حل تعارض و یا تکنولوژی های حل مسائل زندگی را به ما نمی آموزند. در واقع بدون کاشت و داشت انتظار برداشت آنچنانی داریم. چگونه بدون سرمایه گذاری  پرورش می توان چنین انتظاراتی داشت. آن هم در جامعه ای که به ما یاد می دهد متظاهر خوبی باشیم.

این روانشناس با تاکید بر اینکه این سبک تربیتی بالاخره در جایی خود را نشان می دهد، می گوید: مطالعات ما نشان می دهد که فرزندان جامعه برای قرن بیست و یکم تربیت نشده اند. افرادی متوقع، بی منطق، خشن، عصبانی، خودبین، بدون احساس، خودخواه و پرخاشگر بار آوردیم در حالی که این جامعه نبود که ما به دنبال آن بودیم.

وی بر لزوم بازنگری بر رفتارها و اعمالی که چنین جامعه ای را به وجود آورده تاکید دارد و معتقد است: باید به خود و جامعه مان نگاهی عمیقتر و انقلابی داشته باشیم و به امیدها و آرمان هایی که داشتیم و به دنبال آن بودیم برگردیم.

به درمان های ضربتی برای کنترل خشونت نیاز داریم

عابدین با بیان اینکه امروز به درمان های ضربتی برای کنترل خشونت در جامعه نیاز داریم، اضافه می کند: با وضعیتی که جامعه امروز ایران دارد اتفاقاتی که این روزها در پادگانها می افتد چندان عجیب نیست. سربازان ما هم افرادی از همین جامعه هستند و غریبه نیستند. همین پسران ما هستند و تنها فرق آنها این است که اسلحه به دست دارند. همین اسلحه را در دست افراد دیگری به صورت اتومبیل هایی در خیابان ها و جاده ها هم می توانیم ببنیم. فقط ابزار فرق دارد.

وی با بیان اینکه انسان های پرخاشگر و توخالی که نمی دانیم با یکدیگر چگونه زندگی کنیم، می افزاید: شاید روانشناسان سازگار مدار در بررسی حوادث پادگان ها و یا حوادث جاده ای این موضوع را موضعی و مربوط به همین مکان های خاص بدانند اما واقعیت این است که چنین چیزی درست نیست و این بخشی از مشکلات بزرگتری است که همه جامعه را درگیر کرده است و ابعاد فرهنگی و تاریخی عظیمی دارد. تنها تفاوت این است که در مکان های خاصی امکانات آسیب زدن به یکدیگر به طور مثال با اسلحه گرم بیشتر می شود و این امکانات احتمال چنین سوانحی را بالاتر می برد و پیامدهای سنگینتری دارد.

این روانشناس با اشاره به آماده نشدن فرزندان برای دوری از پدر و مادرو زندگی بزرگسالی، اضافه می کند: ما برای این سبک زندگی آماده نشدیم. هنوز یاد نگرفتیم چگونه با یکدیگر زندگی کنیم و خشم و عصبانیت خود را بروز دهیم. تحمل ما برای پذیرش سختی ها و ناسازگاری های زندگی افزایش نیافته و چرخ دنده های لازم و ساختارهای شخصیتی نه توسط مسوولان و معلمان جامعه و نه توسط والدین در ما شکل نگرفت. به همین دلیل قادر به مذاکره و صحبت با دیگران یا حتی با خودمان نیستیم. در نتیجه به نشان دادن خشم به صورت خام و پرخاشگرانه، نزاع، دعوا، درگیری و اسلحه رجوع می کنیم.

علائم انفجار جامعه را جدی بگیریم

دکتر عابدین با اشاره به اشتباهات فاحش مسوولان در سال های اول انقلاب در فرهنگ سازی، خاطرنشان می کند: در آن سالها جامعه ای را که در حال حرکت به سمت پرداختن بیشتر به خود بود تبدیل به یک جامعه کنترلی کردیم. دلیل این کار هم حفاظت از انقلاب بود که در نتیجه آن در برخی مواقع جامعه ای ترس محور و امنیتی به وجود آمد. اما امروز وقت آن است که مسوولان کشور این اشتباهات را بپذیرند و با عذرخواهی از مردم جامعه را به صورت ضربتی و انقلابی درمان کنند.

وی می گوید: باید از انواع مهارت های متخصصان و تکنولوژی های مدرن برای بازسازی و مهندسی درست جامعه استفاده کنیم.

به گفته این پژوهشگر اجتماعی، ترس از آسیب دیدن انقلاب در موارد بسیاری سبب شد که تخصص کنار گذاشته شود و تعهد ارجحیت پیدا کند. به این ترتیب افرادی پست های مدیریت میانی جامعه را به دست گرفتند که برای حفظ جایگاه و مقامشان، زیردستان خود را از افرادی انتخاب کنند که نه تعهد داشتند و نه تخصص و صرفا افرادی وفادار به آن مدیران میانی بودند. جامعه به افرادی سپرده شد که نه تخصص درستی داشتند که جامعه را به راه درست هدایت کنند و نه تعهد کافی داشتند که جلوی انحرافات را بگیرند.

وی با بیان اینکه این روند منجر به بر سر کار آمدن مدیرانی شد که مهارت های لازم را نداشتند، می گوید: رفتارهای این مدیران به سمت و سویی شکل گرفت که تنها به فکر حفظ جایگاه خود بودند و همه انرژی و هدف آنها به جای مدیریت درست و هدایت جامعه در راه حفظ مقام و جایگاهشان صرف شد.

دکتر عابدین با اشاره به ناامیدی و بی انگیزگی جوانان نسبت به اثرگذاری بر زندگی و آینده خود، تاکید می کند: در جامعه ای که تا این حد احساس فساد و ناامیدی در بین مردم آن وجود دارد باید منتظر پرخاشگری های آنچنانی نه تنها در پادگان ها بلکه در جای جای اجتماع باشیم. سالهای زیادی است که بسیاری از سیاستمداران درباره این جامعه در حال انفجار هشدار دادند و علایم این انفجار هم امروز در جامعه می توان دید.

موضوعات:   گفت و گو ، تاپ یک - راست ،
برچسب‌ها:   حوادث پادگانها ،
دیگر اخبار