آنچه فرو می ریزد؛ اخلاق، وجدان و تعهد است نه ساختمان ها! | شفقنا زندگی
   یکشنبه، 28 آبان، 1396
       

آنچه فرو می ریزد؛ اخلاق، وجدان و تعهد است نه ساختمان ها!



شفقنا زندگی- همانند دیگر شب های این روزهای سرد پاییزی به ناگهان خبری همه را متوجه قاب شیشه ای تلویزیون کرد. خبری که از ابتدا در شبکه های اجتماعی منتشر و به سرعت فراگیر شد. گویی باور آن برای بسیاری سخت آمد. زلزله 7 ریشتری نزدیکی مرز ایران. همه به دنبال صحت و سقم این خبر مرتب در حال جستجوی آن در میان شبکه های تلویزیونی بودند که ببینند کانون این زمین لرزه سهمگین کجا بوده است؟ درجه تخریبی آن چه اندازه بوده و آیا تصاویری مخابره می شود یا خیر؟

اگر چه زلزله 7 ریشتری در هر کجای جهان که رخ دهد مهیب است و ویرانگر اما بستگی به شرایط جغرافیایی در روی زمین یا دریا دارد اینکه در کدام کشور باشد هم مهم است. به عنوان مثال زلزله 7 ریشتری در ژاپن می آید اما نهایتا دو الی سه نفر کشته می شوند. یا در اروپا سیل می آید اما نهایتا تعداد کشته ها به اندازه تعداد انگشتان دست و پا می رسند اما کافی است یک حادثه ای نسبتا سهمگین در یکی از شهرهای ایران رخ دهد همه ما در دل لرزه ای را حس می کنیم که خدا نکند آمار کشته ها زیاد باشد. فرقی هم ندارد سیل در جاده چالوس باشد یا طوفان در تهران یا زلزله در کرمانشاه. همه این بلایای طبیعی می آیند و می روند و این دل های ماست که هر بار دلشوره تر از قبل می شود.

در زمین لرزه سال 82 بم تیم های زیادی از کشورهای مختلف به ایران آمدند. تیم های بسیار مجهز شامل تجهیزات دقیق نجات از زیر آوار تا خدمات پزشکی و رواشناسی و اسکان موقت و … اما گویی از زلزله بم ما آموزش سگ های نجات را بسیار خوب یاد گرفتیم و مدیریت دیگر امور را خیلی دقت نکردیم و هنوز هم در برخی موارد نظیر نحوه اطلاع رسانی تا نحوه مدیریت نجات و امدادرسانی که می تواند شامل اکیپ کامل از  نجات، درمان ، اسکان ، توزیع و آوار برداری با تجهیزات مدرن و روز باشد، فاصله هست. و واضح است در این میان هم گاهی پیش می آید که هر کسی بخواهد خودی نشان دهد و بعضی هم که مترصد فرصتی هستند از آب گل آلود ماهی بگیرند چنگ می زنند به یکدیگر و این مردم بی دفاع و آسیب دیده می شود اولویت چندم آنها.

 چرا؟ چون هر بحرانی که در کشور ما اتفاق می افتد قطعا پیشینه ای دارد. پیشینه ای که در یک سیکل معیوبی قرار گرفته که مرتبا تکرار می شود و زمانی که بحران جلوی چشم همگان اتفاق می افتد گویی پرده ها کنار می روند تا مردم تازه به واقعیت های پشت پرده پی ببرنند. نظیر آنچه در پلاسکو اتفاق افتاد. بسیاری پرسیدند خب چه شد که ساختمان پلاسکو که هشدارهای زیادی هم قبلا گرفته بود و شخص شهردار وقت اذعان به ناایمن بودن آن کرده بود اما فرو ریخت و بسیاری از آتش نشانان بی گناه را با خود مدفون کرد. چرا با وجودی که همگان می دانند کوچک ترین جرقه در یک ساختمان پر از پارچه و لباس می تواند به یکبار و در عرض یک ساعت همه را به آتش بکشد پس چرا چنین ساختمانی مجهز به سیستم اطفای حریق مناسب نبوده است؟

این سوالات و ابهامات اما گویی برای برخی از مسولان ما گزاف می آید. نظیر آنچه در زلزله کرمانشاه رخ داد. چرا ساختمان های نوساز نظیر برخی ساختمان های مسکن مهر تا بیمارستان و مدرسه و مراکز آموزشی باید بخش زیادی از آنها تخریب شوند. چرا ساختمان ها و برج های 90 درصد تهران که همه کارشناسان خطر زلزله را در این شهر پرجمعیت جدی می دانند اما روی گسل ها بنا شده است؟ اگر کشور ایران بر روی کمربند زلزله قرار دارد و از حوادث طبیعی چندان مصون نیست پس باید علاج واقعه قبل از وقوع کرد. اما به نظر می رسد آنچه کشور ما بیش از همه بدان نیاز دارد اخلاق، تعهد، وجدان کاری و مسولیت پذیری است که سال هاست آموزش و تجربه اندوزی آنها به محاق رفته است. و آنچه جایگزین آنها شده برچسب زنی و خودخواهی و کسب شهرت و ثروت و قدرت طلبی در لوای رانت خواری و فرصت طلبی بوده است.

انتهای پیام

 

بانک آینده

آخرین اخبار