صف دختران جوان در بازار دعانویسان | شفقنا زندگی
   پنجشنبه، 2 آذر، 1396
       

صف دختران جوان در بازار دعانویسان



شفقنا زندگی – مشتریانش دختران جوانی هستند که به ظاهرشان نمی‌خورد اهل دعا گرفتن باشند، پریشانی و نگرانی در چهره‌شان مشخص است؛ از دختر جوانی که قبل از من در صف است می‌پرسم شما چه مشکلی دارید، می‌گوید آقا سید در همسریابی و برگشت عشق بی‌نظیر است آمده‌ام دعا بدهد تا عشقم برگردد.

درگذر از بازار دعانویسان این بار سراغ مردی رفتم که در این گذر ادعای اسلامی بودن دعاهایش را دارد و می‌گوید که دعا رایگان می‌نویسد، چون پول دعا حرام است و اگر کسی پول بگیرد دعایش دیگر اسلامی نیست.

 

چون دعا رایگان می‌نویسد خانه‌اش بسیار شلوغ است و به‌سختی می‌توان به ملاقاتش رفت، زنان و مردان زیادی حتی ماه‌ها در صف هستند که پیش سید بیایند و دعا بگیرند اما شانس با من یار است و می‌گوید حالا که تا اینجا آمده‌ای بمان تا دعایت را بنویسم. من هم در صف قرار می‌گیرم، برخلاف سایر مکان‌ها مشتریانش دختران جوانی هستند که به ظاهرشان نمی‌خورد اهل دعا گرفتن باشند، پریشانی و نگرانی در چهره‌شان مشخص است؛ از دختر جوانی که قبل از من در صف است می‌پرسم شما چه مشکلی دارید، می‌گوید آقا سید در همسریابی و برگشت عشق بی‌نظیر است آمده‌ام دعا بدهد تا عشقم برگردد.

 

دختران جوان دیگر هم که مکالمات را شنیدند، همه ازعشق و شکستشان می‌گویند و امیدوارند بتوانند عشقشان را برگردانند، عده‌ای هم به امید یافتن همسری مناسب اینجا هستند، برخی هم می‌گویند که شفای هر بیماری دست آقا سید است.

 

شک نکن طلسم شده‌ای

وارد اتاقش که می‌شوم نعل اسب‌های زنگ‌زده خودنمایی می‌کند، نعل‌هایی که هرکدام یک اسم بررویش حک‌شده، کتاب‌های قدیمی و نسخ خطی، برگه‌هایی که روی آن با فونت تیتر نوشته است همسریابی و بازگشت عشق تضمینی، رفع جنون، دعای محبت، بخت‌گشایی. با روی خوش بعد از سلام و احوالپرسی می‌گوید بگو ببینم چه چیزی تو را به این روز انداخته است، خودم را ورانداز می‌کنم که چه چیزی باعث شد این حرف را بزند؛ بعد از مکثی کوتاه می‌گویم یک مدت است که خواب پریشان می‌بینم و نمی‌توانم بخوابم؛ گفتم شاید طلسم شده‌ام و می‌خندم.

 

آقا سید گلویش را صاف می‌کند و می‌گوید، ببین دخترم بی‌نظمی در خواب، خواب‌های بی‌معنی، گرفتگی عضلات شانه، کتف، کمر، افسردگی، سردرد بی‌دلیل، ریزش  مو همه نشان سحر و جادو است.

 

انگار که نتوانسته من را قانع کند تن صدایش را بالا می‌برد و می‌گوید اگر مشکل ناگهانی در زندگی‌ات افتاد یا در کارهایت گره‌دار شدی، اگر اضطراب شدید داری، اگر رابطه‌ات ناگهان سرد شده و رفتارهای عجیب داری، اگر بیماری‌های ناگهانی داری و حالت روحی و بدنی بدی داری، اگر خیانت ناگهانی دیدی شک نکن حتماً طلسم شده‌ای.

 

قصه مادربزرگ!

می‌گویم دیروز پیش یک فالگیر رفتم که فال قهوه می‌گرفت به من گفت که مشکلاتم به‌زودی حل می‌شود و حرفی از طلسم نزد، حالا شما می‌گویید برایم طلسم کرده‌اند! باید چه‌کار کنم؟

 

کتابش را ورق می‌زند می‌گوید شما جوان‌ها که الآن بیشتر سراغ فال قهوه، چای، پاستور(خنده‌اش می‌گیرد) نوشابه، آب‌معدنی، پفک و چیپس این‌ها  می‌روید، قدیم‌ها این‌طور نبود، مادربزرگ من خودش با تُف بیمار شفا می‌داد، تف می‌کرد روی صورت طرف شفا می‌گرفت من هم علاقه پیدا کردم و وارد این فضا شدم.

 

چهره‌ام را در هم می‌کنم و فکر می‌کنم مسخره‌ام کرده است، می‌گوید ناراحت نشو خانم من خودم دعانویسی را  از اساتید برجسته ایران که 22 نفر هستند یاد گرفتم حتی پیش  18 استاد هم از پاکستان و هند دوره دیدم و مثل مادربزرگم تف نمی‌کنم من دعانویس اسلامی هستم و برای همین هم رایگان کار می‌کنم.

 

با تعجب می‌پرسم مگر دعای غیر اسلامی هم داریم، با جدیت می‌گوید بله «دعای صبی» یعنی همان دعای حرام و شیطانی، این دعا را اغلب برای افرادی می‌نویسند که اهل نماز نیستند و دین را خیلی قبول ندارند برای این افراد دعانویسی اسلامی جواب نمیده من خودم این‌کاره‌ام می‌دانم دعای اسلامی به این‌ها جواب نمی‌دهد اگر کسی دعای غیر اسلامی بخواهد او را به دوستانی که مهره مار، موکل و انگشتر موکل دار؛ دارند معرفی می‌کنم.

 

می‌گویم  انگشتر موکل دار یعنی چه؟ می‌گوید این‌ها برکات زیادی دارند از افزایش رزق گرفته تا بخت‌گشایی و مهر و محبت، پیشرفت در تحصیل و ورزش، ترک عادت بد و بیشتر شدن اعتمادبه‌نفس.

 

انگار که متوجه نگاهم شده باشد در چشانم خیره می‌شود، می‌گوید نه خرافات نیست مطمئن باش خدا هر چیزی را با دلیل خلق کرده است.

 

شغلم دعانویسی نیست

نگاهی به ساعت می‌اندازد و می‌گوید خب برویم سر اصل مطلب من چون رایگان دعا می‌نویسم مراجعه‌کنندگان زیادی دارم اما در روز فقط به 10 نفر جواب می‌دهم.

 

می‌گویم تو که این‌قدر قوی هستی چرا رایگان کار می‌کنی، می‌گوید من شغلم دعانویسی نیست و منبع درآمد دارم،  این حرفه را برای تحقیق و علاقه خودم یاد گرفتم شبانه‌روز وقتم را برای یادگیری گذاشتم حالا هم نذر کردم تا یه مدتی به‌صورت رایگان انجام می‌دهم و بعدازآن دیگر کار نمی‌کنم؛ نمی‌توانم از زندگی‌ام بگذرم باید برای خودم هم وقت بگذارم.

 

می‌گوید دقت کن که نوشتن دعا رایگان است هرکسی می‌تواند به‌عنوان پاداش یک شیرینی بدهد که چقدرش مهم نیست حالا تو هم برای اینکه آرامش پیدا کنی می‌توانی دعا بگیری یا انگشتر موکل دار، حواست باشد بعضی‌ها انگشتر معمولی را به‌عنوان انگشتر موکل دار می‌فروشند آن‌هم باقیمت میلیونی؛ اگر بخواهی می‌توانم با قیمت مناسب برایت تهیه کنم.

 

اگر هم خواستی جای دیگری دعا بگیری اشکالی ندارد ولی برای خودت می‌گویم که پیش آدم موکل دار نرو؛ آن‌ها از همه‌چیز خبردارند و همه زندگی‌ات را به جزء برایت می‌گویند ولی خطرناک هستند، اصلاً تو میدانی موکل چیست؟

 

می‌گویم خیلی نه ولی می‌دانم هر چه باشد را خبر می‌دهند، با تأسف سری تکان می‌دهد و به‌آرامی می‌گوید موکل‌ها زاده شیطان هستند، هیچ‌وقت نگذار آنها بهت کمک کنند حتی اگر پولی ازت نخواستند نگذار شیطان وارد زندگی‌ات بشود، اصلاً می‌دانی خودت هم می‌توانی موکل داشته باشی دستش را گاز می‌گیرد می‌گوید برای این کار باید نعوذبالله به قرآن توهین کنی!

 

من هر خواسته‌ای را اجرا نمی‌کنم

«طلسم طمطم هندی» هم از همین‌هاست دیگر! چند سال پیش تعدادی کافر از خدا بی‌خبر به قرآن توهین کردند، نمی‌خواستم این‌ها را به تو بگویم اما باید بدانی کارهایی کردند تا این‌که شیطان آمد و این طلسم را به آن‌ها یاد داد این طلسم زود جواب می‌دهد چون شیطان هر کاری که بخواهی را برات انجام می‌دهد، بعد می‌گوید خدا کارت را راه نینداخت.

 

می‌گوید کسی که موکل دارد باید خواسته‌های شیطان را اجرا کند، مثلاً همین توهین به قرآن، خودم دیدم که شیطان یکی از این موکل دارها را که به حرفشان گوش نداده بود انقدر زده بود تا مجبور شد کاری که شیطان خواسته بود را انجام دهد.

 

می‌گوید اما من برای خواسته‌های گناه هم کاری نمی‌کنم مثلاً یک آقایی می‌گفت که برای زنم دعا بنویس که نوکرم شود و اگر گشنه‌ام باشد حتی حاضر باشد گوشت تنش را بپزد من بخورم؛ اما هیچ‌وقت این کار را نمی‌کنم.

 

می‌گوید حالا اگر عاشقی و می‌خواهی عشقت برگردد یا می‌خواهی عشقت بر سر حرفت حرف نزند می‌توانم برایت دعا بنویسم اگر نه هم با من در  فضای مجازی ارتباط بگیر تا انگشتر موکل دار و چیزهای دیگر را برایت تهیه کنم.

 

آدرس یکی از شبکه‌های اجتماعیش را می‌گیرم و خداحافظی می‌کنم، از در که خارج می‌شوم می‌گوید دخترم یادت باشد اگر زمان نذرم تمام شود دیگر کار نمی‌کنم تا آخر ماه اگر خواستی ارتباط بگیر.

بانک آینده

آخرین اخبار