زمان انتشار : ۲۲ بهمن ,۱۳۹۶ | ساعت : ۰۹:۰۲ | کد خبر : 71163 |

عاقبت شوم پیشنهادهای بی شرمانه برای سهیلا که به دنبال کار بود!

شفقنا زندگی – سهیلا برای اینکه در دام پیشنهادهای بی شرمانه نیفتد به دام مرد شیاد افتاد.

امروز که فهمیدم خواستگارم یک فرد کلاهبردار بود و تمام سرمایه مرا تنها با وعده ازدواج و خرید سهام یک شرکت واهی از چنگم بیرون آورده است از شدت ناراحتی بیمار شده ام نمی دانم چگونه با این همه زرنگی و به همین راحتی فریب خوردم تا میلیون ها تومان پس انداز سال ها زحمت کشی ام را از دست بدهم…

سامان بلیت پروازهای چارتر را برای آژانس های مسافرتی فراهم می کرد و خیلی زود من به عنوان بازاریاب برای او مشغول کار شدم. در اولین روز کاری 700 هزار تومان به من دستمزد داد و من در حالی که خیلی خوشحال شده بودم با خرید داروهای مادرم به منزل رفتم. مادرم با دیدن داروها دعایم کرد و من فقط او را در آغوش گرفتم. چند روز بعد سامان آدرس منزلمان را پرسید تا به خواستگاری ام بیاید. تعجب کردم. هنوز 10 روز بیشتر از آشنایی ما نگذشته بود اما فکر کردم شاید سرنوشتم این بوده است. روز بعد سامان گفت: قبل از آن که تو را از پدر و مادرت خواستگاری کنم می خواهم شریک کاری شویم و ادامه داد چقدر پول نقد داری؟ خندیدم و گفتم آقای مهندس من که مانند شما نیستم. همه سپرده و سرمایه من 15 میلیون تومان است.

او گفت: اشکالی ندارد! من هم مقداری روی پول هایت می گذارم و تو را سهامدار شرکت می کنم! با خوشحالی همه پول هایم را به او دادم. او هم همان شب به خواستگاری ام آمد. اما قرار شد هفته بعد با پدر و مادرش به طور رسمی از من خواستگاری کند. در این میان من بنا به درخواست او 3 میلیون تومان از پول های مسافران را نیز به حساب او واریز کردم ولی بعد از گذشت 2 روز از این ماجرا دیگر به تلفن هایم پاسخ نداد و از طرفی مسافران هم خواستار صدور بلیت بودند. وقتی موضوع را پیگیری کردم تازه فهمیدم که او یک کلاهبردار است و 2 زن دیگر دارد. اکنون هم به خاطر شکایت همسرانش مخفیانه زندگی می کند حالا نمی دانم چگونه به چشمان نگران مادرم نگاه کنم…

منبع : رکنا

به کانال ایران شفقنا بپیوندید
@iranshafaqna 

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام