اقتصاد؛ اولویت همیشگی مردم بعد از انقلاب/ مهم ترین دغدغه های ایرانی ها در ۷ دوره انتخابات

, , ,

شفقنا نظرسنجی- سمانه معارف: آگاهند، اما فرصت می دهند تا کسانی که از تحول می گویند در مسوولیت قرار بگیرند، شاید برای مشکلات آنان راه حلی منطقی و اساسی پیدا کنند؛ اعتماد می کنند و شور و هیجانی بی مانند دارند و عرصه را خالی نمی کنند؛ اما شواهد، آمار و حتی اعتراف مسوولان نشان می دهد که همیشه پیروز میدان مردم بوده و هستند، آگاهی و اعتماد آنان، منطقی، حقیقی و صادقانه بود، اما راهکارها و برنامه های برخی شعار، برخی دیگر دست نیافتنی و برخی هم زمان بر بود. شور و امید مردم به تلخی رسید و گویی دغدغه های آنان سراب بود.

کاندیداهای ریاست جمهوری، وضعیت کشور و نیازها و اولویت های مردم را می سنجند و براساس آن قول ها و تعهداتی می دهند تا رأی اعتماد مردم را جلب کنند، این تعهدات در برهه های زمانی تاریخ معاصر ایران متفاوت بوده و در میدان رقابت کسی برنده می شود که در شناسایی نیازها و اولویت های مردم هوش بیشتری داشته باشد. براساس آمار، نیازها و اولویت های مردم در طول ۴ دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری براساس شرایط و وضعیت همان دوره، تفاوت های جالبی داشته است.

* عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری ها؛ دغدغه مردم در دولت سازندگی

در سال ۶۸ آیت الله هاشمی رفسنجانی در شرایط دشواری که مربوط به پایان جنگ بود، اولین کابینه خود را تشکیل داد؛ مردم پس از هشت سال دفاع مقدس و تحمل رنج‌ها و کمبود‌ها، به حق از نظام انتظار داشتند که برای رفاه آن‌ها کاری انجام شود. سازندگی کشور، تحقق عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری ها، بهبود وضعیت اقتصادی، نجات اسرای جنگ، پیگیری اجرای قطعنامه ۵۹۸ و رسیدگی به آسیب‌دیدگان جنگ از جمله موارد فوریتی و اولویت‌دار مردم در دولت سازندگی بود.

دولت پنجم که پس از پایان جنگ بر سر کار آمد کار خود را در شرایط ویژه‌ای آغاز کرد، هاشمی رفسنجانی معتقد بود که در سال ۶۸ در حالی ریاست‌ جمهوری را قبول کرده است که از سویی با انتظارات مردم به خصوص در زمینه بهبود وضعیت اقتصادی مواجه بوده و از سوی دیگر بودجه کشور به صورت رسمی ۵۱‌ درصد کسری داشته است؛ زیرساخت‌های کشور مثل راه، بندر، پالایشگاه و سد یا وجود نداشت یا بسیار قدیمی بود یا این‌که در معرض حملات دشمن قرار گرفته بود.

به هر حال، هاشمی رفسنجانی تفکر اقتصادی دولت خود را بر مبنای حضور افراد فنی و مسلط به حوزه اقتصاد یا همان «تکنوکرات‌ها» پیش برد. هاشمی در تشکیل کابینه اول، از طیف‌بندی‌های گوناگون فکری استفاده کرد تا کشور پس از جنگ را سریعتر سامان ببخشد و برای این سامان بخشی از همه تفکرات و سیاست ها استفاده کند.

برای اینکه کارخانه‌ها، اقتصاد کشور و مناطق آسیب خورده بازسازی شوند، منابعی لازم بود؛ به همین دلیل دولت‌ هاشمی عملاً وارد یک نوع رابطه جدیدی با دنیا شد به این معنا که برای تامین بخشی از منابع اقتصادی کشور و فعالیت‌های بازسازی از نهادهای بین المللی استقراض کردند. همه اینها سبب شد در این دوره بخش‌هایی از آرمان‌های انقلاب از جمله عدالت اجتماعی کمرنگ شود و با آزادسازی قیمت‌ها و حذف تدریجی یارانه‌ها نابرابری‌ها به شدت افزایش پیدا کرد.

برخی کارشناسان، بروز این مساله را به‌دلیل توجه محض دولت ‌هاشمی به فعالیت‌های زیربنایی و عمرانی و همچنین مشکلات زیاد اقتصادی از جمله کسری بودجه که با آن روبه‌رو بود، می‌دانستند.  برخی منتقدان دولت سازندگی منکر فعالیت‌های زیربنایی دولت سازندگی نیستند بلکه معتقدند سبک و شیوه فعالیت اقتصادی دولت هشت ساله ‌هاشمی، فرهنگ نظام سرمایه‌داری را در کشور پیاده کرد این گروه که بیشتر منتقدان اصولگرای دولت ‌هاشمی هستند، معتقدند دولت‌های وی توسعه اقتصادی و رفاه را در پیش گرفت ولی در این بین، عدالت در توزیع ثروت و کاهش فاصله طبقه‌های اجتماعی را فراموش کرد. از سوی دیگر، منتقدان ‌هاشمی در اردوگاه اصلاح طلبان نیز معتقدند دولت ‌هاشمی به سمت ایجاد فضای بسته سیاسی و امنیتی حرکت کرد. همچنین اواخر دوره دوم دولت ‌هاشمی رفسنجانی با انزوای شدید سیاسی ایران در عرصه بین‌المللی همراه شد لذا همه این موارد موجب شد که هاشمی رفسنجانی نتواند نیازها و اولویت مردم را آنطور که انتظار می رفت، برآورده کند.

* نگاه مردم به پیشرفت و توسعه در دولت اصلاحات

دوره ۸ سال ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی به پایان رسید و مردم همچنان با مشکلات اقتصادی مواجه بودند، اوضاع از روزهای جنگ بهتر بود، اما تصور مردم تغییری بسیار ملموس تر بود، گویی گردی از نا امیدی بر چهره ها پاشیده شده بود؛ در سال ۷۶ مردم باید برای ۴ سال آینده خود تصمیم می گرفتند و فردی را انتخاب می کردند که بتواند نیازهای آنها را برآورده کند،

در آن زمان همچنان اولویت مردم در وهله اول بهبود وضعیت اقتصادی و در وهله دوم بهبود وضعیت علمی و آموزشی، فرهنگی، سیاسی و صنعت کشور نیز مهم شده بود، نسلی به مراکز علمی کشور آمده بودند که پیشرفت ایران را در برقراری ارتباط بین المللی می دانستند و خواهان دیدن شدن ایران در عرصه های مختلف بودند؛ همه این دغدغه ها و خواسته های مردم موجب شد که سیدمحمد خاتمی با شعار «فردای بهتر برای ایران اسلامی» به میدان انتخابات بیاید و بهبود اوضاع اقتصادی، آموزشی را منوط بر «توسعه سیاسی» در کشور عنوان کند؛ لذا او مواضعی مانند حاکمیت قانون و تقویت جامعه مدنی و توسعه سیاسی داشت؛ ۶۹ درصد از مردم در سال ۷۶ به سیدمحمد خاتمی اعتماد و او را به عنوان رییس دولت انتخاب کردند؛ علاوه بر اینکه مردم به این نتیجه رسیده بودند که خاتمی می تواند شرایط زندگی را بهبود ببخشد اما شاید یکی دیگر از دلایل انتخاب حداکثری خاتمی این بود که مردم پس از جنگ و دوران سختی که گذرانده بودند، نیاز به امید و شادی داشتند، خاتمی رجل سیاسی بود که کلامش و فکرش پر از امید و نافذ بود، در تبلیغات خود از شعارهایی استفاده می کرد و تفکراتی را به زبان می آورد که موجب می شد در دل مردم نور امیدی روشن شود؛ امید به فردایی بهتر موجب شد ۲۰ میلیون نفر خواهان ریاست جمهوری خاتمی بر کشور شوند.

آغاز دولت خاتمی با کاهش قیمت نفت و کاهش درآمدهای ارزی حاصل به ۹/۹ میلیارد دلار همراه بود. استقراض از بانک مرکزی جهت رفع کسری بودجه به افزایش تورم به بیش از ۲۰ درصد در سال ۷۸ انجامید که به تدریج به حدود ۱۳ درصد کاهش یافت. دولت در این زمان سیاست یکسان سازی نرخ ارز را به اجرا در آورد. رشد اقتصادی بالای شش درصد به کاهش بدهی‌های خارجی کمک نمود. در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی بزرگ‌ترین قرارداد سرمایه گذاری خارجی در صنعت خودرو ایران امضا شد.

سید محمد خاتمی همچنین مبدع طرحی به نام «گفتگوی تمدن‌ها» بود که شهرت جهانی یافته و با نام او شناخته می‌ شود. سازمان ملل متحد نیز سال ۲۰۰۱ میلادی را بر اساس این طرح، سال گفتگوی تمدن‌‌ها در جهان نامگذاری کرد.

بهبود فضای سیاسی کشور در دوران ریاست جمهوری خاتمی به وضوح دیده می شد و نشانه آن “سینمایی آزاد و منتقدانه با فیلمی مانند مارمولک” رشد آثار حوزه ادبیات، چه پژوهشهای ادبی و چه ترجمه و نگارش رمان نیز در این دوره چشمگیر بود. آزادی مطبوعات و انتشار روزنامه‌های جدید که نزدیک به دو دهه از ورود آن به جامعه منع شده بودند. بخش مهمی از فعالیتهای حوزه کتاب در دوره آقای خاتمی به چاپ و انتشار کتابهای مرتبط با موضوعات سیاسی اجتماعی و تاریخی اختصاص یافت. مشازکت فعالان مدنی و فعالیت زنان در بحث حقوق زنان در جامعه و مشارکت مذنی و اجتماعی، تحول جدی در روابط خارجی به‌ ویژه با کشورهای اروپایی و ایجاد ایران دوستی، رشد ۲۰% صادرات در دولت اصلاحات و ایجاد ۶۰۰ هزار شغل در هر سال و بسیاری از اقدامات مهم دیگر؛ به طور خلاصه به اعتقاد و گفته بسیاری از مردم، نور امید و پیشرفت بر ایران گسترانده شد.

در سال ۸۰ سیدمحمد خاتمی مجددا خود را در معرض رأی مردم قرار داد، رأی او در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد مردم از عملکرد او در چهار سال اول راضی بودند به همین دلیل رأی اعتماد به خاتمی از ۶۹ درصد در سال ۷۶ به ۷۷ درصد در سال ۸۰ رسید؛ در دوره دوم، شعارهایی از جمله “عدم کفایت اختیارات رییس جمهور” و “تبدیل انتخابات به همه پرسی” توسط هواداران خاتمی استفاده می شد؛ پس از اینکه خاتمی رییس دولت هشتم ایران شد، در آن دوره باز هم تأکید شد که دولت به مسائل اقتصادی و مسئله معیشت و در رأس همه، مسئله اشتغال به جدیت بپردازد؛ لذا خاتمی تامین نقدینگی لازم در بخش های مولد از یک سو و کنترل نرخ رشد نقدینگی و مهار تورم از سوی دیگر را در اهم اهداف سیاست های پولی و اعتباری خود در سال ۱۳۸۰ قرار داد؛ رونق فعالیت های بخش مولد اقتصاد کشور و افزایش تولید محصولات کشاورزی، صنعتی و معدنی ، به ویژه افزایش سودآوری فعالیت در بخش ساختمان و مسکن موجب شد تا سرمایه گذاری در این بخش ها با افزایش توام باشد. بدین ترتیب مجموع اقدامات سیاستی و تدابیر اتخاذ شده ، ثبات و استحکام بیشتر وضعیت داخلی و افزایش توازن بخش خارجی، اقتصاد را در سال ۱۳۸۰ به دنبال داشت. آمار معتبر نشان می دهد که خاتمی در سیاستگذاری های اقتصادی و برای حل مشکلات اقتصادی و اشتغال کشور، موثر بوده است؛ در سال ۸۰ نرخ بیکاری جوانان ۲۷٫۴ درصد بوده و در همان سال نرخ بیکاری جوانان در جوامع شهری ۲۹٫۷ درصد و در جوامع روستایی ۲۴٫۸ درصد بوده است. اما آمار بیکاری در سال ۸۱ و ۸۲ با کاهش روبرو شده و به ترتیب به ۲۳٫۷ و ۲۲٫۲ رسیده است. در سال ۸۳ نیز این نرخ بازهم کاهش یافته و به ۱۹٫۶ درصد رسیده به طوریکه در این سال نرخ بیکاری شهری ۲۳٫۷ و روستایی ۱۲٫۸ درصد بوده است. اما در سال‌های ۸۴ و ۸۵ با اندکی افزایش به ۲۰٫۶ و ۲۰٫۸ درصد رسیده است.

خاتمی در حالی ۸ سال تلاش و فعالیت خود برای کشور را تحویل داد که رشد درآمدهای نفتی از یک سو و کارنامه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی باعث شد از نظر شاخص‌های اقتصادی، کارنامه نسبتا رو به رشدی ثبت شود. بنابر برخی آمارها  رشد اقتصادی به ۷‌درصد رسید و صندوق ذخیره ارزی، تشکیل شد. در حوزه فرهنگ و هنر نیز، تفسیر عملکرد دولت بر اساس زاویه دید منتقدان و موافقان متفاوت است. عده‌ای از دولت خاتمی برای ایجاد فضای فرهنگی که با رشد رسانه‌ای کشور و هنری و غیره همراه بود، راضی ‌اند و عده‌ای معتقدند دولت خاتمی حوزه‌ های فرهنگی را به آشفتگی و ولنگاری کشاند.

* تصور بر کاهش شکاف طبقاتی در دولت عدالت گرا

در سال ۸۴ بر طبق روال، از میان کاندیداها باید انتخابی صورت می گرفت؛ اگرچه براساس نظر کارشناسان، در دوره سیدمحمد خاتمی از نظر اقتصادی شرایط کشور مناسب بود، اما به شرایط اقتصادی و معیشتی مردم به وضعیت ایده آل نرسیده بود؛ در این دوره گویی صبر و تحمل مردم کم شده بود و خواستار تغییرات ناگهانی یا به عبارتی پرشی بودند؛ به همین دلیل وقتی احمدی نژاد در سخنرانی های خود از تحولات صد در صدی در کوتاه ترین زمان سخن می گفت در دل برخی از ایرانیان این نوید به وجود آمد که بناست شرایط اقتصادی به طور ناگهانی به بهترین حالت ممکن تغییر کند. سرانجام احمدی نژاد با ۲۱ شعار انتخاباتی رییس جمهور دولت نهم ایران شد؛ احمدی نژاد در همان روزهای اول ریاست خود گفت: «رفع نیازهای اولیه جوانان در امر ازدواج و اشتغال در مدت زمان ۴ ساله و تغییر و بهبود وضعیت آموزش و پرورش به عنوان پایه تولید علم در جامعه از اولویت‌های برنامه من است لذا در سه ماه اول تشکیل دولت فضای عمومی کشور عوض خواهد شد. فضای کار و تلاش برای اعتماد از دست رفته بازیابی خواهد شد» بر طبق آمار رسمی میزان اشتغالی که دولت نهم ایجاد کرد، از ۲۳ میلیون و ۲۹۰ هزار نفر در سال ۱۳۸۴، به ۲۳ میلیون و ۸۴۰ هزار نفر در سال ۱۳۸۸ رسید؛ به این ترتیب در طی این دوره ۴ ساله، تنها ۵۵۰ هزار نفر و به عبارت دیگر سالانه حدود ۱۴۰ هزار نفر وارد بازار کار شده‌اند. به بیان دیگر جمعیت فعال کشور در طی سال‌های ۸۸-۱۳۸۴ از رشد بسیار کند کمتر از ۱ درصد برخوردار بوده است. اگرچه احمدی نژاد در دوه اول ریاست جمهوری خود نتوانست مشکل بیکاری و اقتصاد مردم را به وضعیت ایده آل برساند، اما بر طبق آمار رسمی در ۴ سال نخست ریاست جمهوری او، با رشد درصدی در ازدواج جوانان روبه رو بودیم، در سال ۸۴ میزان ازدواج ۷۸۷۸۱۸ بود که در سال ۸۸ به ۸۹۰۲۰۸ رسید.

در سال ۸۸ می توان گفت شعار اصلی و تأثیرگذار احمدی نژاد بر مردم، آوردن پول بر سر سفره های مردم و پرداخت مبلغی هر ماه به عنوان یارانه بود، او معتقد بود که مردم از پول نفت به حقشان نرسیدند و باید هر ماه مبلغی به حساب آنان واریز شود؛ این خبر خوبی برای مردم در روستاها و شهرستان ها و همچنین قشر محروم و کم درآمد، بود، اما غافل از اینکه سیاست اجرایی پرداخت یارانه در دولت دهم به خوبی صورت نگرفته بود و این اتفاق تأثیر منفی بر اقتصاد کشور گذاشت؛ براساس نظر کارشناسان برجسته کشور، پرداخت یارانه در کشور ما ده‌ها سال است که به عنوان یک اقدام حمایتی در حال اجرا است. اصلی‌ترین اهداف پرداخت یارانه در کشور را می‌توان حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و جلوگیری از افزایش قیمت‌ها دانست، اگرچه مواردی نظیر حمایت از تولید و صادرات، تأمین امنیت غذایی و موارد دیگر نیز به میزان کمتری مورد توجه بوده‌اند ولی تداوم این وضعیت در دهه‌های اخیر، گذشته از بارمالی فزاینده این یارانه‌ها که به نوبه خود موجب افزایش هزینه دولت و کسری بودجه و تورم گردیده، هزینه‌های هنگفت دیگری را به یک یا چند شکل از اشکال زیر بر اقتصاد کشور تحمیل نمود.

شعار عدالت و کاهش فاصله طبقاتی یکی دیگر از ایده‌های اصلی دولت قبل از زمان روی کارآمدن در ۸ سال گذشته بوده است تا جایی که «دولت عدالت‌محور» به محور اصلی شعارهای دولت تبدیل شد و محمود احمدی‌نژاد از توجه ویژه به اقشار کم‌درآمد و کم‌شدن خط فقر گفت. براساس برآورد کارشناسان و مرکز آمار ایران که در سال ۹۱ انجام گرفته، حداقل حقوق تنها کفاف ۱۰ روز زندگی در شهرهای بزرگ مانند تهران را می‌داد. همچنین میزان کسری بودجه خانوار به‌صورت ماهانه و میانگین در کشور ۴۰۰ هزار تومان برآورد شده بود.

تعداد بیکاران از ۲ میلیون و ۶۷۵ هزار نفر در سال ۸۴، به ۲ میلیون و ۸۴۰ هزار نفر در سال ۸۸ رسید و به این ترتیب نرخ بیکاری از ۵/۱۱ درصد به ۹/۱۱ درصد افزایش یافته است. همچنین آمار بهار ۸۹ حاکی از وجود ۳ میلیون و ۵۲۹ هزار نفر بیکار در کشور حکایت دارد که نرخ بیکاری ۵/۱۴ درصدی را به دنبال داشته است.

دراسفند ماه سال ۸۴ و در زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد میزان کل بدهی‌های بخش دولتی به بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی کشور معادل ۱۱هزار و ۲۴۰ میلیارد تومان بوده است. این میزان در آذرماه سال ۹۱، به رقم ۵۳ هزار و ۲۰۷ میلیارد تومان افزایش یافته است. این روند حاکی از این است که در بازه زمانی از اسفند ۸۴ تا آذر ۹۱، به میزان ۴۱ هزارو ۶۷ میلیارد تومان برحجم بدهی بخش دولتی به بانک‌‌های کشور افزوده شده است، یعنی حدود ۷/۴ برابر شده و رشد ۳۷۳ درصدی داشته است و همه این بدهی‌ها در دوره‌ای بر اقتصاد کشور تحمیل شده که دولت بیشترین درآمدهای نفتی را نسبت به دولت‌های گذشته داشته است.

* تداعی خاطره ای رنگین! اولویت مردم بهبود وضعیت در همه عرصه ها در دولت تدبیر و امید

سرانجام احمدی نژاد در سال ۹۲ با حجم عظیمی از بدهی دولت دهم را ترک کرد و حسن روحانی رییس دولت یازدهم ایران شد.

روحانی با شعار اعتدال و تدبیر و امید پا به میدان گذاشت؛ می توان گفت به نوعی این شعار برای مردم ایران تداعی گر دوره سیدمحمد خاتمی بود؛ مردم از دولت یازدهم انتظار داشتند مشکل اشتغال و بیکاری کشور حل شود و همچنان خواستار بهبود وضعیت معیشتی بودند به خصوص اینکه مبالغ کالاها نسبت به گذشته بسیار افزایش داشت. همچنین مردم خواستار این بودند که وضعیت سیاست خارجی کشور بهبود پیدا کند و ایران باز هم در جهان دیده شود و مورد احترام قرار گیرد؛ روحانی که بهبود وضعیت داخلی را منوط به بهبود روابط بین المللی، سیاسی و اقتصادی با سایر کشورها می دانست در ۴ سال ریاست خود بیشتر توان و تمرکز خود را بر حل مسایل بین المللی و سیاست خارجی معطوف کرد و حاصل آن توافق هسته ای شد، بسیاری از کارشناسنان معتقدند که روحانی با توافق هسته ای ایران را از یک جنگ حتمی نجات داد، البته این سخن مخالفانی هم دارد؛ روحانی می گوید از ابتدا دولت یازدهم اهل شعار نبود و عمل کرد، از ابتدا گفته شد که تمرکز اولیه بر توافق هسته ای خواهد بود و در دوره دوم اگر مردم باز هم به او اعتماد کنند به مسایل و اقتصاد داخلی خواهد پرداخت؛ چون روحانی کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است، اخبار ضد و نقیض در خصوص مسایل داخلی کشور به خصوص اشتغال، بیکاری و ازدواج بسیار است، دولت صحبت از ایجاد فرصت اشتغال حتی بیشتر از دولت دهم به میان می آورد، براساس مرکز آمار رسمی ایران نرخ بیکاری در دولت دهم به ١٢.۵ درصد افزایش پیدا کرد و در چهار سال فعالیت دولت یازدهم نرخ بیکاری به طور متوسط به ١١.١ رسید.

انتظار بعدی مردم رونق ازدواج در میان جوانان بود که دولت یازدهم در این زمینه سعی کرد وام ازدواج را افزایش دهد و همچنین برای تامین مسکن جوانان، به پرداخت وام روی آورد؛ اما آمار نشان می دهد با کاهش نرخ ازدواج مواجه هستیم،  براساس برخی از آمار علی رغم افزایش جمعیت، ۲۷ درصد از نرخ ازدواج کاسته شده است. به هر ترتیب روحانی با شعار “آزادی، امنیت، آرامش و پیشرفت” مجددا کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده و منتظر رأی اعتماد از سوی مردم است.

نگاهی به ۴ دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد که در تمام این ۳۸ سال مردم همواره خواستار بهبود وضعیت اقتصادی کشور هستند تا هر یک در رفاه نسبی قرار گیرند، مردم می خواهند ایرانی با افتخار، احترام، امن و قانون گرا داشته باشند، کشوری که عدالت اجتماعی و اقتصادی در آن موج زند؛ لذا هر دوره به امید فردایی بهتر به پای صندوق های رأی می آیند و منتظر برنامه و راهکاری اساسی از سوی رییسان دولت هستند.

انتهای پیام