زمان انتشار : ۱۵ اردیبهشت ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۱۱ | کد خبر : 187504 |

چرا اسلام در آلمان جایگاه دوم را دارد؟/ تحلیلی از نیویورک تایمز

شفقنا زندگی- مذهب در آلمان امری خصوصی محسوب نمی شود. دولت در تمامی سطوح، جماعت های مذهبی را به عنوان نهادهای عمومی به رسمیت می شناسد و مشوق مشارکت در آن ها است. اما آیا این موضوع دین اسلام را نیز شامل می شود؟ دیدگاه آلکساندر گورلاخ*، نویسنده و روزنامه نگار مشهور آلمانی را در این مورد بخوانید.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از نیویورک تایمز، آلمانی هایی که به عنوان کاتولیک های رومانیایی، پروتستانی یا یهودی نامگذاری شده اند چیزی به نام «مالیات دین» پرداخت می کنند و دولت  آن را به نهادهای ذی ربط آنها ارسال می کند. گروه های مذهبی در آلمان همچنین اجازه دارند تا در مدارس عمومی به ارائه دستورالعمل های مبتنی بر دین خود بپردازند. به عبارت دیگر دور از انتظار نیست که پیشوای روحانی یک شهر کوچک، کشیش یا فردی خارج از سلک روحانیت در محوطه دبیرستانی محلی به ارائه سخنرانی بپردازد.

آیا پیروان اسلام شرایط لازم را دارند؟

اجتماعات مذهبی برای برخورداری از این جایگاه ممتاز باید مجموعه باورهای تعریف شده ای داشته باشند، اعضای آنها باید ثبت شود و همچنین لازم است از اهمیت تاریخی و اجتماعی زیادی برخوردار باشند. جماعت های مذهبی کاتولیک، پروتستان و یهودی به عنوان نهادهای عمومی سازمان دهی می شوند، در ایالت برلین، شاهدان یهوه به عنوان یکی از شاخه های مسیحیت و کلیسای مرمن نیز این چنین هستند.

اینطور به نظر می رسد که گویا اسلام با داشتن 4.3 میلیون پیرو در آلمان به آسانی می تواند واجد شرایط این امتیاز ها باشد. اما تاکنون دولت آۀمان از شمول این دین در این جرگه مقاومت کرده است.

دلیل این امر هم ساده و هم پیچیده است: جماعت های مسلمان به واسطه مسیرهای قومی و نیز مسیرهای مذهبی موجود در میان سنی ها، شیعیان و علوی ها جدا از هم هستند. اغلب در آنجا اتحاد چندانی در میان گروه ها وجود ندارد بنابراین آنها از مهمترین معیار دولتی ناکام می مانند: یعنی بدنه مذهبی یکپارچه با اهداف و آموزه های مشترک.

این پیش شریط های لازم برای یک دین که برای رسیدن به جایگاه ممتاز در آلمان لازم است داشته باشد وضعیت از مد افتاده این جمهوری فدرال سکولار را در رویکردش به دین برجسته می سازد. این ایده که دولت می تواند با گروه های مذهبی به همان شیوه ای همکاری کند که با اتحادیه های کارگری همکاری می کند چنین فرض می گیرد که اتحاد و سلسله مراتب معینی بر بخشی از این گروه ها وجود دارد. اما اسلام به این صورت عمل نمی کند. اسلام در چارچوب معیارهای نگاشته شده برای کلیساهای مسیحی ساختمندی که اروپا را شکل داده اند و مشتکل از اسقف ها و دفتر ثبت تعمیدی هستند نمی گنجد.

آلمان، کشور کلیسا یا مذهب؟

آلمان بیشتر از آنچه کشورهای دیگر ممکن است باور داشته باشند مسیحی است. تعطیلات مسیحی مانند عید پاک، عروج عیسی، روز اصلاح و جشن یادبود شام آخر مسیح، تعطیلات مذهبی هستند اما روزهای مقدس و مهم دین یهودیت و اسلام در این میان قرار ندارند. در شهرها و روستاهای سراسر آلمان ناقوس کلیساها به صدا در می آیند و نمایندگان مسیحی کلیساها برنامه های خود را در رادیو و تلویزیون دولتی به نمایش می گذارند و پخش گسترده دارند. این عنوان حقوقی در این مورد تمام حرف را می زند: Staatskirchenrecht یا دولت و قانون کلیسا.

در برخی زمان ها تقاضاهایی وجود داشته است تا این قانون به Religionsrecht (دولت و قانون مذهب) تغییر نام دهد تا بتواند تنوع بزرگتری از ادیان را در برگیرد. هرچند چیز زیادی در سطح ملی تغییر نکرده است اما در ایالت هایی که بخش اعظم قانون مذهبی کشور در آن ترویج و انتشار داده می شود پیشرفت هایی حاصل شده است. با این وجود، باواریا به عنوان یک ایالت محافظه کار کاتولیک که از نظر سنجه های بیگانه ستیزی و احساسات ضد پناهندگی در نظرسنجی ها رتبه بالایی دارد درحال اجرای برنامه آزمایشی آموزش اسلامی در مدارس بوده است؛ این ایالت همچنین خانه قدیمی ترین مساجد آلمان است. شاید اهالی باواریا دقیقاً به این دلیل که بی رحمانه از سنت های دینی و فرهنگی خود محافظت می کنند بیشترین تمایل را نیز برای به رسمیت شناختن و حمایت از سنن دیگران دارند.

جایگاه ویژه اسلام در برخی مناطق آلمان

اما تنها باواریا نیست که اصطلاحات در آن رو به جلو افتاده است. در شمال کشور که غلبه با پروتستان ها است کریستیان وولف، یکی از رهبران ایالت نیدرزاکسن یا ساکسونی سفلی، مجموعه درس های آموزشی را برای امامان و معلمان مذهبی اسلامی آینده در دانشگاه های مونستر و اسنابروک تدارک دیده است. بعدها وقتی او رئیس جمهور آلمان شد گفت «اسلام به آلمان تعلق دارد.»

هرچند آقای وولف تنها دو سال به عنوان سرپرست خدمت کرد و پس از آن به دلیل اظهارات علیه او مبنی بر فساد در سال 2012 استعفا داد اعمال مثبت او در خدمت به اسلام و آن نقل قول به ویژه آغازگر مناقشه ای بود که در سراسر کشور ادامه یافت. منتقدان آموزش اسلام دینی در مدارس از جمله بسیاری از خود مسلمانان می گویند که در این کشور هیچ گروهی وجود ندارد که بتواند برای تمامی مسلمانان صحبت کند. در حقیقت، چنین برآورد می شود که شورای مرکزی مسلمانان و شورای اسلامی جمهوری فدرال آلمان یعنی دو گروهی که بهترین ادعاها را برای صحبت کردن به نفع اسلام در آلمان دارند حتی نماینده بیش از 20 درصد از جمعیت مسلمان آلمان را هم تشکیل نمی دهند.

در آلمان ساختارهای مسیحیت، حقوق اسلام را تعیین می کند

آلمان کشوری سکولار است اما چارچوب حقوقی این کشور ادیان نهاد مند را به شیوه ای سوگیرانه مورد تأیید قرار می دهد. ادیان باید خودشان را بر اساس استاندارد ایالتی به رسمیت بشناسند و آن استانداردها در راستای ساختارهای دین مسیحی تنظیم شده است.

نتیجه این امر از مشروعیت افتادن رابطه ایالت با گروه های مذهبی به چشم بسیاری از غیر مسیحی ها به ویژه مسلمانان است- چشم انداز خطرناکی که به هنگام یکپارچگی سریع برای حفظ صلح اجتماعی امری ضروری است. آلمان در بافتار یک جماعت رو به رشد مسلمان و تعداد فزاینده شهروندانی که هیچ وابستگی دینی ندارند قادر نخواهد بود تا نظمی را برقرار کند که چندین نسل پیش وجود داشت.

* الکساندر گورلاخ، استاد مدعو در مرکز نطالعات اروپایی در دانشگاه هاروارد است.

منبع: نیویورک تایمز

مترجم: تمنا منصوری

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام