زمان انتشار : ۴ خرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۰:۳۷ | کد خبر : 188409 |

سه مرتبه صداقت در گفت وگو با حجت الاسلام جهان محمدی: تقسیم بندی دروغ به شوخی و جدی کار اشتباهی است/ بنا به گفته امام علی کسانی که راست می گویند در انظار عمومی منزلت پیدا می کنند

شفقنا زندگی- شاید برای خیلی از ما پیش آمده باشد که در دنیای اطرافمان با افرادی برخورد کرده باشیم که آنچه می گویند با رفتاری که از خود نشان می دهند و حتی گاهی با آنچه در ذهن دارند فرق می کند؛ و یا شاید بوده باشد مواردی اینچنینی که خودمان به آن دچار بوده ایم و بنا به گفته یک کارشناس مذهبی دروغ را به شوخی و جدی و بعضا کوچک و بزرگ تقسیم بندی کردیم، سخنی به دروغ گفتیم اما آن را شوخی پنداشتیم و یا کوچک شمردیم.

بر همین اساس با یکی از کارشناسان مذهبی درباره صداقت پیشگی در گفتار و رفتار، علت همسو نبودن گفتار افراد با رفتارشان و همچنین عوامل دوری انسان از صداقت به گفت وگو نشستیم که در ادامه می خوانید.

حجت الاسلام حمزه جهانمحمدی، استاد دانشگاه در گفتگو با شفقنا زندگی ضمن بیان اینکه صداقت از ریشه صدق و نقطه مقابل کذب است گفت: آنچه که ابراز می کنیم، اگر مطابق با واقعیت باشد، پس ما صادق هستیم و رفتارمان نیز صادقانه است.

وی افزود: صداقت و راستی از خصوصیات عالی اخلاق انسانی است که در آموزه های دینی مورد توصیه و سفارش موکد قرار گرفته است. صداقت طیف گسترده ای از آثار و برکات را به دنبال دارد که دنیا و آخرت انسان را در بر می گیرد. حضرت علی (ع) صلاح و درستی هر چیزی را در صداقت و فساد هر چیزی را در کذب می دانند و در حدیثی که در کتاب «دُرَرالحکم» از ایشان نقل شده می فرمایند: «الصدق صلاح کل شی و الکذب فساد کل شی».

او درباره آثار و برکات صادق بودن خاطرنشان کرد: حاکمیت عمومی در جامعه انسانی از جمله آثار صداقت است. در جامعه ای که افراد آن با هم صادق نیستند بی اعتمادی رواج پیدا می کند. زندگی کردن در جامعه ای که افراد آن به یکدیگر اعتماد ندارند سخت خواهد بود. آرامش یکی دیگر از آثار صداقت است. کسی که دروغ می گوید دائما مضطرب است و دغدغه فاش شدن دروغش را دارد اما راستگو چنین دغدغه ای ندارد. استحکام پایه های خانواده نیز از دیگر برکات و آثار صداقت داشتن است. بنابراین تقویت اعتماد عمومی، استحکام خانواده و آرامش از جمله آثار دنیوی صداقت و راستی است.

این مدرس دانشگاه درباره مراتب و درجات صداقت گفت: مثلثی را فرض کنید که یک ضلع آن را افکار و اندیشه ها، ضلع دیگرش را گفتار و ضلع سومش را اعمال تشکیل می دهند. بهترین حالت ممکن این است که سه ضلع مثلث کاملا با هم هماهنگ و همسو باشند. اولین مرتبه صداقت، صداقت در گفتار است؛ یعنی انسان سخن خلافِ واقع بر زبان جاری نکند. راست گفتاری کلید طلایی گنج سعادت است. در کتاب «سفینه البحار» آمده است که مردی به محضر رسول خدا (ص) شرفیاب شد و گفت خصلتی به من بیاموزید که تامین کننده خیر دنیا و آخرت باشد. حضرت فرمودند: «دروغ نگو».

جهانمحمدی ادامه داد: مرتبه دوم صداقت، صداقت در کردار است. یعنی رفتار فرد با گفتارش همسو باشد. در واقع از صدق کردار برخوردار باشد. گاهی سخن انسان مطابق واقعیت است ولی رفتارش برخلاف و ناهمسو با گفتار اوست. قرآن کریم کسانی را که میان رفتار و گفتارشان هماهنگی نیست بشدت مذمت کرده و مورد نکوهش قرار داده است و می فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتا عِنْدَ اللّه ِ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ ». (صف/ آیه های 2 و 3) ای مومنین چرا چیزی را می گویید که عمل نمی کنید اینکه سخنی بگویید که به آن عمل نمی کنید نزد خداوند منفور و موجب خشم خداست. مرتبه سوم صداقت، راستی در افکار و اندیشه هاست. به این معنی که انسان دارای افکار، اندیشه ها و نیت صادقانه، مثبت، سالم، پاک و به دور ازبدگمانی، اتهام زنی و منفی نگری باشد.

کارشناس مذهبی رادیو سلامت همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چه عواملی باعث دوری انسان از صداقت و دروغ گویی می شود؟ عنوان کرد: عوامل مختلفی می توانند موجب شوند که یک انسان علی رغم میل ذاتی و فطری که او را به صداقت و راستی فرا می خواند به دروغ گرایش پیدا کند. معمولا انسان ها آنگونه رفتار و زندگی می کنند که می اندیشند. به طور طبیعی رفتار انسان محصول و نتیجه افکار، اندیشه ها و باورهای اوست و باورها منشا رفتارهای انسان هستند. به این ترتیب باید گفت بعضی مواقع افکار و باورهای نادرست موجب رفتار و گفتار غیر صادقانه هستند؛ مثلا فرض کنید کسی رسیدن به هدف با توسل به دروغ را زرنگی بداند، نتیجه این می شود که در راه رسیدن به اهدافش از دروغ به عنوان ابزار استفاده می کند.

او تاکید کرد: گاهی انسان تعلقلات و دلبستگی هایی دارد که برای حفظ آنها و به خاطر ترسِ از دست دادن آنها به دروغ متوسل می شود. این دلبستگی ها می تواند دارایی ها، موقعیت های اجتماعی، پُست ها و منصب ها، تعلقات قومی و قبیله ای و امروزه حزبی، گروهی و سیاسی باشد. یکی از اشتباهات بعضی از افراد این است که دروغ را تقسیم بندی می کنند. مثل تقسیم دروغ به شوخی و جدی؛ مطلبی را عنوان می کنند و زمانی که از آنها پرسیده می شود آیا راست می گویند؟ جواب می دهند که شوخی کردند. به گونه ای که انگار به شوخی دروغ گفتن بد نیست. یا تقسیم دروغ به بزرگ و کوچک؛ با این گمان که دروغ کوچک مشکلی ایجاد نمی کند. نتیجه این می شود که دروغ هایی که شوخی و به ظاهر کوچک تلقی می شوند وارد زندگی افراد شده و به تدریج بزرگتر و جدی تر می شوند.

این مدرس دانشگاه در ادامه درباره اینکه آیا می شود در دنیای امروز با صداقت زندگی کرد اظهار داشت: تعادل روح و روان انسان و سلامت نفس او اقتضا می کند که افکار، گفتار و رفتارش همسو باشند و بین آنها تعارض وجود نداشته باشد؛ لذا گرایش به راستی در انسان فطری است. بنابراین حتی کسانی که خود، عملا صادق نیستند اولا ادعای صداقت می کنند و ثانیا توقع دارند دیگران نیز با آنها صادق باشند. رفتار صادقانه حرکت در راستای طبیعت بشر است به همین جهت معمولا راست کرداران، راست گفتاران و راست پنداران محبوب دل ها هستند. حضرت علی (ع) می فرمایند: «کسانی که راست می گویند در انظار عمومی قدر و منزلت پیدا می کنند و سرانجام نجات و سلامت از آنِ ایشان است».

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام