زمان انتشار : ۷ خرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۵:۰۵ | کد خبر : 188573 |

ناصر ملک مطیعی؛ الگوی سینما یا الگوی طاغوت؟!/ واکنش ها به یک تشییع

شفقنا زندگی- پس از درگذشت ناصر ملک مطیعی بازیگر سینمای ایران قبل از انقلاب واکنش های زیادی از طیف های مختلف را در میان اهالی سینما و سیاست برانگیخت. این بازیگر که به مدت ۴۰ سال از فعالیت های هنری و بازیگری در ایران دور نگه داشته شده بود برخی نسبت به این امر اعتراض و انتقاد داشتند که ملک مطیعی یک هنرمند و الگوی سینمای ایران است و در حسرت آرزویش در بازی در فیلم ماند و برخی نیز او را یک شهروند عادی دانسته که به علت بازی در فیلم های زمان قبل انقلاب مورد نکوهش قرار دادند.

به گزارش شفقنا برخی از این واکنش ها در پی می آید:

پرویز پرستویی در مراسم دیروز در تشییع ناصر ملک مطیعی گفت: امروز باید به همه مردم تسلیت بگویم. ما اینجا هستیم چون میهن‌مان اینجاست و هرچند ناصر ملک‌مطیعی زخم‌های زیادی دید اما مِهر مردم مرهم او بود. وی با انتقاد از عملکرد صداوسیما گفت: ‌در این ساعات گذشته صداوسیما تازه به خاطر آورد که ناصرخان را ببیند اما یادتان می‌آید چند وقت پیش با او چه کرد؟ او خطاب به مهران مدیری گفت:‌ آقای مدیری شما در برنامه خود از میهمانان می‌پرسیدید عاشق هستی یا نه؟ آیا می‌دانی ملک‌مطیعی به خاطر عشق به مردم به برنامه شما آمد؟ چرا برنامه او را پخش نکردید؟ مگر او برای حضور در صداوسیما التماس کرده بود؟ وی ادامه داد: مدام می‌گویند از بالا به ما دستور دادند که برنامه پخش نشود، آن بالا کیست؟ وی ادامه داد: به خدا قسم هنرمندان نه اختلاس کردند نه خلاف کردند. هنرمند هرگز دنبال براندازی نیست. پرستویی ادامه داد: ما سینماگران که نفس به نفس مردم زنده‌ایم، خوب می‌دانیم که مِهر مردم چه می‌کند. چرا باید صداوسیما زمانی از ناصر ملک‌مطیعی یاد کند که به دیار باقی شتافته است؟ چرا باید فقط اعلام شود که تنها فیلمی که ناصر ملک‌مطیعی بازی کرده؛ فیلم نقش و نگار به کارگردانی علی عطشانی است؟ وی ادامه داد: هر کاری بکنیم نمی‌توانیم تاریخ را خط بزنیم و آ‌ن را پاره کنیم. ناصرخان‌ها جزئی از تاریخ و یادگار سینما هستند. بهروز وثوقی را نمی‌توان فراموش کرد. او به همه ما بازیگری یاد داد و اگر بگوییم نه؛ دروغ گفته‌ایم. پرستویی ادامه داد: صداوسیما برای کسی نیست. صداوسیما برای مردم است و از پول شما مردم و بیت‌المال اداره می‌شود. صداوسیما مال تک تک ماهاست. وی ادامه داد: چرا باید ۴۰ سال صداوسیما از اسم ناصر ملک‌مطیعی و امثال وی وحشت کند و بترسد؟ این افراد خیانت نکردند. در کشور جنایت نکردند. اختلاس نیز نکردند. پرستویی ادامه داد: کل سینماگران و هنرمندان به پنج هزار نفر نیز نمی‌رسند، پس بیاییم این پنج هزار نفر را دوست داشته باشیم و ما نیز قدر خودمان را بدانیم. به خدا این عده نمی‌توانند و نمی‌خواهند انقلاب راه بیاندازند. هنرمند در خدمت مردم است و جانش را برای مردم می‌دهد.

مسعود کیمیایی نیز در مراسم تشییع ملک مطیعی گفت: من به‌رغم اینکه حال خوشی ندارم اما باید می‌آمدم و وداع آخرم را با جسم ناصر ملک‌مطیعی انجام می‌دادم هرچند روحش وجود دارد و در تمام قلب‌های ما حضور دارد. وی ادامه داد: امروز ما از اینکه یک دوست هنرمند را از دست می‌دهیم؛ ناراحتیم اما باور کنیم که زنده بودن و اینجا ماندن و فیلم‌سازی نیز خیلی سخت و خیلی درد دارد. کیمیایی ادامه داد: من امروز دلتنگ بهروز وثوقی هستم. من با او زندگی کردم و از نوجوانی باهم کار کردیم. هشت فیلم باهم همکاری کردیم و امروز دلتنگ آن خاطره‌ها هستم. وی ادامه داد: درورد بر شما مردم که بلندپروازانه هنرمندان خود را تشویق می‌کنید زیرا هنرمندی که اینجا مانده است، سختی زیادی می‌کشد. باید به امثال ناصر ملک‌مطیعی تعظیم کرد. درود بر آدمی که نمی‌ترسد.

اما روزنامه جمهوری اسلامی امروز در مطلبی با انتقاد از تشییع کنندگان مراسم نوشت:  اینکه هر شهروند ایرانی حق حیات دارد و بعد از مرگش حق دارد عده‌ای را پای جنازه خود داشته باشد و با آداب مرسوم به خاک سپرده شود، غیرقابل انکار است. اگر کسی یا دستگاهی این حقوق را از یک شهروند – با هر مرام و سابقه و عملکردی که باشد – سلب کند، مرتکب خلاف شده است. در کنار این حق، باید از حقوق دیگری هم گفت که مربوط به جامعه است و نادیده گرفتن آن، ظلم به آحاد مردم است.وقتی یک بازیگر فاسد دوران طاغوت می‌میرد، همین که مانعی برای تشییع جنازه و برگزاری مراسم معمول برای او وجود ندارد، به معنای رعایت حقوق شهروندی است، اما اینکه عده‌ای برای مطرح کردن او به عنوان یک هنرمند تلاش کنند، ظلم به فرهنگ و هنر جامعه است.آن بازیگری که پای جنازه چنین فردی می‌گوید مگر او چه کرده بود؟ خوب می‌داند که او از طریق سینما برای فاسد کردن آحاد مردم و تخریب فرهنگ جامعه هرچه می‌توانست انجام داد. به همین دلیل، به او اجازه ورود به سینما در دوران بعد از انقلاب داده نشد و حالا همفکرانش به جای اینکه از مسئولین به خاطر آزاد گذاشتنشان برای تشییع و برگزاری مراسم تشکر کنند، نباید احساس طلبکاری نمایند و درصدد بازسازی لشکر شکست خورده فرهنگ و هنر طاغوت برآیند.از عده‌ای بازیگر بی‌اعتنا به ارزش‌ها و اصول و دور از فرهنگ و هنر واقعی، انتظاری غیر از تجلیل از یک بازیگر فاسد طاغوتی نیست ولی از رسانه ملی که از بیت المال تغذیه می‌کند و روزنامه‌هائی که از پستان پر شیر دستگاه‌های حکومتی تغذیه می‌شوند به ویژه از ارگان رسمی دولت توقع این نیست که با عناصر آلوده‌ای که می‌خواهند فرهنگ و هنر فاسد دوران طاغوت را بر گردانند و ذائقه جامعه را تغییر دهند و ارزش‌های دینی و اخلاقی را به فراموشی بسپارند همنوا شوند و چنین عناصر فاسدی را به عنوان الگوی هنری مطرح نمایند.این همنوائی موجب می‌شود نسل کنونی تصوری غیر از آنچه واقعیت بود از بازیگران دوران طاغوت پیدا کند و این خطری است که اباحیگری مورد نظر رژیم فاسد پهلوی و اربابان فاسدترش را به جان جوانان ما تزریق می‌کند. راستی در این وانفسای مظلومیت فرهنگ و هنر و غلبه سیاست بازی بر فرهنگ، چه کسی باید به داد نسل جوان جامعه برسد؟

کیهان هم نوشت: آیا واقعا به آن صورتی که ذکر کرده‌اند او « امیرکبیر سینمای ایران » بود یا سطح نازل فیلم‌هایی که در آن ایفای نقش کرده بود به قول برخی تحلیل‌گران این روزهای سینما بازی‌های او را در سطح فیلم‌های اتوبوسی قرار می‌دهد.نکته قابل تأمل آن است که مسببان ممنوع‌ از کار شدن این بازیگر، امروز در رثایش مرثیه‌سرایی کرده و به این و آن فحاشی می‌کنند که چرا قدرش را ندانستید و با او بد تا کردید! این روزها مدعیان اصلاحات نمی‌دانند دست به دامان که شوند و چگونه جنازه برجام را از قبرستان به شهر بازگردانند، شاید فوت یک هنرپیشه قدیمی بتواند این رسالت را برای زنجیره‌ای‌ها انجام دهد. نیت اصلی نیز جز گذاشتن کلاه مخملی بر روی مشکلات مردم نیست، مشکلاتی که اقتصاد بیمار کشور که حاصل برجام زدگی و دل بستن به دستان خارجی‌ها است نشانه گویای آن است.»

روزنامه جوان نیز نوشت: چند ماه پیش از مرگ ملک مطیعی دو برنامه پربیننده تلوزیونی از او دعوت کردند. مهران مدیری و آرش ظلی‌پور با حضور او برنامه هایشان را ضبط کردند ولی درست در دقیقه ۹۰ و زمانی که مردم منتظر تماشای این برنامه‌ها بودند هیچ کدام از برنامه‌ها روی آنتن نرفت. رسانه‌های معاند خارجی و جناحی و دشمن در فضای مجازی این مسئله را بهانه خوبی برای تسویه حساب با نظام قرار دادند. دیروز در جریان تشییع جنازه مرحوم ملک مطیعی عده‌ای بابت همان ماجرا علیه صداوسیما شعار می‌دادند. در واقع صداوسیما چندماه پیش از مرگ ملک مطیعی هزینه‌ای را پرداخت کرد که اساساً باید دیگران پرداخت می‌کردند و عجیب بود که به راحتی زیر بار آن رفت؛ یک گل به خودی تمام عیار. واقعیت ماجرا این است که مرحوم فردین و ناصر ملک مطیعی آدم‌های بی‌آزاری بودند. مردم هم آنها را دوست داشتند. می‌شد سلوک با آنها را طوری مدیریت کرد که به طور کامل راه سوء استفاده دشمنان و ضدانقلاب را سد کرد.

روزنامه شرق نوشت: رخدادهای دهه ۶۰ را بهانه‌ای کرده‌اند برای تسویه‌حساب سیاسی. خطی که رسانه‌های اصولگرا از مدتی پیش آغاز کرده‌اند، حالا با درگذشت ناصر ملک‌مطیعی و ماجرای ممنوع‌الکاری ۴۰ ساله‌اش دوباره سوژه خوبی شده تا کاسه‌کوزه همه آ‌ن‌چه «تندروی‌های دهه ۶۰» نامیده می‌شود بر سر اصلاح‌طلبان شکسته شود؛ اصلاح‌طلبانی که بعضا در آن سال‌ها سمت‌هایی در دولت داشته‌اند.مسعود ده‌نمکی در واکنش به انتشار خبر درگذشت ناصر ملک‌مطیعی در اینستاگرامش نوشته است: «لوطی و روشنفکرنما. تفاوت مرحوم ملک‌مطیعی با مخملباف در همین امروز آنهاست. لوطی در وطن و روشنفکر در آغوش اجنبی. لوطی که توسط خالق توبه نصوح تکفیر و ممنوع‌الکار شد و فیلم برزخی‌هایش توقیف و دیگری از فیلم توبه نصوح به فیلم سکس و فلسفه رسید».هم‌زمان با این توجیهات هم تصویری از مرحوم ملک‌مطیعی در فیلم «صادق‌کرده» در حال نمازخواندن منتشر شده و در حال دست‌به‌دست‌شدن است. در کنار آن جمعی دیگر انگشت اتهام را به سمت محمد خاتمی، وزیر وقت ارشاد و محمد بهشتی، از مدیران وقت سینمایی، گرفته‌اند با این بهانه که آنها مقصر ممنوع‌الکاری ۴۰ساله ملک‌مطیعی بوده‌اند. غافل از آنکه در دهه نخست بعد از انقلاب در حوزه فرهنگ تقریبا نوعی اجماع حداکثری نه‌تنها میان مجریان انقلابی راست و چپ، بلکه بخش زیادی از بدنه مذهبی انقلابی وجود داشت. مهم‌ترین نماد این همسویی هم سینما بود. جامعه مذهبی خشم زیادی نسبت به «سینمای بدنه» یا «فیلمفارسی» پیش از انقلاب داشت تا جایی که در جریان انقلاب آتش‌زدن سینماها به سمبل مخالفت با رژیم پهلوی بدل شده بود.بسیاری از هنرپیشه‌ها، خواننده‌ها یا فعالان عرصه فرهنگ، بعد از انقلاب از سوی دادگاه‌های انقلاب احضار شدند. اتهامات مختلفی هم گاه برای آنها در روزنامه‌های آن زمان درج می‌شد؛ از مفسد فی‌الارض تا ترویج ابتذال و تحکیم رژیم گذشته. خود ملک‌مطیعی گفته بود: «بعد از انقلاب برای من مشکل خاصی پیش نیامد. مسئله دادگاه انقلاب بود که همه دوستان احضار شدند. در آنجا خواستند ببینند این افراد که هستند و چه کرده‌اند. طبیعی هم بود. باید مسئولان با ما آشنا می‌شدند. یک تعهدی هم از ما گرفتند که کاری برخلاف نظر آنها انجام ندهیم…». ایرج تقی‌پور، از کارشناسان بنیاد سینمایی فارابی در دهه ۶۰ در مصاحبه‌ای گفته بود که سینمای بعد از انقلاب با «سوپراستارسازی» مخالف بود: «فقط این نبود که میل شخصی آقای بهشتی یا آقای انوار در برخوردهای سخت‌گیرانه و حذفی مؤثر باشد؛ یک جریان اجتماعی وجود داشت که فکر می‌کردند سینما باید از آلودگی‌ها پاک شود. فکر می‌کردند تلویزیون و سینما همان‌طور که امام گفته بود، دانشگاه است و جنبه‌های تعالی سینما بیشتر برایشان اهمیت داشت تا سرگرمی آن. آقای ملک‌مطیعی، آقای بیک‌ایمانوردی و خیلی‌های دیگر ستاره‌های فیلمفارسی‌ها بودند که برچسب ابتذال رویشان خورده بود.توقع جمهوری اسلامی از سینما توقعی بود که اینها در آن کانسپت، خوش‌نام به حساب نمی‌آمدند. مسئله آقایان فردین و ملک‌مطیعی و خیلی از دوستان دیگر این بود که می‌خواستند سوپراستار بازی کنند…». عبدالله اسفندیاری هم که از سال ۶۲ تا ۷۲ مدیر بخش فرهنگی فارابی به مدت ۱۰ سال بود، با اشاره به عملکرد خود در فارابی به ایلنا گفته بود: «۹۰ درصد عملکرد خود را در دوره مدیریت تأیید و ۱۰ درصد رد می‌کنم و این ۱۰ درصد مربوط به بخشی است که از اراده مدیران سینمایی خارج بود. مثلا ممنوع‌الکاری برخی از چهره‌های سینمایی که قبل از انقلاب مشهور بودند در توان مدیران نبود که این ممنوع‌الکاری را بردارند. مثلا سعید راد در فیلم‌هایی همچون طوفان و دادشاه بازی کرد و هیچ مشکلی به وجود نیاورد اما از اواخر سال ۶۱ از زمان ساخت فیلم برزخی‌ها گروهی از تندرو‌ها شروع به ‌فشارآوردن بر سینمای ایران کردند و مدعی شدند که دوباره طاغوت در حال برگشتن به سینماست. جوسازی‌هایی که این گروه ایجاد می‌کرد ترس‌ها و نگرانی‌هایی را در بین مقامات سیاسی به وجود می‌آورد و در تصمیم‌گیری‌ها تأثیر می‌گذاشت». این برخوردها و محدودیت‌سازی‌ها آن زمان نه به پای این یا آن جناح، بلکه به پای قاطعیت انقلابی ثبت می‌شد. مجریان دولتی و حاکمیتی برآمده از بدنه مذهبی انقلابی طبیعتا مجری خواست بدنه در محدود‌سازی عناصر همکار یا دخیل در سینمای پیش از انقلاب بودند. اگرچه در شرایط خاص آن روزها اعمال سلیقه‌های فردی هم بی‌تأثیر نبود. اینکه ۴۰ سال بعد، از میان همان حامیان نگاه فرهنگی آن روزگار، جماعتی اصلاح‌طلب شدند و دیگران اصولگرا، تأثیری در اصل ماجرا ندارد. اصولا در دهه ۶۰ اختلاف اساسی بین دو جریان راست و چپ درون حاکمیت در حوزه سیاست و فرهنگ وجود نداشت. کمااینکه دیده نشد تصمیماتی که در آن برهه در حوزه فرهنگ گرفته شده با مخالفت سفت‌وسختی از سوی جریان مقابل روبه‌رو شود. عمده اختلاف آن زمان جناح راست و چپ، عمدتا در حوزه اقتصادی بود که سیاست‌ها سمت دولتی‌شدن میل کند یا بخش خصوصی؛ همین و بس.

ناصر ملک‌مطیعی (زادهٔ فروردین ۱۳۰۹ تهران – درگذشتهٔ ۵ خرداد ۱۳۹۷ تهران) بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون ایرانی پیش از انقلاب بود. ملک‌مطیعی، پس از انقلاب و تا زمان مرگش، در مشاغلی همچون قنادی و مشاور املاک فعالیت داشت. او در سال ۱۳۹۲ در فیلم سینمایی نقش نگار ایفای نقش کرد که پس از چندی از روی پرده سینماها کنار رفت.ناصر ملک‌مطیعی در ۵ خرداد ۱۳۹۷ در ۸۸ سالگی به‌علت مشکلات تنفسی و کلیوی درگذشت.

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام