زمان انتشار : ۱۸ خرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۲:۱۷ | کد خبر : 188927 |

ده سال زندگی در زندان دومیلیون‌ نفری غزه به روایت خالد ازبط، مجاهد فلسطینی: بسیاری از مردم غزه ایران را دوست دارند

شفقنا-بازنشر: خالد ازبط متولد ۱۹۸۶ در نوار غزه مجاهد و فعال حقوق بشر فلسطینی است.او  ۳۱ سال سن دارد متأهل و دارای سه فرزند است، وی که در جنگ‌های ۲۰۰۸، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ علیه رژیم صهیونیستی شرکت کرده  به دلیل موج انفجار از ناحیه شبکیۀ چشم مجروح شده است. خالد در ابتدا سخنگویِ نظامیِ حرکت لجان مقاومه شعبیه بوده و هم‌اکنون عضو شورای رهبری و سخنگوی رسمی حرکت است. او همچنین اشاره‌ای هم به وضع مردم غزه پس از محاصره کرد و به وضعیت زندگی روزمره در این منطقه پرداخت.

 خالد ازبط با توضیح اینکه متولد شهر غزه است؛ اما اصالتاً اهل آنجا نیست و خانواده او یک سال پیش از تولدش از یافا به غزه مهاجرت کرده‌اند، دربارۀ بیت‌المقدس و این‌که آیا تابه‌حال سفری به آنجا داشته یا نه می گوید: «نه». «تابلویی بزرگ در غزه هست که روی آن عکس مسجدالاقصی چاپ شده و نوشته شده: تو تا مسجد الاقصی فقط ٧۵ کیلومتر فاصله داری.»

این مجاهد فلسطینی به تشریح دلایل آغاز محاصره غزه در سال ۲۰۰۶ و ادامۀ آن تا به امروز پرداخت. ازبط گفت: «محاصره بعد از عملیات گروگان‌گیری سرباز اسرائیلی به نام شالیت و  نیز انتخابات در غزه شروع شد. اسرائیل این سرباز را بدون پرداخت هزینه می‌خواست و حاضر نبود وارد مذاکره با مقاومت شود. کشورهای غربی و آمریکا و دیگران می دانستند که پیروزی جریان مقاومت در انتخابات، امنیت اسرائیل را به خطر می‌ا‌ندازد؛ بنابراین سعی کردند به مردم فشار بیاورند تا از مقاومت بخواهند که از موضع خودش عقب‌نشینی کند.»

وی همچنین یه وضعیت زندگی در غرۀ پس از محاصره اشاره کرد و گفت: «جلوی ورود خواروبار، نفت، گاز و حتی لوازم پزشکی و دارو به غزه گرفته ‌شده است. سعی داشتند فشار شدیدی وارد کنند، تا اینکه جنگ ٢٠٠٨ شروع شد. بعد از جنگ ٢٢ روزه، فکر می‌کردیم که محاصره را می‌شکنیم؛ اما محاصره شدیدتر شد تا جنگ ٢٠١٢ و بعد از آن جنگ ٢٠١۴. غزه صد دردرصد بازاری مصرف‌گرا دارد. هیچ کارگاه یا کارخانۀ داخلی تولید غذا یا دارو نداریم. مردم ممکن است در سایۀ محاصره، نیازشان را به نفت و گاز و … قطع کنند؛ اما نیازشان به بیمارستان و بعضی مراکز اورژانسی را نمی‌توانند و باید این چیزها را داشته باشند. شیر خشک نایاب شد، خیلی از بچه‌ها و مجروحان به دلیل نبود شیر خشک و دارو و درمانگاه به شهادت رسیدند.»

خالد از وضعیت سخت و باورناپذیر غزه، می گوید: «مدتی در هر دو روز، دو ساعت برق داشتیم و الآن در بهترین حالت شش تا هشت ساعت در روز برق داریم. به غیر از وضع برق، وضع آب هم در غزه بحرانی است.‌ آلودگی آب خیلی زیاد است و به همین دلیل مردم آب آشامیدنی را از مراکز تصفیه خریداری می‌کنند. بشکه‌ای کوچک، حدود ٢٠ دلار قیمت دارد. در چنین وضعی بدیهی است که اوضاع بیمارستان‌ها هم خوب نیست. بیمارستان‌های کل غزه فقط چهارتاست. بیمارستان‌ها امکانات ندارند؛ یعنی حتی نمی‌توانند وضعیت‌های اورژانسی را پوشش دهند. وقتی بمباران یا جنگی اتفاق بیفتد، می‌بینید که اتاق عمل نمی‌تواند هر بیماری را قبول کند. در خصوص بیماری‌های دوره‌ای و ویزیت‌های مداوم، مردم به متخصص نیاز دارند.»

مشروح گفت وگوی خبرنگار شفقنا با خالد ازبط مجاهد و فعال حقوق بشر فلسطینی را می خوانید:

*سالیان سال است که در حال مبارزه هستید و جوانان، نوجوانان و کودکان بسیاری را از دست دادید. از این مبارزات خسته نشدید؟

بیش از ۱۰ تا ۱۵ سال است که مردم غزه در محاصره کامل هستند و نه تنها جوانان بلکه زن، بچه، پیر و جوان از وضعیتی که دارند رنج می برند؛ به دلیل محاصره مشکلات ما نسبت به گذشته در زمینه نظامی، معیشتی و زندگی بیشتر شده و به طور طبیعی هر انسان عادی از این وضعیت خسته می شود، در جنگ، گروه ها و افراد مختلفی داشتیم که می خواستند در وسط میدان پرچم تسلیم را بالا ببرند و همین الان هم بعضی از مردم به دنبال صلح و آشتی کردن هستند، اما کلیت مردم در غزه حامی و معتقد به مقاومت هستند و می خواهند مبارزه را ادامه دهند؛ در واقع همچنان تنها گزینه ای که مردم پیش روی خود می بینند، مقاومت در برابر اسرائیل است و از پایبندی به این مقاومت خسته نشدند.  

*اما اسرائیل می گوید هیچ وقت این جنگ و درگیری تمام نمی شود بلکه شما تسلیم شوید. تا چه زمانی می خواهید به مبارزه و مقاومت ادامه دهید؟

ما اکنون به مرحله ای رسیدیم که از شدت محاصره های چندین ساله دشمن وضعیت بسیار وخیمی داریم، گروه های مقاومت خسته شدند و می گویند دیگر محاصره ها در زمینه های مختلف از جمله محاصره دریایی، از سوی مصر و اسرائیل برای ما قابل تحمل نیست؛ ما به مرحله ای رسیدیم که گروه مقاومت می گوییم یا باید محاصره غزه شکسته شود یا انفجاری در غزه صورت بگیرد و به همه مرزهایی که ما را محاصره کردند، حمله و مبارزه کنیم و هر کشور و گروهی هم که می خواهد جلوی ما بایست، تحمل نمی کنیم؛ این یک تصمیم نظامی است و اکثر گروه های داخل غزه به این تصمیم رسیدند که اکنون وقت آن رسیده که این حصار را به طور کامل بشکنیم؛ یا پیروزی و شکستن حصار یا شهادت؛ راه سومی وجود ندارد.

*به آینده خوشبین هستند؟

در حال حاضر اسرائیلی ها از موضع ضد فلسطینی خود عقب نشینی کردند، هر دولتی که در اسرائیل سرکار آمده یک نهایتی داشته و دولتی هم که اکنون سر کار است، روبه شکست است و برعکس ما خودمان را پیروز می دانیم و به همین دلیل فعالیت هایمان را افزایش دادیم. این مساله برای ما باعث امید ماست که با انتهای دولت اسرائیل فضایی باز شود و بتوانیم کاری انجام دهیم و محاصره را بشکنیم.

img_3172

*اسرائیل از نظر قدرت نظامی و سلاح برتر از غزه است، چرا فکر می کنید که پیروز می شوید؟

اسرائیل نه تنها قوی تر از غزه بلکه از همه ارتش های کشورهای عربی از لحاظ امکانات و تجهیزات قوی تر است، اما چیزی که ما در خود می بینیم و می دانیم که اسرائیل آن را ندارد، این است که ما اسلام را قبول داریم و سلاح مان ایمان است؛ ما مقاومت اسلامی هستیم و این اسلام دقیقا برای همین است که بدانیم اگر تعداد، قوت و نیروهایت کم هستند، اما تو به چیزی معتقد هستی که دشمن به آن معتقد نیست به همین دلیل ایمان به خدا و وعده های الهی و اسلام به ما این ایمان، قدرت و جرات را می دهد که در مقابل دشمن که می دانیم از همه جهت از ما قوی تر است، بایستیم نه تنها در غزه بلکه در لبنان همین وجه اسلامی بودن وجود دارد که باعث شده در برابر دشمن اسرائیل بایستند و مقاومت کنند.

مساله دیگر اینکه ما ترس از مرگ نداریم، ما مرگ را در چیزی می دانیم که خدا به رزمنده اعطا می کند و شهادت جایزه اوست، اما برعکس اسرائیلی ها از مرگ می ترسند و بسیار جان دوست هستند و در میدان های جنگ قصد فرار می کنند تا خود را زنده نگه دارند در حالی که ما تا آخرین لحظه ای که جان در بدن داریم و می توانیم بجنگیم، در میدان می مانیم و معتقدیم این جان دادن، شهادت است، به عبارت دیگر دو راه در پیش ماست یا پیروزی یا شهادت؛ یکی از این دو را انتخاب می کنیم و ترسی نداریم چون هم به دنبال یک زندگی با کرامت و عزتمند هستیم و هم مرگمان را مرگ با شهادت و عزت می خواهیم.

*در اخبار می بینیم و می خوانیم که بیشتر این جوانان هستند که در مبارزات شرکت می کنند و جان خود را از دست می دهند. مبارزه غالب مردم دیگر غزه به چه صورت است و از چه شیوه ای استفاده می کنند؟

غزه منطقه کوچکی است و به این صورت نیست که بخشی از مردم به میدان جنگ بیایند و بخشی فعالیت های دیگری انجام دهند، زمان جنگ معمولا همه مردم غزه که تقریبا یک میلیون و نیم جمعیت دارد، درگیر می شوند چون همه جا بمباران می شود و همه مردم خواه یا ناخواه درگیر جنگ هستند؛ اکثر خانواده جوانانی که به میدان می آیند و وارد مبارزه می شوند، حامی مقاومت هستند یا این جوانان موجب می شوند که خانواده هایشان حامی مقاومت شوند.

خانواده در چند جبهه فعالیت دارند،یکی جبهه رسانه ای و خبری است، به این ترتیب که فیلم ها، عکس ها و وضعیت کشته شدگان و مجروحان و مناطقی که بمباران می شود را به خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی اطلاع رسانی می کنند. بخش دیگر فعالیت جبهه رسانه مربوط به مردم غزه می شود، گاهی در وسط جنگ به منظور تضعیف روحیه مردم، شایعاتی از سوی دشمن و جاسوسان پخش می شود مبنی بر اینکه اسرائیل می خواهد از فلان منطقه حمله کند یا فلان فرد شهید شد یا فلان محور را از دست دادیم؛ در چنین زمان هایی بسیاری از خانواده ها در مساجد دور هم جمع می شوند و کسی که بزرگ محله است به این شایعات و شبهات پاسخ می دهد.

بخش دیگر فعالیت ها روحیه دهی به جامعه و خانواده هاست، در این میان عده ای به این گروه ها امید پیروزی می دهد و می گوید که چه پیشروی هایی داشتیم، بزرگان، شیوخ، پیرمردها و کسانی که تاثیرگذار هستند در این مسایل بسیار کمک می کنند و همیشه فعال هستند و به معنویات و روحیات خانواده ها کمک می کنند.

زمانی ما یک اسرائیلی را به اسارت گرفتیم، با اینکه همچنان جنگ بود، اما مردم وسط خیابان ها شیرینی پخش کردند و در  محله ها جشن های کوچک برگزار کردند، این مساله به بسیاری از ما رزمندگان که در میدان جنگ بودیم بسیار روحیه داد و متوجه شدیم مردم هنوز پایبند به مقاومت هستند و حتی در اوج بمباران و جنگ حاضرند با شجاعت به خیابان ها بیایند و شیرینی پخش کنند.

کسانی که شغل هایی مانند پزشکی و رانندگی دارند، ۲۴ ساعت کار می کنند، بسیاری از خانواده ها در بیمارستان ها کمک می کنند. اینکه همه مردم دست به دست هم می دهند و هر کسی هر کاری که می تواند را برای نیروهای مجاهد انجام می دهد، باعث می شود که ما بدانیم پشتوانه مردمی بسیار قوی داریم؛ همین که حس کنیم خانواده، زن، بچه و فامیل ها همچنان مقاوم و پابرجا هستند، بسیار به ما قدرت می دهد.

*با وجود اینکه همه مردم در غزه درگیر هستند و در قسمت نظامی و غیر نظامی تلاش می کنند به نظر شما بعد از نیم قرن جنگ چه اندازه به هدفتان رسیدید، تا چه میزان نتیجه ای که می خواستید را به دست آوردید؟

اگر به تاریخ نگاه کنید از زمانی که اسرائیل اعلام موجودیت کرد تا اکنون که ما هستیم ببینید که چه بر سر فلسطین گذشته، متوجه می شوید که اتفاقا مقاومت نسبت به تاریخ گذشته فلسطین دستاوردهای بزرگی داشته است؛ در آن زمان ما با دشمنی طرف بودیم که هر جا، هر مکان و هر نقطه و خانه ای از فلسطین که می خواست، می توانست ورود پیدا کند و سرقت کند، زنان را ببرد و کودکان را اذیت کند و هر کسی که می خواست بکشد، چه کشتارهای جمعی و چه گروه های دست جمعی که ما آن زمان نداشتیم و به راحتی هر خانه ای که می خواستند با حمایت انگلیس و بریتانیا خراب می کردند و کسی هم قدرت این را نداشت که مانع آنها شود. زمان گذشت و نسل تغییر کرد و انتقاضه اول را به وجود آورد، پس از آن یعنی در سال ۲۰۰۰  نسل بعدی نیز انتفاضه دوم را رقم زد، در حال حاضر نوجوانان ۱۶ تا ۱۷ سال، در حال رقم زدن، انتفاضه سوم هستند. این امر نشان می دهد که در فلسطین نسل های بعدی مانند نسل های قبلی همچنان در خط مقاومت هستند و اینگونه تربیت می شوند که اسرائیل باید از بین برود و ما باید مقاومت کنیم تا سرزمین غصب شده خود را پس بگیریم.

زمانی تمام کشورهای عربی جمع شدند و چند جنگ مختلف با اسرائیل داشتند، ولی نتوانستند این کشور را شکست دهند این در حالی است که مقاومت کوچک در غزه به راحتی می تواند این دشمن را شکست دهد بدون اینکه یک تیکه از غزه به دست آنها بیفتد، همه اینها نشان می دهد که دستاوردهای ما بیشتر از آن چیزی که فکر می کنیم، وجود دارد و مقاومت نسبت به امکانات موجود، بیشتر از آن چیزی که تصور می شود، توانسته جلوی این دشمن بزرگ و سر سخت را بگیرد.

*با توجه به اینکه سالیان سال در تحریم بودید و هستید، چگونه امورات خود را می گذرانید و با چه مشکلاتی مواجه هستید؟

خیلی سخت است که برایتان توضیح دهم معنای این محاصره چیست و از لحاظ نداشتن آب و غذا و مشکلاتی که وجود دارد، چه دارد بر سر مردم می آید؛ اگر بخواهم بگویم که مردم چطور زندگی می کنند و اگر «زندگی کردن» به معنای واقعی زندگی کردن و معیشتی است که همه مردم دارند، من نمی توانم بگویم که مردم غزه واقعا در حال زندگی کردن هستند چون اصلا زندگی آنها عادی نیست، اما اگر بخواهم به معنای توکل بر خدا بگویم، باید گفت که ما با توکل بر خدا روز را به شب می رسانیم.

اگر از یک خانواده غزه ای بپرسیم که صبح چه خوردید و تا شب چه کردید، می گوید چیزی رسید و خوردم، ولی اینکه از کجا رسید را نمی تواند توضیح دهد؛ اینها روزی است که خدا به شکل های مختلف به ما می رساند؛ بسیار به مردم سخت می گذرد ولی نسبت به چند سال گذشته ایمانشان به خداوند بسیار بیشتر شده حتی به معنویات و روحیات جوانان که نگاه می کنید، به خدا احساس نزدیکی بیشتری می کنند.

*با توجه به مشکلاتی که در بخش معیشتی و نظامی دارید و آنها را عنوان کردید، آیا به صلح با چارچوب های لازم و مدنظر، فکر کرده اید؟

۲۰ سال است که مذاکرات صلح و سازش با اسرائیل در حال انجام است، اول یاسر عرفات و اکنون هم محمود عباس.

یاسر عرفات با اسرائیلی ها قرار داد بست و همه امتیازات را به آنها داد و قرار شد ما به صلح برسیم، اسرائیل به هیچ کدام از توافقاتی که قرار بود به آنها پایبند باشد، پایبند نبود و خلف وعده کرد، در این قرار داد آمده بود که اسرائیل به مردم آب و غذا بدهد یعنی تا این حد کرامت مردم را پایین آوردند و آنها را تحقیر کردند.  

امروز هم در وضعیتی که قرار بود، به سازش و صلح برسند، اسرائیل دائما تجاوز می کند، شهرک سازی ها، دستگیری ها اذیت و آزارها و تخریب مزارع ادامه دارد، ما هیچ خیر و برکتی از این صلح ها ندیدیم به جز اینکه عزت و کرامت ما بیشتر پایمال شد و برعکس در مناطقی که صلح نکردیم و مقاومت کردیم دست درازی اسرائیل کمتر شد، کشاورزی رونق گرفت. مردم اگر یک لقمه نان به دست آوردند، همان را با عزت می خورند، اما هزار لقمه با تحقیر و ذلت را نمی پذیرند.

در حال حاضر مردم غزه فهمیدند از مذاکرات چیزی حاصل نمی شود جز اینکه ما را تحقیر و ذلیل و از خانه ها و زمین ها بیرون کنند. همه ما می دانیم دشمن ما کوتاه نمی آید و به امتیازاتی که به دست آورده راضی نمی شود لذا هر چه عقب تر بنشینیم، دشمن جلوتر می آید.

*نظر مردم غزه در مورد شخص نتانیاهو چیست و با توجه به اینکه دوره او روبه پایان است، فکر می کنند اوضاع بهتر خواهد شد؟

به نظر ما، نتانیاهو یک شخص قاتل، سفاک و خونخواری است که کشتارهای جمعی و جنگ های بسیاری علیه ما انجام داده و به ما خیانت کرده است، اما نتانیاهو از دید مردم اسرائیل در بحث سیاست داخلی و ترمیم امنیت داخلی شکست خورده است یکی از نشانه آن اینکه مجلس را از دست داده است.

دوره نتانیاهو در حال تمام شدن و به نظر ما هیچ فرقی ندارد چه کسی به جای او می آید، قبل از نتانیاهو حزب کار حکومت را به دست گرفت و قرار بود سیاست داخلی خود را تغییر دهد، اما آنچه شاهد بودیم این بود که سیاست ها و استراتژیک و اصولی که حکومت در ۶۱ سال گذشته نسبت به فلسطین داشتند، ثابت بوده و آن کشتن مردم فلسطین و گرفتن مقدار بیشتر زمین ها بوده تا آنها را به عنوان سند افتخار برای خود ثبت کنند، این اصول صهیونیست هاست که هیچ حکومتی نمی تواند از آن عقب نشینی کند و کوتاه بیاید، ممکن است بعضی از مواقع تاکتیک ها و روش ها تغییر کند اما اصول همان اصول است که همه به آن معتقدند و تغییر شخصیت حکومتی تفاوتی در این اصول ایجاد نمی کند.

*بیشترین دوستی بین مردم غزه با کدام ملت هاست و مردم غزه از ملت های جهان اسلام چه توقعی دارند؟

بسیاری از مردم غزه ایران را دوست دارند، ولی باید یکسری واقعیت ها را برای شما شرح دهم، خیلی از کشورها در تلاش هستند تا  بتوانند این محبوبیت را بین مردم غزه و فلسطینی ها کسب کنند چون هر کسی که این محبوبیت را کسب کند، محبوبیت سراسری کسب کرده است. اکنون معروف است که هر کسی می خواهد خود را مطرح کند باید حمایت بیشتری از مردم فلسطین نشان دهد تا بتواند بین باقی ملت ها محبوبیت داشته باشد؛ در این قضیه ترکیه بسیار تلاش کرده است.

همه می دانند که تنها کشوری که از گروه های مقاومت حمایت می کند، ایران است، اما به نسبت ایران در حمایت از مردم، کارهای خیریه، بشردوستانه، پروژه های عمرانی، اجتماعی و مدنی، چندان قوی عمل نکرده و برعکس ترکیه و برخی از کشورهای عربی فعال هستند و در این بخش ها سرمایه گذاری می کنند و بخشی از نظر عمومی مردم را به سمت خودشان جلب کردند و برای خود مشروعیت کسب می کنند و در واقع با همین شیوه در حال ورود به بسیاری از معادلات هستند.

اکثر حمایت های نظامی که به گروه های مقاومت می رسد، به شکل محرمانه صورت می گیرد، اما حمایت هایی که وسط خیابان از مردم می شود، علنی هستند؛ ترکیه و برخی کشورهای دیگر در خیابان ها از مردم حمایت می کنند و همین مساله موجب شد که مردم غزه متوجه نشوند کدام کشور دوست حقیقی و کدام دشمن آنهاست، اگر بخواهم واقعی و عملی مثال بزنم جهان اسلام در بحث فلسطین حضوری ندارد و اکثر کشورهای منطقه درگیر مشکلات داخلی خودشان شدند، ما تحت فشارهای بسیار هستیم، اما انقدر حوادث منطقه جدی تر شده که دیگر کسی پرونده فلسطین را باز نمی کند و نگاه نمی کند به همین دلیل اسرائیل از این فرصت برای فشار آوردن به گروه های مقاومت و مردم غزه و فلسطین بیشتر استفاده کرده است.

*به نظر شما چرا این همه درگیری در جهان اسلام وجود دارد؟ بسیاری از نظریه پردازان اسرائیل را عامل بدبختی امت های اسلامی می دانند، به نظر شما این مساله درست است یا اختلافات مذهبی و فرهنگی باعث شده که مسلمانان جهان اسلام این همه با هم درگیر شوند؟

به نظر من اصلا مساله ای به نام اختلافات مذهبی سنی و شیعی وجود ندارد، همه مشکلات در درجه اول از سوی اسرائیل است. ما در منطقه فلسطین زندگی کردیم و این دشمن را با همه توطئه ها و نقشه هایش شناختیم. ما به مناطق مختلفی سفر کردم از جمله لبنان و ایران، در مساجد این کشورها نماز خواندم و از نزدیک دیدم که شیعه و سنی در کنار یکدیگر با صلح و آرامش در حال زندگی کردن هستند. اینکه این نگاه وجود داشته باشد که بین شیعه و سنی یک اختلاف جوهری و حقیقی وجود دارد، همه نقشه های صهیونیستی است که به اسم جنگ مذهبی و طایفه ای ما را به جان هم انداختند، مصداق آن سوریه. در سوریه ابتدا گفتند این جنگ طایفه ای و مذهبی است و شیعه و سنی در حال کشتن یکدیگر هستند، اما واقعیت اصلی جنگ چیز دیگری است، در همه این درگیری ها یک منفعت و مصالحی برای اسرائیل وجود دارد و مصلحت اسرائیل است که این درگیری ها را در کشورهای منطقه به وجود می آورد و خواهان ادامه یافتن آن است. در غزه خواستند چندین بار از این فتنه های مذهبی شیعه و سنی راه بیاندازند ما از ریشه این فتنه ها را خشک کردیم و اصلا نگذاشتیم این فتنه بین سنی و شیعه در غزه به وجود بیاید و اصلا اجازه ندادیدم نیروهای تندرو و تفکیری یا کسانی که می خواهند به اسرائیل خدمت کنند بیاییند و ما شاهد اختلافات مذهبی باشیم.

*به روند صلح در میان کشورهای اسلامی در آینده  نزدیک خوش بین هستید؟

در بحث اختلافات منطقه به نظر من اصلا دعوای اصلی برای مردم موضوعیت ندارد، بسیار راحت می توانیم از این مرحله عبور کنیم ولی لازمه آن این است که علمای هر دو مذهب و ائمه جمعه و جماعات و بزرگان هر دو مذهب در مورد مسایل و مشکلات با هم صحبت و آنها را حل کنند. بالاخره جلسات و کنفرانس هاست که باعث می شود خیلی از سوء تفاهمات و اختلافات بین دو دین برداشته شود، بسیاری از مشکلات به دلیل عدم شناخت و با هم زندگی نکردن است، سوء تفاهمات و توهماتی که شکل می گیرند در چند دیدار ساده و با چند رفت و آمد، برطرف می شود بدون اینکه نیاز باشد هزار کتاب نوشته شود و جلسات توجیحی و مناظره گذاشته شود. تاریخ نشان می دهد که با گذر زمان مردم مسایل و مشکلات را فراموش می کنند، لذا با لسان خوب و جدید می توان حتی کینه مذهبی البته اگر وجود داشته باشد را فراموش و به صورت مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زندگی کرد کما اینکه بسیاری از مناطق بوده که سابقه دعواهای چند صد ساله داشتند، اما به راحتی بعد از یکی دو نسل توانستند مسایل و مشکلات را فراموش کنند و با هم زندگی عادی داشته باشند.

اگر واقعا یک اراده حقیقی در همه حوزه های علمیه و مراجع دینی و بین علما وجود داشته باشد و بخواهند این قضیه را تمام کنند و  یک بار برای همیشه همه کشورها همه اختلافات را کنار بگذارند، دیگر مسایل و موضوعاتی از جمله اتهامات مذهبی، تکفیر و درگیری های شیعه و سنی نخواهیم داشت. مشکل این است که بعضی از علما یا محافظه کار شدند یا حاضر نیستند این کار را انجام دهند یا اینکه برخی از جریان ها و گروه های سیاسی فکر آنها را با پول خریدند و همین باعث می شود زبانشان را در این مسایل به کار نگیرند و برعکس در جهت اختلاف به کار بگیرند وگرنه این قضیه خیلی راحت با اراده علمای هر دو مذهب تمام خواهد شد.  

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here