زمان انتشار : ۲۸ خرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۰۸:۵۲ | کد خبر : 189340 |

میانه یکی شدن و طرد اجتماعی/ روایت دشواری های زندگی مسلمانان در یکی از شهرهای آلمان

شفقنا زندگی- بیشتر مسلمانان آلمان به خوبی در این کشور ادغام شده اند و همذات پنداری خوبی با آن دارند. با این حال برخی از مردم همچنان با عینک بی اعتمادی به آنها نگاه می کنند که تا حدی به دلیل مناطق شهری اما محرومی مانند دویسبورگ- مارکسلوه است.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، درحال حاضر حدود ۴٫۵ میلیون مسلمان در آلمان زندگی می کنند که در میان آنها تعداد رو به افزایش پناهجویان آسیب دیده از منطق جنگی نیز که از سال ۲۰۱۵ به آلمان وارد شده اند وجود دارد. این رقم حدود ۵٫۷ درصد کل جمعیت را شامل می شود. با این حال ناآرامی و خشونت تمام عیار نسبت به اسلام هم در آلمان و هم در اروپا به طور کلی رو به افزایش است. از زمانی که حملات تبعیض آمیز و مکرر از گروه تروریستی سرکرده داعش آغاز شد، مهاجران از جمله بسیاری از مسلمانان در معرض نگاه های عاری از اعتماد بوده اند و تحت شرایطی سخت همراه با شک و تردید فراوان زندگی می کنند. بر اساس مطالعه مؤسسه برتلسمان در سال ۲۰۱۵ از هر دو آلمانی یک نفر به مذهب به چشم تهدید نگاه می کند. ۵۷ درصد پاسخ دهندگان غیر مسلمان این مطالعه اسلام را «بسیار تهدید آمیز» یا «تهدید آمیز» می دانستند و حدود نیمی از تمام دانش آموختگان دانشگاه با این دیدگاه موافق بودند درحالی که ۶۱ درصد آلمانی ها فکر می کنند مذهب در جهان غرب جایی ندارد و با این دنیا متناسب نیست.

به گفته یاسمین المنوآر، یکی از اعضای این مؤسسه «گرایشی وجود دارد که اسلام را به مثابه یک ایدولوژی درک کند تا یک مذهب» با وجود این حقیقت که مقامات آلمان، کمتر از یک درصد از مسلمانانی را که به طور منظم در حدود ۲۳۵۰ مسجد و نمازخانه علوی در سراسر آلمان می بینند و از شکل دموکراتیک دولت حمایت می کنند به مثابه افراد رادیکال طبقه بندی می کند این نگرش همچنان باقی است. چنین دیدگاهی بسیاری از سَلفی های بسیار محافظه کار را نیز شامل می شود.

امام های جماعت، خدمات اجتماعی فراهم می کنند

برخلاف این یافته های تأمل برانگیز، ال منوآر به عنوان یک محقق اسلامی و جامعه شناس دیدگاه کاملاً مثبتی دارد. او می گوید یکپارچگی مسلمانانی که در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی به آلمان و در قالب تلاش برای جذب کارگران مهمان مهاجرت کردند به طرز «شفافی درحال پیشرفت» است. در آن موقع ترک ها گروه غالبی بودند که به دنبال کار در مراکز صنعتی آلمان غربی می گشتند. «اکثریت عظیم مهاجران از ترکیه، آفریقای شمالی و دیگر کشورها سال ها پیش به اینجا رسیدند؛ آنها برای خود زندگی ساخته اند، خانواده هایشان را پرورش داده اند و شغل ایجاد کرده اند.» این ها حرف هایی است که ال منوآر به روزنامه تایم آلمانی گفت. بسیاری از آنها «تماس های خوبی با افراد محلی برقرار و حفظ کرده اند و روابط نزدیکی با آلمان دارند.»

بر اساس مطالعه ای که از سوی اداره فدرال مهاجرت و پناهجویان (BAMF) انجام شده است، جماعت های اسلامی در حال ترویج حس همراهی نیز هستند. تقریباً همه چیز ورای «خدمات مذهبی» صرف و کمک به مهاجران برای مذاکره در مورد بوروکراسی آلمان خوب پیش می رود و پیشنهاد آموزش اولیه و کمک در امور خانه را دارند. ۹۵ درصد تمام امام جماعت ها کاری بیشتر از موعظه محض انجام می دهند؛ آنها برای مثال مسئولیت اجتماعی می پذیرند، واسطه همکاری با معلمان و مددکاران اجتماعی آلمان می شوند. بنا بر پیمایش «زندگی جامعه اسلامی در آلمان» در سال ۲۰۱۲ «اجتماعات اسلامی نقاط مهم تماس برای در هم آمیختگی مسلمانان هستند.»

به گفته ال منوآر، گسترش یکپارچگی دارد با موفقیت انجام می شود: «روند کلی شفاف است و نسل های جدید مهاجران به طور فزاینده همسویی بیشتری با جامعه از خود نشان می دهند. سرعت این فرایند صرفاً بر اشتیاق مهاجران به یکپارچگی بستگی ندارد بلکه نظام آموزشی و سیاست های بازار کار نیز فاکتورهای دخیل هستند.»

از طبقه کارگری تا حوزه ای محروم به لحاظ اجتماعی

همچنان مناطقی از کشور وجود دارند که در آنها به نظر می رسد یکپارچگی با ناکامی عجیبی روبرو است؛ جایی مثل دویسبورگ- مارکسلوه، منطقه ای که قبلاً در زمره طبقات کارگری به حساب می آمد و رسانه ها علاقه عجیبی دارند که آنها را «کانون ناآرامی های اجتماعی» یا «منطقه خطرناک و ممنوع» بنامند.

بزرگترین مسجد دارای گنبد و مناره در آلمان در شهر دویسبرگ قرار دارد. این مسجد که به سبک معماری مساجد دوره عثمانی ساخته شده مسجد جامع مارکسلوه نامیده می‌شود و توسط جماعت اسلامی ترکیه ساخته شده‌است.

مارکسلو یکی از فقیرترین مناطق آلمان است. نرخ بیکاری برای حدود ۱۹ هزار نفری که در آنجا زندگی می کنند چیزی حدود ۱۶ درصد است و تقریباً ۶۴ درصد تمام ساکنان آن مهاجر محسوب می شوند. رسانه ها به طور مکرر در مورد شرایط اسفناک این ناحیه از کشور گزارش می دهند؛ جایی که از ازدحام بسیار مردم شلوغ است، حیاط خلوت خانه ها مملو از زباله است و درهای خانه ها شکسته است. بسیاری از مهاجران بیمه سلامت ندارند، بنابراین کودکانشان واکسیناسیون مورد نیازشان را دریافت نمی کنند و بسیاری از مردم برای مراقبت های بهداشتی خود وابسته به افراد داوطلب در کلینیک های رایگان هستند. همچنین مأموران پلیس در آنجا مورد آزار و اذیت کلامی قرار گرفته و گاهی اوقات مورد حمله نیز واقع شده اند.

 کوره های بلند در کارخانه ذوب آهن شرکت تیسن کروپ در ناحیه مارکسلوه دویسبورگ

هاتیس آکیون که نویسنده ای ترک است در دویسبورگ-مارکسلوه به دنیا آمد و والدینش هنوز آنجا زندگی می کنند. او در گفتگو با سایت خبری Welt Onlineمی گوید: «البته که مشکلات بسیاری وجود دارد؛ نظیر آنچه در مناطق مشخصی در برلین، هامبورگ و فرانکفورت به چشم می خورد. اما این به مهاجران ربطی ندارد، بلکه به ناکامی های دولتی مربوط است که مدتها پیش این مناطق را رها شده ترک کرد.» یاسمین المنوآر که کارشناس اسلامی است نیز نظر مشابهی دارد. بسیاری از کارگران مهمان سابق مشاغل خود را در جریان بحران صنعتی سال های ۸۰ تا ۹۰ میلادی از دست دادند که می توان این اتفاق را محرک بزرگی در توسعه این مناطق محروم دانست. «آنهایی که می توانستند از پس نقل و انتقال برآمدند. این موضوع همیشه وقتی که جمعیت های محروم در محله های تفکیک شده متمرکز می شوند به یک معضل تبدیل می شود.»

برخی از جراحان خدمات بالینی رایگان ارائه می دهند که تنها مراقبت بهداشتی در دسترس برای بسیاری از ساکنان محروم از بیمه سلامت در منطقه دویسبورگ-مارکسلوه است

ارول ییلدیز، استاد آموزش بین فرهنگی در دانشگاه اتریشی آلپاین آدریاتیک در کلاگن فورت، پیامدهای زندگی در جماعت های اسلامی مانند کالک در کلن، نویکولن در برلین یا فدل در هامبورگ را در مقاله ای که در سایت  www.islamiq.de منتشر شده است به تشریح بیان می کند: «ننگ بزرگی که همراه با زندگی در این مناطق وجود دارد پیدا کردن شغل را دشوار می کند و به بیکاری محلی دامن می زند، زیرا مردمی که در این نواحی زندگی می کنند وقتی به کارفرمایان محل سکونتشان، خیایان و حتی کد پستی خود را می گویند در جواب با بی اعتمادی و اکراه مواجه می شوند.»

المنوآر تأکید می کند که «محله های مهاجرنشین همیشه هم محله هایی نیستند که با فقر دست و پنجه نرم می کنند.» آنها اغلب «زیرساخت مهاجرتی» تثبیت شده ای دارند که می تواند یکپارچگی را تسهیل کند- به ویژه برای مهاجران جدیدی که با آن دسته از مهاجرانی که برای مدتی بیشتر در آلمان زندگی کرده اند در تماس هستند. او اضافه می کند که اگر مردم آلمان رویکرد بازتری به مسلمانان داشتند و دیدگاهشان را نسبت به آن گسترش می دادند جامعه به طور کلی می توانست از این گوناگونی فرهنگی و دینی بهره مند شود. به رغم تمام موانع، این یکپارچگی می توانست هم در آلمان و هم در سراسر اروپا به درستی موفق شود.

گفتنی است که بر اساس آمار مؤسسه بلتسمان، ۷۴ درصد مسلمانانی که در آلمان زندگی می کنند اهل تسنن هستند و بخش اعظم آنها ریشه های قومی ترکی دارند. ۱۳ درصد آنها علوی ترکی هستند و ۷ درصدشان خود را شیعه می دانند.

*  این مقاله، نوشته تونیو پاستل (Tonio Postel) است که به عنوان نویسنده فریلنسر در هامبورگ در زمینه آموزش، جامعه و مسائل اجتماعی می نویسد.

منبع:  Goethe Institute /مترجم: تمنا منصوری

مطالب بیشتر از روایت های زندگی مسلمانان در جهان:

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام