زمان انتشار : ۱۶ تیر ,۱۳۹۷ | ساعت : ۰۹:۵۱ | کد خبر : 190119 |

جوانان نیازمند فضای بدون تنش های جنسی هستند/ پوشش، تجلی هویت اسلامی زن مسلمان است: حجت الاسلام محمدرضا اکبری

شفقنا زندگی- یک نویسنده و محقق معتقد است که زنان بنابر توانمندی های خود وارد عرصه های مختلف شده اند و حجاب هیچ محدودیتی برای تحصیل، اشتغال، حضور در فعالیت های اجتماعی و امثال آن ندارد بلکه حجاب محدود کننده تحریکات جنسی حرام، عشق های کاذب، دلربایی های انحرافی و مفاسد اخلاق جنسی است.

حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا اکبری، در گفتگو با خبرنگار شفقنا درباره حجاب گفتگو کرده است که در ادامه می خوانید:

فلسفه حجاب چیست؟

فلسفه حجاب پیشگیری از تاثیرگذاری جنسی زنان بر مردان نامحرم است. تاثیری که می تواند منشاء بدی های اخلاقی، خانوادگی، روانی اجتماعی و آخرتی شود. خدای حکیم برای تحکیم خانواده، استمرار نسل انسان و رشد و شکوفایی بشر، مرد را به گونه ای آفرید که جسم زن برای او جذاب و تاثیرگذار باشد. جاذبه ها و زیبایی های زنان برای همسرانشان موجب تحکیم خانواده، دلگرمی شوهر به همسرش و کمال اجتماعی مرد می شود اما قرار دادن آنها در برابر چشمان مردان نامحرم سبب فتنه و فساد و سستی علایق خانوادگی و غفلت از یاد خدا می شود. راه پیشگیری از این تاثیرگذاری های منفی پوشاندن جاذبه های جسمانی زنان است و این پیشگیری همان فلسفه حجاب است.

نیاز ما به حجاب چیست؟

همه مردان و به ویژه جوانان نیازمند یک فضای  سالم و اجتماعی و بدون تنش های جنسی هستند تا به دور از اشتغال های ذهنی منفی، حیات اجتماعی خود را با آرامش بگذرانند. حضور بدون حجاب اسلامی می تواند نگاه مردان را آلوده، دل های آنها را مشغول و سبب تنش های جنسی شود. نگاه های حرامی که بنابر روایات معصومین (ع) هر کدام یک زنای چشم  به شمار می روند و می توانند مقدمه ای برای ورود به گناهان دیگر شوند. بنابرآنچه بیان شد ما نیازمند عاملی هستیم که آثار منفی یاد شده را از مردان دور کند و آرامش و سلامت زنان را از مزاحمت و تعرض هوسبازان تامین کند و آن عامل، حجابی است که خداوند برای زنان تعریف کرده و در سوره نور آیه ۳۱ به آن فرمان داده است.

نقش حجاب در معرفی هویت اسلامی چیست؟

بدون تردید حجاب یکی از احکام مسلم اسلام است که آیات قرآن و روایات متعددی بر آن دلالت دارد، به گونه ای که زن مسلمان  با این پوشش شناخته می شود و حجاب زنان بیشترین تجلی را در اسلامی کردن فضاهای اجتماعی به همراه دارد. بنابراین، پوشش دینی تجلی هویت اسلامی زن مسلمان و جامعه ای است که فرشته های حجاب و عفاف در آن حضور دارند.

زنی که حجاب شناخته شده اسلامی را که عبارت از پوشیدگی بدن و موهای سر به جز قرص صورت و دو کف دست است رعایت نکند صبغه و سیمای اسلامی ندارد. رعایت نکردن حجاب و عفاف دریچه ای به فضاهای دیگر با هویت های غیر اسلامی و ضد اسلامی است که می تواند ارزش های زن مسلمان را به تاراج دهد. حجاب زن به فتوای همه فقهای اسلام از ضروریات دین اسلام است و ضروری دین چیزی است که نپذیرفتن آن به رد کردن سخن خدا یا رسولش بر می گردد سبب بیرون رفتن از دایره اسلام می شود.

برخی استدلال می کنند که عفت فقط حجاب ظاهر نیست و می توان قلب را عفیف و پاک نگاه داشت و ضرورتی به پوشش ظاهر نیست. آیا عفت باطنی و ظاهری لازم و ملزوم یکدیگرند؟

عفاف و عفت به معنای پرهیزکاری، خود داری از کار زشت، پاکدامنی، پارسایی و ترک شهوت است. حال چگونه می شود کسی با آیات قرآن و روایات پیامبرش مخالفت صریح  عملی کند و عفیف و پرهیزکار هم باشد. زن تا وقتی عفیف است که لذت بردن از حجم اندام و زیبایی های خود را بر چشم های نامحرمان مباح نکند. هر زن بد حجاب یا بی حجاب، لذت نگاه مردان به خود را مباح  می کند در حالی که خداوند این لذت دهی جنسی را به چشم های نامحرمان حرام کرده است ودر سوره نور آیه ۲۹ بر حرمت آن تاکید کرده است.

عفاف زن در گرو سرسپاری زن به حکم الهی حجاب است و چه کسی است که نداند حجاب حکم خداوند و بی حجابی و بدحجابی از وسوسه های شیطان و نفس اماره است و البته با عمل به وسوسه های شیطان و هوس های نفسانی عفافی در میان نخواهد بود. دل پاک در گرو عمل پاک است و عمل پاک از دل پاک نشأت می گیرد. از کوزه همان برون تراود که در اوست.

عفت ظاهری نتیجه قطعی عفت باطنی است که با پوشیدگی زن در برابر نامحرم تجلی می کند و اگر عفت ظاهری نباشد معلوم می شود که عفت باطنی هم وجود ندارد. زن هر چه مومن تر باشد عفیف تر است و هرچه عفیف تر باشد پوشیده تر است و هر چه ایمانش  ضعیف تر باشد عفافش ضعیف تر است و هرچه عفافش ضعیف تر باشد حجابش ضعیف تر است. این از ادعاهای عجیب روزگار ما است که یک زن بی حجاب که با مخالفت با دستور خداوند لذت از خود را بر چشمان نامحرم مباح کرده است مدعی عفاف باشد.

برخی از منتقدان حجاب نیز عملکرد منفی برخی از افراد محجبه را ملاک قرار داده و می گویند حجاب دلیلی بر داشتن قلب سلیم نمی شود. نقد شما بر این دیدگاه چیست؟

قلب سلیم یک قلب فرمان بردار از خداوند است و یکی از فرمان های صریح، اکید و مهم پروردگار در قرآن پوشیدگی زن مسلمان است  که رعایت آن مانند هر اطاعت دیگر تأثیر جدی در سلامت دل دارد و ترک آن مانند هر گناه دیگر روح زن را بیمار، کدر و گنهکار می کند و البته قلب سلیم داشتن  با ارتکاب گناه بی حجابی یک وسوسه شیطانی برای فریب زنان است. اگر زن محجبه ای قلب سلیم نداشته باشد به گناه دیگری مربوط می شود در غیر این صورت حجاب یک اطاعت نورانی از خداوند است  که مانند هر اطاعت دیگری سبب پاکی و سلامت دل می شود.

برخی دیگر از منتقدان حجاب، آن را تبعیض بین زن و مرد معرفی می کنند و آن را نوعی محدودیت برای زنان می شمرند؟ نظر شما چیست؟

بدون شک پوشیدگی زنان با مردان از نظر اسلام متفاوت است زیرا حجاب و مقدار پوشیدگی  آنها به آثار وجودی بدنشان مربوط می شود. خدای متعال بنابر حکمت خود بدن زنان را با جاذبه های جنسی، دلربایی و ظرافت های جالب توجه مردان آفرید از این رو حجاب را بر آنها واجب کرده تا هر مردی را  تحت تاثیر جاذبه های جنسی خود قرار ندهند. بنابراین حجاب محدود کننده تاثیر جنسی زن بر مرد است و این یک محدودیت ارزشی، اخلاق و متعالی است که به حوزه اخلاق جنسی مربوط می شود. حجاب محدود کننده تحریکات جنسی، دلربایی ها و هوس بازی هاست و این محدودیت مطلوب و مورد نظر اسلام است.

آیا در شرایط امروز جامعه حجاب و عفاف فقط مختص زنان است و متوجه مردان نیست؟

حجاب نه تنها در عصر ما که در همیشه تاریخ بشر یک حکم الهی در همه ادیان بوده است، زیرا حجاب زن در برابر  نامحرم یک پیشگیری معقول از بروز مفاسد است؛ اما از آنجا که مردان مانند زنان تاثیرگذاری شدید جنسی بر جنس مخالف خود را ندارند پوشیدگی آنها در مقیاس محدودی تشریح شده است. البته نگاه زنان به قسمت هایی از بدن  مردان مجاز است که مانند سر و دست ها معمولا آن را نمی پوشانند و این نگاه بدون شهوت و ترس وقوع در حرام باشد. اگر آشکار بودن بدن مردی موجب گناه زنی شود مثلا از روی لذت به بدن آن مرد نگاه کند باید بدن خود را بپوشاند البته پوشش مردان هم نباید برای زنان تحریک کننده باشد. تنگ پوشی از بیماری های عصر ما است که زنان و مردان زیادی را گرفتار کرده است. لباس گشاد، زخیم و ساده زنان و مردان در سلامت اخلاقی جنسی آنها نقش موثری دارد.

این بیان که حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است را تبیین فرمایید.

این سوال پیش از انقلاب بیشتر مطرح بود و پس از انقلاب عملا به این عدم محدودیت پاسخ داده شد چه این که مشاهده می کنیم زنان بنابر توانمندی های خود وارد عرصه های مختلف شده اند  و حجاب هیچ محدودیتی برای تحصیل، اشتغال، حضور در فعالیت های اجتماعی و امثال آن ندارد. حجاب محدود کننده تحریکات جنسی حرام، عشق های کاذب، دلربایی های انحرافی و مفاسد اخلاق جنسی است.

همچنین ما به خوبی مشاهده می کنیم که حجاب زنان آنها  را از تیر نگاه های آلوده، بیهوده گویی های اراذل و سوء قصد هوسبازان کوچه و خیابان  و آسیب های جنسی مصونیت می بخشد زیرا حجاب زن با صدای بلند اعلام می کند که حریم او، حریم پاکی، عفاف و نجابت است، حجاب زن تابلوی گویای عبور ممنوع برای نزدیک شدن به اوست و این همان مصونیت زن در پرتو حجاب است. خدای تعالی درباره این مصونیت در قرآن در آیه ۵۹ سوره احزاب می فرماید: ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو چادرها (روسری هایشان) را بر خود بپوشانند این برای آنکه  (به عفت) شناخته شوند نزدیک تر است و در نتیجه مورد آزار قرار نگیرند.

آیا نوع و رنگ خاصی از حجاب مد نظر اسلام است یا معیار حجاب صرفا داشتن پوشش شرعی است؟ آیا اصرار بر رنگی خاص از ضرورت های پوشش شرعی است؟

رنگ پوشش دینی زنان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا برخی از رنگ ها تحریک کننده و برخی دیگر صامت و بدون تحریک است.برخی رنگ ها نشاط اور است و بیننده را شاد می کند و برخی دیگر نشاطی در پی ندارد. از آنجا که اصل  در ارتباط زن و مرد از نظر اسلام عدم جلب توجه مردان از سوی زنان است باید از رنگ هایی استفاده شود که سبب جلب توجه نامحرم نشود. رنگ های شاد و لباس های رنگارنگ زن را جذاب تر کرده و زمینه نگاه بیشتر به زن را پدید می آورد  و این با فلسفه حجاب دینی سازش ندارد. بر همین اساس امام صادق (ع) به سعیده خواهر ابن ابی عمیر فرمود: اِذا اعدتَ اِخوَتِکَ فشلا تَلبَسی اَلمُصَبِّغَه. هر گاه برادرانت را عیادت کردی لباس رنگین نپوش.( وسائل الشیعه، جلد ۱۴، صفحه ۱۵۲)

لباس های شاد و جذاب زنان همواره اولین دریچه انحراف جنسی را تشکیل داده اند. اگرچه اسلام رنگ خاصی را برای حجاب معین نکرده است اما فقهای اسلام  از هر گونه جلب توجه نامحرم نهی کرده اند و اگر رنگی یا ترکیبی از رنگ ها در لباس زن سبب جلب توجه نامحرم به او شود از این جهت که جلب توجه می کند باید ترک شود هر چند رنگ خاصی حرام نگردیده است. بنابراین رنگ های سیر و صامت  مانند خاکستری، سرمه ای و مشکی رنگ های مناسب لباس زنان در برابر نامحرم اند. البته رنگ مشکی مکروه است و تنها در موارد مشخصی استثنا شده است. رسول خدا (ص) فرمود: رنگ مشکی جز در سه مورد مکروه است: کفش، عمامه و عبا (چادر). ( الکافی، جلد ۶، صفحه ۴۴۹) عبا بر دو گونه است: زنانه و مردانه  که زنانه آن همان چادر است.

برخی معتقدند وضعیت حجاب در شرایط فعلی جامعه مناسب نیست و دلایلی برای آن بر می شمرند. اگر چنین است  به نظر شما دلایل نامناسب بودن وضعیت حجاب در جامعه چیست؟

وضع حجاب مناسب نیست و هر روز نامناست تر می شود و عوامل آن به صورت مختصر عبارتند از ضعف ایمان، تهاجم فرهنگی، ضعف حیاء، وسوسه های شیطانی، مدگرایی، ضعف غیرت مردان، صید دل های مردان، ملامت زنان محجبه، تقلید جاهلانه، هوسرانی زنان یا شوهران و پدران آنها، پشت پا زدن به ارزش های متعالی حجاب اسلامی، مدگرایی، فرهنگ منحط حاکم بر خانواده ها، ماهواره  و فضاهای مجازی، فیلم های مفسده آمیز، زیبایی طلبی، غرب زدگی، جهالت، بی تقوایی و مهم تر از همه بی تفاوتی مسئولان نظام و دستگاه های ذی ربط نسبت به رعایت حکم حجاب در کشوری است که الگوی زنان آن فاطمه زهرا (س) است و همه می دانند که پوشیدگی از جلوه های بارز فرهنگ فاطمی است.

تا چه اندازه  ممکن است شیوه های ترویج امر به معروف  و الگو سازی حجاب حساب شده و دقیق و مبتنی بر دقت های تربیتی و فرهنگی نبوده باشد؟

تاثیر منفی امر به معروف بر حجاب اسلامی بسیار ناچیز است. اساسا این روزها امر به معروف نمی شود که بخواهد تاثیر منفی داشته باشد. ضعف در امر به معروف به زنان  بی حجاب یا بد حجاب به زنان اول انقلاب اسلامی مربوط می شود اما امروز که چند دهه از آن زمان می گذرد نه آنگونه امر به معروف می شود و نه نسل جدید بی حجاب ها با آن نوع امر به معروف ها رو به رو هستند. بنابراین ضعف در امر به معروف به زنان که تقوا در پوشش را رعایت نمی کنند بیشتر یک بهانه برای هوسبازی و بی حجابی آنهاست. در ترویج حجاب و الگوسازی و امر به معروف باید حکم خداوند به خوبی بیان شود و الگوی عملی داشته باشیم و نسبت به حجاب امر به معروف کنیم و این امور به خوبی انجام می گیرد. بنابراین مشکل حجاب به عواملی بر می گردد که پیشتر به آنها اشاره شد.ضمن اینکه همه می دانند زن مسلمان نباید همه بدن و موهای سر خود را به جز قرص صورت و دو کف دست بپوشاند و از آرایش در برابر نامحرم و پوشیدن لباسی که جلب توجه نامحرم می کند بپرهیزد.

آیا امیدی به بهبود وضع حجاب هست؟

با توجه به ترک امر به معروف از سوی مردم و بی تفاوتی حیرت انگیز مسئولان و کم رنگ شدن احکام الهی از جمله حجاب دینی  و روندی که بر این حکم الهی مشاهده می کنیم امیدی نیست مگر اینکه سه قوه نظام با رویکردی جدید و جدی با استفاده از همه فرصت ها  و امکانات وارد عرصه های فرهنگی، هنری، اجتماعی، انتظامی و قضایی شوند و با اجرای حجاب در همه دستگاه های مربوط به نظام و مشروط کردن امکانات دولتی به رعایت پوشش دینی مانند اشتغال، تحصیل، برخورداری از گواهی نامه رانندگی، جواز کسب و مجوز به اماکن خصوصی و امثال آن به تحقق این حکم الهی بپردازند و آنچه را شورای انقلاب فرهنگی برای پوشش دینی زنان تدوین کرده است را با تصویب مجلس شورای اسلامی  و ابلاغ آن به همه دستگاه ها و نظارت بر اجرای آن از سوی مجلس دنبال کننده و با صبر و مقاومت و اقتدار در برابر دشمنان داخلی و خارجی حجاب در سرلوحه کار خود قرار دهند و اهمیت کار خود و حجاب اسلامی را برای همه آحاد مردم تبیین کنند.

برخی قانون حجاب را مورد اشکال قرار می دهند و خواهان اختیاری شدن  حجاب هستند، دیدگاه شما چیست؟ آیا اختیاری شدن حجاب کمکی به بهبود اوضاع می کند و اساس فایده ای دارد؟

حجاب اسلامی وجوب شرعی و الزام قانونی دارد و نمی توان در برابر دین  خدا و قانون نظام اسلامی وجوب شرعی یا الزام قانونی آن را لغو کرد.اختیاری شدن حجاب قطعا آسیب بیشتری را متوجه این حکم الهی می کند. ما حجاب اختیاری را پیش از انقلاب مشاهده کردیم که به چه وضعی منتهی شد و بدن عریان زنان و دختران چگونه در معرض نگاه نامحرمان قرار گرفت و حکم الهی اسلام چگونه لگدمال شد و شهوت جنسی چگونه بر روح و جسم زنان و مردان به ویژه جوانان حاکم شد و زنان و دختران چگونه شخصیت و هویت دینی و انسانی خود را از دست دادند و اسیر مد و لباس و عریانگری و مردان هوسباز شدند. بدون شک اختیاری شدن حجاب هرگز زنان محجبه را افزایش نخواهد داد بلکه بی حیایی و گرایش به جاهلیت پیشین و مدرن را در ارائه مظاهر شهوانی و شیطانی  و فرو رفتن در جلوه های عریانگری و مفاسد اخلاق جنسی افزایش خواهد داد. بنابراین پذیرش حجاب اختیاری در جامعه با روح اسلام و اخلاق صالح اجتماعی در تضاد جدی است و چگونه یک مسلمان و افراد با غیرت به چنین اموری راضی خواهند بود. حجاب اسلامی باید الزامی باشد زیرا هر مردی حق دارد در یک فضای سالم اجتماعی و به دور از منظره های شهوت انگیز و تنش های جنسی زندگی کند. این یک حق است و نظام اسلامی باید این حق را برآورده سازد و طبیعی است که تحقق حق مرد با الزام و اجبار همراه باشد همان گونه که در موارد فراوان دیگر عدالت اجتماعی و برآوردن حقوق مردم با اجرای الزامی و اجباری قانون همراه باشد.

راه درست شویق و ترویج و تحکیم حجاب شرعی چیست؟

آگاهی بخشی به ویژه از سوی مدارس و دانشگاه ها به دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر، معرفی الگوی زنان، آموزش حجاب به همه اقشار جامعه در صداوسیما، تبلیغات گسترده و همه جانبه، تذکر به زنان بی حجاب  و کم حجاب با رعایت احترام آنها، آموزش نحوه امر به معروف به زنان بی حجاب به عموم مردم، تکریم زنان با حجاب در همه محیط های دولتی و شخصی، ترویج جدی چادر و تامین لوازم آن به ویژه برای زنانی که پیش از این چادری بودند، برخورد شدید با کسانی که علیه حجاب تبلیغ  و فعالیت دارند و یا زنان محجبه را مورد ملامت و فشار روحی و اجتماعی قرار می دهند، مشروط کردن امکانات، امتیازها و اشتغال های مربوط به نظام اسلامی به رعایت کامل حجاب و نظارت جدی و مستمر بر اجرای این حکم الهی که تاثیر اساسی و کلیدی بر روابط اجتماعی و اخلاق زنان و مردان جامعه دارد. نظارت جدی بر همه محیط های بخش خصوصی از شرکت ها، مطب ها، موسسات و امثال آنها . ممنوعیت جدی آرایش و بدحجابی و بی حجابی در صداوسیما.

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here