زمان انتشار : ۱۸ شهریور ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۵۲ | کد خبر : 192610 |

دکتر اسماعیل بنی اردلان: نباید با رویکرد غربی آثار هنر اسلامی را نقد کنیم

شفقنا زندگی- دکتر اسماعیل بنی اردلان می گوید: نباید با رویکرد غربی آثار هنری اسلام را نقد کنیم چرا که این راهی نیست که ما را به سرچشمه فکر اصیل ایرانی اسلامی خودمان نزدیک کند. این التقاط متاسفانه در جامعه دانشگاهی  فراوان دیده می شود. دانشگاه رویکرد می خواهد و ما می گوییم رویکرد نداریم، بنابراین با یک رویکرد غربی می خواهیم تمدن خودمان را نقد کنیم.

دکتر اسماعیل بنی اردلان رییس دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر دانشگاه هنر در گفت و گو با ایسنا در دانشگاه هنر گفت: اولین دانشگاهی که رشته فلسفه هنر را در مقطع کارشناسی ارشد دایر کرد، دانشگاه هنر بود. این رشته در مقطع دکترا در دانشگاه هنر ارائه نمی شود. آن زمان چون هیات علمی ما کامل نبود دانشگاه علامه در مقطع دکترا در یک یا دو دوره پذیرش دانشجو داشت. اما دانشگاه هنر همچنان پرقدرت در سطح کارشناسی ارشد مشغول ارائه این رشته است و قصد داریم در آینده در مقطع دکترا نیز پذیرش دانشجو داشته باشیم.

این استاد دانشگاه با اشاره به ممنوعیت شرکت دانشجویان رشته های هنری در رشته فلسفه هنر در مقطع دکترا، اظهار داشت: این مصوبه دانشگاه دولتی به نظر من اشتباه است. اساس رشته فلسفه هنر بر این بود که دانشجویانی  که هنر می خوانند با مباحث نظری مانند حکمت هنر اسلامی و هنر غرب آشنا شوند. برای اینکه ما این عدم شناخت  را یک ضعف در حوزه های هنری می دانستیم. محققانی که در حوزه هنر هستند معمولا با مباحث نظری آشنا نیستند، لذا این فکر باعث شد که رشته ی فلسفه مضاف مثل فلسفه هنر راه بیافتد که این کسری و کمبود را جبران کند.بر این مبنا همه آزادانه می توانستند از هر گرایشی در رشته فلسفه هنر شرکت کنندو خوشبختانه فارغ التحصیلان خیلی خوبی داشتیم که غالب آنها استاد دانشگاه شدند.

او در ادامه افزود: از دو یا سه سال پیش نمی دانم بر چه مبنایی  گرایش های هنری محروم شدند و فقط گرایش‌های فلسفه و فلسفه علم می توانستنند شرکت کنند که من ههم دلیل این را نفهمیدم. چون کسانی که فلسفه و گرایش های مختلف آن را خواندند که می توانستند در رشته فلسفه هنر شرکت کنند، این نیاز ما این نبود ؛ نیاز این بود که اهل هنر و کسانی که کارشناسی هنر یا ارشد هنر دارند با مقدمات هنری آشنا و بحث نقد هنری را در جامعه گسترش دهند.

رییس دانشکده علومن نظری و مطالعات عالی دانشگاه هنر درباره دلیل وجود رشته پژوهش هنر ، گفت: در رشته های هنری در یک مقطعی باید استادهایی می داشتیم که دارای دکترا باشند.نمی شد حد کارشناسی و کارشناسی ارشد استاد شوند. خب مربیانی بودند در حوزه های مختلف هنر فرض کنید شما ارشد تجسمی داشتید یا سینما و تئاتر ولی چون دکترای این رشته های موجود نبود در همان مقطع متوقف می شدید، بعضا رشته هایی بودند که حتی در مقطع ارشد هم در دانشگاه ارائه نمی شد.بنابراین تصمیم درستی بود که یک دکترایی راه بیافتد که از گرایش های مختلف هنر بیایند و در این مقطع تحصیل کنند، در نتیجه پژوهش هنر بر این مبنا دایر شد.به طور مثال اگر شما سینما خواندید، بتوانید در مقطع دکترا پژوهش هنر بخوانید و با دیگر مباحث هنر آشنا شوید.البته مبنای شما در رساله دکترا همان سینماست اما این بار پخته تر و بهتر. این نیاز جامعه دانشگاهی را در رشته های هنر جبران می کرد و غالب استادهایی که در دانشگاه های هنر درس می دهند دکترای پژوهش هنر دارند.بنابراین رشته پژوهش هنر مشکل اساسی ما را در حوزه هنر حل کرد.

بنی ارادلان در ادامه افزود: کم کم فکر می کنم  که دکترای رشته‌های تخصصی هنر راه بیافتند. مثلا دکترای تئاتر در دانشگاه تهران یا در رشته های تجسمی و… باید به سمت تخصصی برود. وقتی دکترای تخصصی رشته های هنری دایر شود دیگر نیازی به رشته پژوهش هنر نداریم. این رشته برای یک دوره ای بسیار مفید بود و هنوزهم شاید بتواند کم و کسری هایی را از حیث تامین استاد برطرف کند، ولی ذات خود این رشته بسیار متفرق است و درس های متنوعی دارد. اما در رشته فلسفه هنر روشن است. یعنی شما از ابتدای فلسفه تا انتها فقط فلسفه می خوانید . نظر فیلسوفان در باب هنر یعنی یک چیز مشخص و دقیق اما در پژوهش هنر درس‌ها خیلی متفرق است. آن زمان رشته پژوهش هنر  خیلی ضروری و فکر درستی بود اما  فکر می کنم چند سال دیگر کم کم این رشته هم جمع شود. چون دکترای تخصصی شروع شدند.

این استاد دانشگاه در ادامه با بیان نحوه تدریس و دیدگاه دانشگاه هنر درباره رشته فلسفه هنر، اظهار داشت:خوشبختانه حسن دانشگاه هنر و دانشکده علوم نظری گرایش به حوزه تمدن ایرانی اسلامی است. یعنی غالب استادهای اینجا علاوه بر اینکه فلسفه هنر غرب را می دانند گرایش به سوی تمدن اسلامی دارند. گرایش اینجا حوزه ایرانشناسی، تمدن وهنر اسلامی و حکمت هنر اسلامی است. این دانشکده یکی از قوی ترین دانشگاه های حوزه تمدن وحکمت هنر اسلامی است.لذا در بخش حکمت و هنر اسلامی ما سعی می کنیم نیازهای دانشگاه های دیگر را نیز برطرف و به آنها کمک کنیم.

او افزود: اما بالاخره رشته رشته فلسفه هنر است و طبیعتا در گرایش فلسفه هنر بخش اعظم آن فلسفه غرب است و این هم لازم است.چون شما اگر بخواهید چه غرب را یاد بگیرید چه هنر اسلامی، تطبیق اینها بسیار کمک می کند؛ برای مثال وقتی ما از حکمت هنر اسلامی صحبت می کنیم معنای هنر و زیبایی در نزد سنت ما منفک از بحث اخلاق و هستی شناسی نیست.حتی در سنت یونان باستان هم زیبایی امری وابسته به اخلاق و هستی شناسی و معرفت است.در حالی که در دوره جدید زیبایی خودش را از این مباحث مستقل کرده و در دوره جدید با اخلاق و هستی شناسی وابسته نیست.

بنی اردالان در ادامه بیان داشت: بحث زیبایی در دوره جدیدد  یک استقلالی پیدا کرده است. با مباحث زیبایی شناسی غربی نباید اثار هنری خودمان را نقد کنیم این یکی از مشکلات جدی جامعه هنری است. مشکل در این است که شما فرض کنید با نشانه شناسی یا با رویکردهای نظریه های زیبایی غرب می خواهید متون و هنرهای اسلامی را نقد کنید. یعنی می گویید رویکرد فوکو در آثار دوره صفویه یا رویکرد فلان متفکر غربی به فلان دوره یا فیلسوف اسلامی، به نظر من صد در صد با رویکردها و مباحث نظری غرب نمی توانید اثار تمدن اسلامی یا زیبایی هنر اسلامی را نقد کنید. نمی گویم آن بهتر است این بدتر؛ بحث من ارزش گذاری نیست زیبایی در دوره جدید و هنر در دوره جدید معنای دیگری پیدا کرده که حتی با معنای کلاسیک خودش و حتی یونان خیلی تفاوت دارد؛ چه برسد با تفکر تمدن ما که متفاوت است دو جا و دو عالم دیگر است .

رییس دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنری با تاکید بر اینکه نباید بین تفکر غربی و اسلامی در حوزه هنر التقاط شکل بگیرد، گفت: نمی توانیم با رویکرد غربی آثار هنری اسلام را نقد کنیم چرا که این راهی نیست که ما را به سرچشمه فکر اصیل ایرانی اسلامی خودمان نزدیک کند. این التقاط متاسفانه در جامعه دانشگاهی  فراوان دیده می شود. دانشگاه رویکرد می خواهد و ما می گوییم رویکرد نداریم، بنابراین با یک رویکرد غربی می خواهیم تمدن خودمان را نقد کنیم، این را من نمی توانم بپذیرم.

او ادامه داد: ولی در عین حال آموختن فلسفه غرب لازم است برای اینکه ما دچار این تشویش و آشفتگی نشویم.برای همین از فلسفه هنر دفاع می کنم برای اینکه این التقاط پیش نیاید. اگر بشناسیم خوب هم بشناسیم می بینیم که با رویکرد غربی نمی توانید مسائل خودتان را حل کنید، در هیچ حوزه ای نمی توانیم  حتی حوزه تعلیم و تربیت هم شما نمی توانید بر مبنای فکر تعلیم و تربیت مدرن آموزش و پرورش را بسازید. خوب و بدش را کار نداریم،  این یک سنت دیگری است . آن لباس به تن دانش آموز ما نمی رود گشاد یا تنگ است. ما باید از دل تفکر و معرفت شناسی و تلقی خود از هستی فکری به حال خودمان کنیم.

این استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: باید بدانیم معانی و مفاهیمی که امروز از هنر استنباط می شود در سنت ما وجود ندارد و قرار هم  نیست که وجود داشته باشد، این  نه ایراد و  نه حسنی است. این یک بحث نظری است  که از یک دوره تاریخی در غرب شروع شده اما  در سنت ما احتیاج به این بحث وجود نداشته برای اینکه خود هنر وجود داشته است. مسئله مهم تر اینکه به معنای مدرن و تاریخ جدیدی که صحبت می کنند ما بخواهیم در آثار تمدن خودمان بچرخیم چیزی گیرمان نمی آید و نباید هم بیایید.

رییس فرهنگسرای نیاوران با بیان اینکه بحث هنر در سنت ایرانی اسلامی بیان شده، گفت: اولا شما نگاه کنید به  تفکر دینی و ذات تفکر دینی، حتی ایرانی های پیش از اسلام  متوجه شدند که اگر بخواهند مردم را تربیت و تعلیم دهند بهترین طریق تعلیم،  تعلیمی است که از طریق هنر اتفاق بیافتد.هستی و معرفت شناسی هنر ما درادبیات و ادبیات ما جهان شناسی ما است. حالا چه حافظ، مولوی، و…  تلقی خود را از هستی بیان می کنند که این یک تلقی توحیدی است .  پس بحث هستی شناسی در سنت ما هست و هنری که غالب است در حوزه ادبیات نمود پیدا می کند. شاعران و ادبیان ما می دانند چگونه این تلقی از هستی را بیان کنند که عمومی باشد.

او ادامه داد: بنابراین روایت و قصه  اساس کار هنر و تمدن ایرانی است. یعنی شما اگر بخواهید بدانید ایرانی ها معرفت شناسی را چگونه می بینند، باید به این آثار مراجعه کنید و متوجه شوید چرا می گوییم آثار هنری تمدن اسلامی تجلی از هستی شناسی و توحید ماست.مشکل اینجاست که ما نسبت به سنت خودمان بیگانه ایم. اینم بحث امروز و دیروز نیست این بحث صد ساله ماست که متاسفانه نسبت به سنت و تفکر حقیقی خودمان غیبت کردیم.  روشنفکران و متفکران  باید ما را وصل می کردند به این آبشخورو سرچشمه های اصیل که متاسفانه نتوانستند. این آب باریکه اگر چه هست اما غلبه ای در جامعه ما ندارد. خوشبختانه گرایش دانشکده ما این است که دانشجویان را با این فرهنگ آشنا کنیم در عین اینکه مباحث غربی هم هست. برای همین ما علاوه بر درس های زیبا شناسی اسلامی و حکمت هنر اسلامی دانشجویان را با سرچشمه های متون اسلامی هم آشنا می کنیم که اینها را بخوانند.

دکتر اسماعیل بنی اردلان در پاسخ به این سئوال که آیا متون و درس های هنر و فلسفه اسلامی به روز هست یا خیر، گفت: بعضی اوقات نسبت به امری غفلت داریم مثلا می گوییم اینها برای دورانی است که امروز دیگر زمان آن گذشته است اما وقتی آشنا می شویم متوجه می شویم که چقدر هم به روز است. به عنوان مثال یک پندنامه برای شما مثال می زنم.پندنامه هایی مثل جاویدان خرد که هزاران سال از عمر آن می گذرد آیا دورانش گذشته است؟ در پندنامه می گوید چاپلوسی بد است یا ریاکاری بد است اینها مسائلی نیست که زمان داشته باشد.اما اینکه حقیقت معرفت شناسی و یا حقیقت اصلی را به زبان امروز بیان کنند این فرمایش صحیح است.

این استاد دانشگاه در ادامه بیان داشت:  اول باید با این متون  آشنا شویم، مسئله به این راحتی نیست. اگر شما بخواهید امروز قصه بنویسید ابتدا باید زبان فارسی درست شود، به زبان در این مدت  لطمه خورده باید با ساختارهای ادبیات فارسی و قصه آشنا شوید اینها لطمه خورده، این به راحتی امکان ندارد. اما تلاش می کنیم  دانشجویان را با متون و ساختار آشنا کنیم چون ساختار مهم است. وقتی می گویید من می خواهم یک قصه دینی تعریف کنم اول باید بدانید قصه دینی چیست و دوما ساختار را بشناسید. اینکه شما یک مومن عالی باشید کافی نیست شما در نهایت می خواهید به هنر ورود کنید بنابراین باید ساختار بدانید همچنان که ادبیان ما این را بلد بودند.فردوسی  و بیهقی ساختار بلد بوند و می دانستند چگونه حکایت تعریف کنند.یک معمار اسلامی  بلد بوده چگونه  یک نفر را وارد ساختمان کند تا متوجه حقیقت شود. حالا این ساختار چیست چگونه ایرانی‌ها از طریق هنر هم تعلیم می دادند هم ما را به سمت توحید سوق می دادند.ما می خواهیم اینها را باز آموزی و باز اندیشی و در نهایت باز سازی کنیم.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه جریانات فکرغربی به صورت قلابی و تقلیدی از موانع اجرای طرح باز اندیشی و بازسازی تفکر توحیدی هنر اسلامی است، گفت:اگر شما با یک هنرمند دقیق به معنای لفظی غربی، آشنا شوید می توان با آن گفت و گو کرد اما آن که تقلیدی باشد نمی توان گفت و گو کرداینها دامن هنر ما را صد ساله گرفته است .باید امیدوار بود برای اینکه این حوزه معرفتی که من سال هاست آثارم در این حوزه است می تواندکاررایی به روز  و خوب داشته باشد. به شرطی که بتوانیم خوب بشناسیم و خوب گسترش دهیم.  خوشبختانه در دانشگاه ها می بینم که دانشجویان یک گرایشی به حوزه فکری گذشته دارند و این مبارک است. اگر چه ممکن هست ابتدایی و سطحی باشد، اما این گرایش  را کاملا احساس می کن. از این جنجال مباحث غربی، دانشجو خیلی خوشش نمی آید.دانشجویان از این جریاناتی که های هوی است خسته شده و می خواهد بداند که خودش و گذشته‌اش، فرهنگ اش چیست. یعنی فهمیده پوشالی بودن خیلی از های هوی ها را این اتفاق بزرگ و مبارکی است.

دکتر بنی اردلان در پاسخ به این سئوال که مصادیق زیبایی در هنر اسلامی چیست و چگونه می توانیم مباحث نظری را با مباحث هنری تلفیق کنیم، اظهار داشت: یک اینکه کاملا حرف صحیحی است یعنی بحث نظری صرف که ما سال ها انجام می دهیم داریم البته جای خودش مهم است اما باید این بحث نظری منجر و متوجه مصادیق باشد. به عنوان مثال  شما نمی توانید همینجور بگویید که نگارگر در واقع  برود در عالم خیال و در عالم خیال سیر کند و بعد نگارگرد کند. این یعنی چی؟ همچنان که امر معنوی محسوس است اما به جای سخنرانی های پیچیده درباره توحید کنیم مثل صدرا که البته جای خود مفید است.ولی هنرمند کارش این است که این بحث ها را به مصداق نشان دهد. این سنت را صد سال است نداریم. بحث نظری انتزاعی مطرح می کنیم، خب هنرمند هم نگاه می کند و می گوید  که این بحث ها چه به کار من می آید.

او در ادامه افزود:  باید تلفیقی بین مباحث نظری و مصداق های هنری داشته باشیم. یعنی اگر من می گویم ایرانی ها قائل به توحید هستند باید این توحید را در معماری یا آثار تجسمی  نشان دهم که  چگونه توحید محسوس و مادی و ملموس شده است. متاسفانه تاریخ هنرهای ما هم یا غربی هستند یا صرف تاریخ هنر بدون نگاه پشتوانه نظری است. ما تازه داریم به به آثار هنری خودمان نگاه می کنیم و اساتید نظری باید با هنر هم آشنا شوند. هنرمند باید سر در بیاورد از این مباحث نظری وگرنه این بحث‌ها را هر کسی جداگانه و به صورت متفرق برای خود دارد.برای همین ما علاقه مند هستیم دکترای حکمت هنر اسلامی را راه اندازی کنیم  و حتی دکترای فلسفه هنر را برای اینکه هنرمندان با این مباحث نظری آشنا شوند و بحث انتزاعی صرف نباشد.

دکتر بنی اردلان به همکاری سایر دستگاه های فرهنگی مانند وزارت ارشاد و دیگر دستگاه ها اشاره کرد و گفت: چگونه مباحث نظری ما در تولیدات هنری ظهور پیدا می کند؟ این یک کار جدا هم می طلبد.وزارت فرهنگ ارشاد مثلا این مقدمات را آماده  و به عنوان پایلوت شروع کند، پرسش کنید، وقتی می گوییم تئاتر، آیا می توانیم تئاتری با سنت های خودمان  بسازیم؟  بالاخره تئاتر یک واژه یونانی است اما می توانیم نمایش ایرانی داشته باشیم. باید در این مسائل تامل شود و مصداق نشان دهیم که می شود این کار را انجام داد. در حوزه موسیقی خوشبختانه سنت هست یعنی هم مباحث نظری برای موسیقی مقامی یا موسیقی دستگاهی هست و همچین مصداق هم دارد. این سنت هنوز ادامه دارد.

او ادامه داد: در موسیقی وضع بهتری داریم چرا که سنت ها خود را حفظ کرده اند.  بخش اعظمی از موسیقی عاشورایی راموسیقی دانان و متفران بزرگ ساخته اند.  واقعه عاشورا باعث شده که این  ناراحتی همه در موسیقی ظهور پیدا کند . پس ما توانستیم این کارها را انجام دهیم. ولی از زمان صفویه به این طرف ما سطح فکری مان نزول پیدا کرد و در حوزه تفکر نازل شدیم و مواجه عقلانی هم با غرب نداشتیم، احساساتی و هیجانی برخورد کردیم.این کارها در حد یک دانشگاه نیست. باید وزارت خانه‌ها و میراث فرهنگی یک کمیته مشترک داشته باشند که این انرژی و فعالیت های متفرق یکجا متمرکز شود. من فکر می کنم شرایط مناسبی است چرا که دانشجویان تشنه فرهنگ خودشان هستند باید پرسش ها را به عمل بیاوریم و وحدت رویه میان تمام دستگاه ها و دانشگاه ها وجود داشته باشد.

این استاد دانشگاه با اشاره به نقش رسانه ها در بازخوانی و باز اندیشی هنر اسلامی، گفت: شما و رسانه ها می توانید بخش از کار را انجام دهید. باید به بحث باز خوانی و باز اندیشی هنر اسلامی دامن بزنید.حالا فرق نمی کند دانشجویان هم وارد این بحث شوند یک بحث این شکلی راه بیافتدوبه دانشگاه هم محدود نشود حتی به ارشاد و مسئولین ارشاد جاهای دیگر این پرسش را همه گانی کنید و سئوال کنید. چرا که اگر سئوال درست بپرسیم این به خودی خود نصف علم است که ما چگونه می توانیم این هنر را بشناسیم چون ادم فکر می کند می شناسد به نظر من نمی شناسیم اول باید بشناسیم و باز خوانی و باز شناسی و در مرحله آخرباز تولید کنیم . این طرح را  شما می توانید  به عنوان یک بحث جدی و اساسی  همیشه در شماره ها و خبرها داشته باشید.

این استاد دانشگاه فلسفه و پژوهش هنر در پایان با اشاره به اقصاد هنر به عنوان یک اقتصاد خلاق، اظهار داشت: اگر این مباحثی که مطرح شد را جدی بگیریم از نظر اقتصادی و ایجاد اشتغال نیز موفق خواهیم بود.

الان صنایع دستی ما متوقف شده در یک دوره و  نمی تواند خودش را به روز کند.  باید دید چگونه  می توان صنایع دستی را باز تولید کرد تا جایگاه خود را دوباره پیدا کند. پیدا کند. چگونه می توان صنایع دستی را معاصر کرد؟ چون اگر در همین قالب بماند بخش اعظمی دکوری است  در حالی که صنایع دستی در سنت ما  کاربردی بوده است . ما باید امروز اینها را متناسب با مسائل روز معاصر کنیم و کاربردی کنیم. وقتی کاربردی شد شما چرا در ساختمان استفاده نکنید؟ چرا در معماری داخلی استفاده نکنید؟ به اقتصاد هنر امروزه  می گویند اقتصاد خلاق، این اقتصاد اخلاق یعنی هنر یعنی فرهنگ این را باید در اساس کار قرار دهیم.

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام