زمان انتشار : ۹ مهر ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۳۸ | کد خبر : 193338 |

در چه جوامعی احتکار، رشوه گیری و باندبازی اتفاق می افتد؟/ قرایی مقدم: اعتماد عمومی به شدت کاهش یافته

شفقنا زندگی- فروشگاه هایی با قفسه های خالی و مردمی که هر بار رفتنشان به فروشگاه به معنای خرید اقلام چند ماه بعدشان است منظره آشنای این روزهای کشورمان است. هر جا که می روی حرف از تحریم و گرانی و نبودن اجناس مختلف در بازار است. در کوچه و بازار، مهمانی و سفر همه جا فقط بحث اقتصاد است و قیمت هایی که دیگر نه ماهانه و هفتگی بلکه روزانه و ساعتی بالا می رود. کارشناسان بسیاری معتقدند که خریدهای اینچنینی تنها باعث بالاتر رفتن قیمت ها و ضربات بیشتر بر پیکره اقتصاد خانواده های فرودست است. موضوعی که در این آشفته بازار کمتر مورد توجه قرار گرفته و این ذهنیت را القا می کند که هر کس فقط سعی می کند گلیم خود را از آب بکشد و به دیگران توجهی ندارد.

دکتر امان الله قرایی مقدم در گفتگو با خبرنگار شفقنا زندگی در تحلیل جامعه شناختی چنین رفتاری می گوید: این رفتارها منحصر به یک تعداد افراد خاص نیست و می توان آن را  به بخش بزرگی از جامعه نسبت داد هرچند در جامعه شهری بیشتر است.

وی در توضیح این موضوع به سخنان نظریه پردازان مکتب شیکاگو اشاره می کند و می افزاید: افراد در شهرها بیشتر خودمحور، خودمدار و بی هویت می شوند. در چنین وضعیتی افراد در تنهایی به سر می برند و جز خود به دیگری فکر نمی کنند.

وقتی سرمایه به خطر می افتد احتکار امری عادی است

این جامعه شناس اقداماتی مانند گرانفروشی و احتکار در این شرایط را طبیعت جامعه سرمایه داری بر می شمارد و ادامه می دهد: در کشور ما اعتماد عمودی یعنی اعتماد بین مردم و مسوولان به شدت کاهش یافته است زیرا مسوولان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در تمام این سالها جامعه را به بی اعتمادی سوق دادند و کاری برای جلب اعتماد نکردند. در نتیجه اعضای این جامعه دیگر یک جامعه سرمایه داری است که زندگی مردم در آن وابسته به درآمد و حقوق ثابت است، در این شرایط دچار هراس از آینده شده و سرمایه خود را در خطر می بینند بنابراین دست به احتکار و گرانفروشی می زنند تا خود و خانواده شان را نجات دهند و در بحران اقتصادی خود را جمع و جور کنند.

بحران اقتصادی می تواند به افزایش خودکشی منجر شود

وی به تبعات اجتماعی بحران اقتصادی اشاره می کند و می گوید: بحران اقتصادی فعلی می تواند خودکشی و خودسوزی را بالا ببرد. نمونه چنین وضعیتی را در آمریکا در فاصله سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ می توان دید که طی بحران اقتصادی آمار خودکشی به شدت افزایش یافت. در کشور خودمان هم در چند سال اخیر شاهد خودکشی های زیادی به دلیل شرایط اقتصادی بودیم که آخرین خودسوزی یک مرد در خیابان بهشت بود. این دست خودکشی ها اعتراضی آشکار و دردآلود نسبت به شرایط اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که انتظار می رود بر اثر بحران اقتصادی شدت بیابد.

دکتر قرایی مقدم به مادیگرایی در جوامع امروزی اشاره و خاطرنشان می کند: در چنین جامعه ای که به شما بر اساس مادیات احترام کمی گذارند و شیء سروری حاکم است، افراد شخصیتشان را از متعلقاتشان می گیرند.

به گفته وی،  در کشور ما معنویات کمرنگ شده، سرمایه اجتماعی که سرمایه پیوند دهنده است و باعث چسبندگی جامعه می شود به شدت کاهش یافته و مردم به مسوولان خود کمتر اعتماد دارند بنابراین در این جامعه احتکار، رشوه گیری، جنایت و باندبازی اتفاق می افتد.

این جامعه شناس با اشاره به برگزاری دادگاههایی برای محاکمه مفسدان اقتصادی می گوید:  در این شرایط برگزاری دادگاههای مفسدان اقتصادی چندان کاری از پیش نمی برد زیرا تصور برخی این است که این کارها تاثیری در بهبود شرایط ندارد.

وی با بیان اینکه این میزان از خودخواهی در جامعه هم نتیجه اعمال گذشته است و نشان دهنده شرایطی که می تواند از این پس در جامعه به وجود بیاید، اضافه می کند: خودمداری، خودمحوری و از خود بیگانگی افراد جامعه نتیجه اقدامات مسوولانی است که  که به فکر مردم نبودند. وگرنه کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی هم بحران اقتصادی را تجربه کردند اما آنها در مسیر توسعه بر مولفه های هویتی خود تاکید داشتند و برخورد با فساد مسوولان در هر سطحی به صورت جدی پیگیری شد. بنابراین اعتماد عمومی در این جوامع کاهش نیافت. به گونه ای که در همین چند ماه گذشته شاهد حکم بیست سال زندان برای رییس جمهور سابق کره جنوبی بودیم.

مردم از حاکمانشان می آموزند

دکتر قرایی مقدم معتقد است: در جوامع پیشرفته مانند آلمان، فرانسه و یا آمریکا از مدت ها پیش بر روی سرمایه اجتماعی کار کردند اما در کشور ما چنین موضوع مهمی مورد بی توجهی قرار گرفت و در نتیجه خودمحوری، خود مداری و همه چیز را برای خود دانستن که در مسوولان وجود داشت به سطح جامعه کشیده شد و مردم هم از حاکمان خود همین را آموختند.

وی ادامه می دهد: در جامعه ای که مردم هر روز شاهد دزدی ها و اختلاس های ژن های خوب و آقازاده ها هستند امید به بهبود وضعیت از بین می رود. بنده در سالهای اول دهه ۸۰ در این زمینه اعلام خطر کردم.

این جامعه شناس با تاکید بر اینکه عملکرد نادرست برخی مسوولان افراد جامعه را تبدیل به ربات های بی جان می کند، می گوید: تنها تغییر واقعی رویه ها و اصلاحات عمیق می تواند این شرایط را عوض کند.

وی تصریح می کند:  بها دادن به حقوق شهروندی، بهبود وضعیت زنان، افزایش مشارکت اجتماعی با حضور همه افراد جامعه با هر سلیقه و عقیده و کنار گذاشتن رویه های نادرستی که در این سال ها باعث ضربات بسیار به پیکره جامعه شده می تواند کشور را به مسیر درست بازگرداند و از شرایط بحرانی که هم اکنون درگیر آن است به سلامت عبور دهد.

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام