شفقنا زندگی – علی اعطا، سخنگوی شورای شهر تهران درباره مشکلات و معضلات تهران از نگاه شهروندان می گوید: یکی بحث آلودگی هوا و دیگری بحث حمل و نقل عمومی است که معمولاً این دو مورد در نظرسنجی ها به عنوان اولویت های اصلی شهروندان شناخته شده و شورا ها هم این مسایل را دنبال می کند.وی درباره فساد در شهرداری هم معتقد است: بودجه سالانه شهرداری به مبلغ ۱۷ تا ۱۸ هزار میلیارد تومان در مقایسه با بودجه وزارتخانه ها رقم بسیار بالایی است اما متناسب با این بودجه نظارت ویژه ای در مورد شهرداری وجود نداشته است.اعطا همچنین درباره تغییر نام معابر در شهر تهران معتقد است: وقتی نام یک معبری در ذهن مردم جا افتاده یا مثلاً اسامی تاریخی این مناطق به لحاظ تاریخی با هویت یک منطقه گره خورده، تغییر آنها تغییر درستی نیست، وقتی می خواهیم نامگذاری کنیم اولاً شورا سراغ مواردی می رود که بدون نام هست، فرضاً معبر و بزرگراه جدیدی است.
مشروح گفت وگوی شفقنا با علی اعطا، سخنگوی شورای شهر تهران را می خوانید:
* با توجه به تغییراتی که طی یکسال گذشته درباره انتخاب شهردار تهران افتاد و از آنجا که شهر تهران از معضلات بیشماری در رنج است آیا این تغییرات باعث کندی در کارها نشده است؟
نمی توان این مساله را نفی کرد چرا که بی تأثیر نیست و بی تأثیر هم نبوده منتها وقتی آقای نجفی از شهرداری تهران رفتند بحث این بود که طبق قانون باید بلافاصله در همان جلسه ای که استعفا پذیرفته می شود، سرپرست انتخاب می کردیم، بالاخره کسی انتخاب شد که بیشترین ارتباط و آشنایی را با مجموعه دارد و علت هم این بود که وقفه خاصی نیفتاد. آقای مکارم حسینی که در آن مقطع به عنوان سرپرست شهرداری آمدند، من فکر نمی کنم که وقفه عمده ای افتاده باشد یا آسیب عمده ای پیش آمده باشد، البته مواردی هم هست و نمی توان نفی کرد به عنوان مثال وقتی آقای نجفی استعفا داد، معاون شهرسازی و معماری شهرداری هم استعفا داد، سرپرست کسی را منصوب نکرد چون روشن بود که دوره سرپرستی خیلی طولانی نیست و طبیعتاً این مساله را به عهده شهرداری بعدی گذاشتند، به هر حال در این حوزه نمی توان نفی کرد که از یک مقطعی به بعد کسی در این معاونت به عنوان مسئول حضور نداشته است؛ اما به طور کلی من فکر می کنم که در دوره آقای نجفی تا انتهای دوره سرپرستی آقای مکارم یک پیوستگی وجود داشت؛پس از آن هم آقای افشانی مستقر شدند و چون ایشان پیش از اینکه به شهرداری بیایند، معاون عمرانی وزارت کشور بودند یعنی جایگاهی در دولت که بیشترین ارتباط را با شهرداری و شوراها دارد لذا هم تسلط به مسایل مختلف این حوزه و هم آمادگی ذهنی دارند به همین دلیل در حوزه فعالیت های آقای افشانی وقفه ای نداریم که بخواهد باعث کندی کارها شود، اما با این حال به طور کلی نمی توان نفی کرد که وقتی در یک مقطعی سه نفر – آقایان نجفی، مکارم و افشانی- به عنوان مدیر حضور پیدا می کنند، در کندی روند کارها تأثیری نداشته باشد.
* با توجه به اینکه ۵ دوره از عمر شوراها در ایران می گذرد اما همچنان نحوه تعامل و ارتباط شورا و شهرداری به نظر می رسد از یک رابطه یک سویه ای برخوردار است. در بسیاری موارد شورا نمی تواند نقش نظارتی قوی بر شهرداری داشته باشد. بارها از زبان اعضای مختلف شوراها چه این دوره چه دوره های قبلی بر نقش ویترینی شورا تاکید شده. حال نظر شما چیست؟ برای آنکه شورای شهر بتواند در قالب یک پارلمان شهری در بیایید چه نواقصی باید رفع شود؟
این موضوع بحثی حقوقی دارد که می توان گفت قانون شوراها براساس تمام ظرفیت های درنظر گرفته شده برای شورا در قانون اساسی تدوین نشده است. در قانون اساسی، شورا به عنوان یکی از ارکان اداره مملکت دیده شده و اختیارات گسترده ای نسبتاً در نظر گرفته شده است، اما در قانون شوراها که مصوب مجلس است وقتی وارد می شویم می بینیم که ماجرا به این صورت نیست، شورا اختیارات محدودتری دارد و طبیعتاً با عنوان یک رکن شاید نتوان گفت که تأثیرگذار است. نکته دوم اینکه بخش گسترده ای از مسایل حوزه مدیریت شهری اساساً در اختیار حوزه مدیریت شهری نیست، مثلاً مسایل خدماتی شهر مثل آب، گاز، برق و تلفن همچنان در اختیار دولت است البته سال هاست که لایحه ای به نام لایحه مدیریت یکپارچه شهری مطرح است که در نهایت مدیریت خدمت رسانی در حوزه مدیریت شهری قرار بگیرد و با عنوان مدیریت یکپارچه بتواند جمع بندی و تصویب شود، اما به نظر می آید که راه دوری داشته باشیم برای اینکه به این نقطه برسیم. دو موضوع را باید عرض کنم، یکی بحث فاصله ای که قانون شوراها با اختیارات در نظر گرفته شده برای شوراها در قانون اساسی دارد و دوم اینکه حوزه مدیریت شهری اساساً شورا و شهرداری نسبت به بخش عمده ای از مسایل حوزه مدیریتی در شهر خیلی ورود ندارند.
این مسایل باعث می شود که شوراها نقشی که انتظار می رود را نتوانند ایفا کنند، اما با این حال من فکر می کنم اینکه یک شورا بتواند در دوره های مختلف تا چه میزان قوی عمل کند یا قوی عمل نکند به عملکرد اعضای شورا و مجموعه شورا برمی گردد که چه جایگاهی را بتوانند برای شورا بسازند. ما اکنون چهار دوره را پشت سر گذاشتیم و در دوره پنجم هستیم و با فراز و نشیب های زیادی در دوره اول بعد از انحلال شورای تهران رو به رو بودیم به هر حال نمی توان منکر شد که این نهاد آسیب دید. دوره های بعد – دوره سوم، چهارم و پنجم – با شرایطی ادامه پیدا کرد و این سه دوره نیز فراز و نشیب هایی داشته است. معتقدم در انتهای دوره پنجم دستاوردهای مثبتی داشته باشیم به گونه ای که بتوانیم به عنوان نقطه قوتی در کارنامه تاریخ شوراها در جمهوری اسلامی از آن یاد کنیم.

* در دوره های گذشته درست یا غلط اخباری نسبت به تبانی برخی اعضای شورا و شهرداری منتشر می شد. حتی برخی از فسادهای مطروحه در شهرداری را نیز به علت عدم نظارت شورا و یا احتمال تبانی برخی می دانستند، آیا شما در این خصوص نظری دارید و اینکه اساسا فساد در شهرداری ها را منوط به چه مولفه هایی می دانید؟ ایا معتقدید اعضای شورا نیز در معرض فسادهای مالی می توانند باشند؟
چند مطلب در مورد شهرداری مطرح است، اول اینکه بسیار وسیع شده یعنی در سال های متوالی دائماً این مجموعه بزرگتر شده و در حال حاضر مجموعه ای است با نزدیک ۶۸ هزار پرسنل مستقیم، این مجموعه گردش مالی بسیار گسترده ای دارد. به هر حال بودجه سالانه شهرداری به مبلغ ۱۷ تا ۱۸ هزار میلیارد تومان در مقایسه با بودجه وزارتخانه ها رقم بسیار بالایی است. متناسب با این بودجه نظارت ویژه ای در مورد شهرداری وجود نداشته است، مثلاً در مورد دولت می بینید که در مورد نحوه هزینه کرد بودجه، دیوان محاسبات وجود دارد که دقیقاً همه آیتم ها را بررسی می کند، اما در مورد دستگاهی مانند شهرداری که عریض و طویل است و به اندازه چند وزارتخانه است و چنین بودجه ای دارد، مکانیسم نظارتی قدرتمندی مانند دیوان محاسبات نداریم تا بتواند بررسی کند که آیا بودجه در ردیف های پیش بینی شده هزینه گردیده؟ یا اینکه بودجه به چه ترتیب هزینه شده است بنابراین یک بحث این است که ما ساز و کار نظارتی حقوقی جدی نداشتیم.
بحث دوم این است که نظارت هماهنگی هم نداشتیم یعنی به دلیل اینکه عمدتاً فعالیت های شهرداری در معرض افکار عمومی نبوده و دائماً در تاریکخانه هایی انجام می شده و نمی توانسته در معرض نظارت همگانی قرار گیرد تا تضمین شود که اگر موردی و مطلبی باشد از طریق مطبوعات و تشکل های مدنی گزارش شود.
ما برای اینکه در این دوره بتوانیم این دو بحث را حل کنیم در بحث اول گفتیم ما راهبردی غیر از شفافیت نمی شناسیم، در ۶۵ جلسه شورا مصوبی داشت که از این به بعد شهرداری موظف می شود یک سامانه ای را راه اندازی کند که تمام معاملات شهرداری، مناقصات، مزایده ها، ترک تشریفات، تفاهم نامه ها، توافقنامه ها و هر آنچه به نوعی معامله ای است که بناست در شهرداری اتفاق بیفتد، با ذکر تمام جزئیات روی سایت قرار دهد یعنی هرکدام از شهروندان دقیقاً به اطلاعات دسترسی داشته باشند و اگر قرار است مناقصه ای برگزار شود، اسناد مناقصه، رقم، تاریخ شروع و اتمام قرار داد در طول دوره انجام خدمات چه تغییراتی کرده یا قرار است چه تغییراتی کند، الحاقیه متمم، اصلاحیه یا اینکه کدام واحد در شهرداری، مناقصه گذار و کارفرماست، در اختیار شهروندان قرار دهیم به عبارت دیگر قصد داریم فضا را شفاف می کنیم تا هر کسی بتواند دسترسی مستقیم و آنلاین به مجموعه اطلاعات شهرداری داشته باشد. این شفافیت را شهردار و شورا در حوزه های مختلفی دنبال می کنند.
مثال دیگر اینکه آقای نجفی در ابتدای حضورشان در شهرداری دو بخشنامه صادر کرد که معروف شد به بخشنامه های ضد فساد، یکی از بخشنامه ها در مورد شوراهای معماری مناطق بود؛ شوراهای معماری مناطق، شوراهایی هستند که در سال های گذشته بخش قابل توجهی از ناهنجاری های شهرسازی در شهر مقصر مستقیم آن هستند چون فراتر از قوانین و ضوابط و مقررات عمل کردند، آقای نجفی گفت که از این به بعد تمام تصمیماتی که در شوراهای معماری مناطق گرفته می شود باید در سامانه اعلام شود، پیش از این اینگونه نبود و یک صورت جلسه ای در منطقه ای امضا و اقدامی انجام می شد.
در بحث اول راهکار ما شفاف سازی است که نظارت همگانی شکل بگیرد، وقتی زمینه نظارت همگانی ایجاد شد، می توان انتظار داشت که رسانه ها و تشکل های مدنی تبدیل شوند به ناظرینی که تضمین می کنند فساد به حداقل برسد.
در مورد بحث دوم و ضرورت سیستم نظارتی بر هزینه های شهرداری، اولین اقدامی که شورای پنجم انجام داد این بود که شهرداری را مکلف کرد که برای سال ۹۷ خزانه متمرکز داشته باشد، خزانه متمرکز به این معناست که تمام واحدهای شهرداری درآمدهایشان را عیناً در یک حساب مشخصی واریز کنند و تمام هزینه ها هم از همان محل انجام شود. پیش از این هر واحد و سازمان و شرکتی برای خود یک ورودی و خروجی مالی داشته و طبیعتاً در این شرایط وقتی شما دهها شرکت، سازمان و صدها واحد دارید که با مجموعه شهرداری در ارتباط هستند و هرکدام بخواهند به لحاظ مالی مستقل عمل کنند بسیار روشن است که حیات خلوت هایی شکل بگیرد. خزانه متمرکز همه این حیات خلوت ها را جمع می کند یا حداقل اینکه به کمترین میزان ممکن می رساند. ما هنوز فاصله داریم تا اینکه بتوانیم چیزی شبیه دیوان محاسبات در شهر معادل با دیوان محاسبات نسبت به دولت ایجاد کنیم، اما این اولین گام بود که برداشتیم. من مطلقاً در این مدت نشنیدم که کسی نسبت به این اقدام انتقادی داشته باشد و همه از آن با عنوان یک اقدام مثبت یاد می کنند. عرضم این است که به هر حال ما یکسری گام ها برداشتیم برای اینکه این مساله که شما به آن اشاره کردید را اصلاح کنیم.

* با توجه به یکدستی شورای شهر تهران از منظر وجهه سیاسی آیا شده است در جلسات شورا این یکدستی باعث یکنواختی یا رکود در ارایه طرح ها و برنامه ها در میان اعضای شورا شود؟
به هر حال وقتی به لحاظ سیاسی همه همسو باشند لااقل در صحن دیگر دعوای سیاسی در نمی گیرد و ممکن است عده ای به عنوان مثال رسانه ها حوصله شان سر برود و بگویند که در شورای چهارم بیشتر دعوای سیاسی پیش می آمد و طبیعی است و برای رسانه ها جذاب تر باشد، ولی ما در شورای پنجم به لحاظ تخصصی تنوع داریم یعنی زمانی که بنا بود لیست پیشنهادی شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان بسته شود، در حد زیادی تلاش انجام شده بود برای اینکه بتوانند تخصص های مختلف را به صورت متوازن در لیست شورا بگنجانند. فرض کنید از حقوقدان گرفته تا مالی، شهرسازی، علوم اجتماعی، روانشناسی و مجموع مسایلی که به شهر مربوط است. این موضوعی بوده که در آن مقطع در موردش فکر شده که مجموعه تخصص هایی که به شهر مربوط است در این لیست حضور داشته باشد. من در مورد میزان موفقیت آن صحبت نمی کنم ولی جهت گیری به این سمت بوده و تا حدی هم محقق شده، این مساله باعث می شود که اختلاف و تعارض دیدگاه در صحن به وجود بیاید و یکسری از بحث ها مطرح شود و جلو رود. شاید این مساله جبران کند که همه از یک طیف سیاسی هستند و در صحن دعوای سیاسی اتفاق نمی افتد، ولی این موضوع باعث می شود که مقداری بحث ها متنوع تر شود. ولی به هر حال تجربه نشان می دهد که در هر پارلمانی اعم از پارلمان ملی یا شهری یا محلی اگر دو گروه از دو طیف سیاسی حضور داشته باشند هر دو گروه منسجم تر خواهند شد و طبیعتاً ممکن است نسبت به هم شارپ تر عمل کنند ولی به هر حال اکنون هم فکر می کنم که مجموعاً شورا علی رغم اینکه به لحاظ سیاسی یک دست هست، اما به لحاظ تخصصی دارای تنوع است و در نتیجه در مباحث معمولاً می توان تنوعی را دنبال کرد.
* به نظر شما پس از گذشت یکسال از عمر شورای پنجم و همچنین مدیریت جدید در شهر دیدگاه شهروندان تهرانی نسبت به شورا و شهرداری چگونه است؟ آیا برآوردها یا نظرسنجی هایی در این خصوص شده است که به عنوان مثال مهم ترین دغدغه شهروندان تهرانی چیست یا دیدگاه شان بعد از یک دوره ۱۲ ساله شورا و شهرداری گذشته اکنون چه اندازه این دیدگاه ها تغییر کرده است؟
نظرسنجی هایی انجام شده که اکنون در اختیار ندارم، اما نظرسنجی های در رابطه با تهران معمولاً دو نوع نظرسنجی در اولویت است، یکی بحث آلودگی هوا و دیگری بحث حمل و نقل عمومی است که معمولاً این دو مورد در نظرسنجی ها به عنوان اولویت های اصلی شهروندان شناخته شده و شورا ها هم این مسایل را دنبال می کند البته مسایلی است که صرفاً در اختیار شورا و شهرداری نیست یعنی بحث حمل و نقل عمومی در حد قابل توجهی وابسته است به اینکه دولت چه کار می کند و به هر حال بودجه ای که به لحاظ قانونی باید اختصاص دهد. در بحث آلودگی هوا هم حدود ۲۰ درصد موضوع در اختیار شهرداری و شورای شهر است چون آلودگی هوای تهران بخش قابل توجه این داده های علمی است که من براساس نظرات کارشناسی خدمتتان می گویم. عمده موضوع مربوط است به اتومبیل ها در سطح شهر و سوختی که استفاده می کنند؛ این مورد خیلی در اختیار شورا و شهرداری نیست البته کمیسیون محیط زیست شورا این موضوع را با جدیت دنبال می کند، ولی هنوز در این حوزه دستاورد در بحث محیط زیست و آلودگی هوا نداشتیم.
* به نظرتان طرح ترافیک جدیدی که شهرداری تهران اخیراً آن را به اجرا گذاشته در کاهش آلودگی هوا و ترافیک مثمر ثمر خواهد بود؟
این طرح اولاً میزان رفت و آمد را کنترل می کند، ثانیاً برای خودروهایی که معاینه برتر دارند امتیازات و تخفیف هایی قائل می شود و در درجه سوم برای خودروهای هیبریدی هم امتیازاتی قائل می شود. در حقیقت می توان گفت که جهت گیری این طرح به سمتی است که به وضعیت آلودگی هوا کمک کند.
* به نظر می رسد مهم ترین اقداماتی که شورای پنجم در طول این یکسال داشته است جدای از انتخاب شهردار، بحث و بررسی قانون مبارزه با فساد در شهرداری ها تحقیق و تفحص از شهرداری گذشته که البته هنوز نتایج آن مشخص نشده و دیگری نام گذاری معابری در سطح شهر به نام برخی شخصیت های ملی بوده است. فکر می کنید اساساً نام گذاری معابر به نام افرادی که در گذشته زندگی می کرده اند می تواند در هویت بخشی به تهران کمک کند؟
نامگذاری معابر اساساً یکی از وظایف شورای شهر است و معمولاً در این موضوع درخواست هایی از سوی شهروندان داریم که در این رابطه مطالبات یا پیشنهاداتی وجود دارد که در شورا هم مطرح می شود. در شورا کمیسیونی هست به نام کمیسیون نامگذاری که البته همه اعضاء آن از اعضای شورا نیستند بلکه افراد دیگری مانند مدیر روابط عمومی یا مدیر روابط عمومی شهرداری در کمیسیون نامگذاری هم عضو هستند که موارد را بررسی اولیه و پیشنهادی را آماده می کنند و به صحن می آوردند و در آنجا رأی گیری انجام می شود. در صحن هم وقتی بناست رأی گیری انجام شود به موارد مختلفی توجه می شود، یکی از زوایایی که در نامگذاری به آن توجه می شود و باید توجه شود از منظر هویتی است که به هر حال به لحاظ هویتی آیا مناسب است که ما در یک نقطه ای تغییر نام داشته باشیم یا خیر؟
من شخصاً معتقدم که اسامی جا افتاده در میان مردم را نباید تغییر دهیم، برای اینکه وقتی اسمی جا می افتاد و سال ها در ذهن و زبان مردم شکل می گیرد تغییر آن خیلی کار آسانی نیست به عنوان مثال زمانی که بحث نامگذاری یک معبری به نام دکتر مصدق مطرح بود، یکی از پیشنهادها، پیشنهاد خیابان کارگر شمالی بود، نقدی که نسبت به این پیشنهاد مطرح شد، این بود که گفته می شد زمانی نام این منطقه امیرآباد بود و بعدها کارگر شد، همین امروز هم برخی می گویند کارگر و امیرآباد و برخی هم می گویند که خیلی دقیقی نمی دانیم کدام محدوده کارگر و کدام محدوده امیرآباد است، حال اگر یک نام سومی هم اضافه شود، مردم در بلاتکلیفی بین سه نام قرار می گیرند. ممکن است که توجیهات و دلایل این کار قابل دفاع می بود، ولی از این منظر وقتی نام یک معبری در ذهن مردم جا افتاده یا مثلاً اسامی تاریخی این مناطق به لحاظ تاریخی با هویت یک منطقه گره خورده، تغییر آنها تغییر درستی نیست، وقتی می خواهیم نامگذاری کنیم اولاً شورا سراغ مواردی می رود که بدون نام هست، فرضاً معبر و بزرگراه جدیدی است. مواردی هم هست که نامی از قبل بوده، اما به دلایلی درخواستی وجود دارد یا واقعه جدیدی رخ داده که اهمیت ویژه ای پیدا کرده یا با یک توجیه خاصی نیاز است این نامگذاری صورت گیرد که بحث های کارشناسی آن در کمیسیون نامگذاری انجام می شود و به صحن می آید. اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که نامگذاری که در شورا می خواهد انجام شود مغایرت و منافاتی با هویت آن منطقه و معبر و آنچه در ذهن مردم شکل گرفته نداشته باشد. معمولاً به این امر توجه می کنیم البته ممکن است که مواردی هم از زیر دستمان دَر رفته باشد.

* شهر تهران طی دوره های مختلفی فراز و نشیب هایی داشته است اما در یکی دو دهه گذشته این مشکلات علی رغم همه پیشرفت ها اما به نظر می رسد دوره به دوره یا سال به سال اضافه تر شده و در وضعیتی قرار گرفته که مثلا اگر یک زلزله ۷ ریشتری بیایید حدود ۲ میلیون از جمعیت تهران کم خواهد شد. به علت در هم تنیدگی ساختارهای ساخت و ساز و شهرسازی در این شهر. به نظر شما آیا می توان راهکارهای اساسی تری برای حل ابرمعضلات تهران اندیشید؟ اساسا تهران را با چه رویکرد و نگاهی باید اداره کرد که یک شهر در خور شایسته ای برای زندگی باشد؟
تهران یکی از نقاط زلزله خیز است و سوابق هم این مساله را نشان داده، هر ۱۷۰ سال یک زلزله جدی در تهران آمده که امروز چند سالی هست که از وقت آن گذشته است. متأسفانه ما در طی سال ها در تهران اقداماتی انجام دادیم و موضوع زلزله را در بحث شهرسازی نادیده گرفتیم. در بحث زلزله وقتی می خواهیم شهر را شکل دهیم به دو مقیاس توجه می کنیم؛ اول مقیاس شهرسازی یعنی فرض کنید که معابر و دسترسی ها به چه صورت است، مثلاً بناهایمان را با چه میزان تراکم در کجا و به چه صورت بسازیم، آیا یک برج ۲۰ طبقه می تواند در کنار یک معبر ۹ متری باشد؟ یا فضاهای باز به چه ترتیبی باید در شهر وجود داشته باشد و طراحی شود و جانمایی ساختمان های مختلف به چه ترتیبی باشد و چه ضوابطی بر آن حاکم گردد؟ یک بحث دیگر مقیاس معماری و ساختمانی است یعنی تک بنایی که می سازید چطور ساخته شود که در برابر زلزله مقاوم باشد فارغ از اینکه کجاست و کنار معبری با چه عرضی است و در کدام نقطه از شهر قرار دارد.
در بحث اول ما گسل های تهران را هم داریم که بالاخره این گسل ها حریمی دارد و یک فاصله ای را باید رعایت کرد. ما در بخش اول یعنی در مقیاس شهرسازی متاسفانه در سال های اخیر بسیار بد عمل کردیم و در تهران اساساً موضوع زلزله را نادیده گرفتند و هر جایی که امکان پذیر بوده (حریم گسل، معابر کم عرض، برج های بسیار نزدیک به هم و…) ساختمان ساختند و به گونه ای این تراکم ساختمانی در شهر توزیع شده که اساساً موضوع زلزله را نادیده گرفتند. علت هم بیشتر این بوده که شهرداری باید از این منبع، درآمد کسب کند یعنی وقتی نیاز به پول بوده اساساً همه این موضوعات نادیده گرفته می شد و هر جایی مجوزی برای ساخت و ساز داده می شده هر چند طرح های توسعه شهری مصوب بعضاً این اجازه را نمی داد، اما خود آن طرح ها هم نادیده گرفته می شد مثل طرح تفصیلی یا طرح جامع تهران.
در مقیاس دوم یعنی مقیاس معماری و ساختمانی وضعیت ما به نسبت بهتر است. در مورد ساختمان های جدید یکسری ضوابط و دستورالعمل هایی است که معمولاً رعایت می شوند مثلاً آیین نامه ای در بحث زلزله یا مجموعه ای از مقررات ملی ساختمان هست که بخشی از آنها به مسایل سازه ساختمان مربوط و باید رعایت شود؛ اما ما بافت های فرسوده بسیاری هم در شهر داریم که در معرض خطر و آسیب هستند که سطح و سطوح کمی هم در تهران نیست و تعداد زیادی از شهروندان تهرانی در همین بافت ها که اتفاقاً بافت های پر جمعیتی هم هست، زندگی می کنند. اولاً روشن است این موضوعاتی که در طی سال های طولانی ایجاد شده، ظرف ۶ تا یک سال قابل حل و فصل در شورا نیست، اما مهم این است که ما به چه سمتی جهت گیری می کنیم تا بتوانیم به تدریج وضعیت تهران را از این منظر بهبود دهیم. ما در اوایل دوره شورای پنجم یک مصوبه ای داشتیم که شهرداری را ملزم کردیم در گام اول از ایمن سازی ساختمان های بلند مرتبه نا ایمن شروع کند، یک آمارهایی که در حدود دو سال یا کمی بیشتر شهرداری تهران منتشر کرد، نشان می داد که در تهران تعداد زیادی ساختمان بلند مرتبه وجود دارد که به دلایل مختلف نا ایمن است.
ما در گام اول، وقتی بخواهیم نگاه کنیم که کدام ساختمان ها نا ایمن تر هستند، طبیعتاً بلند مرتبه ها یکی از آنهاست، ساختمان هایی که ۱۲ طبقه به بالا هستند بنابراین از شهرداری خواستیم که در یک بازه زمانی ۶ ماه برای حل این معضل برنامه عملیاتی بیاورد که بستر قانونی آن هم فراهم است.
موضوع دوم اینکه در بحث گسل های تهران و پهنه های گسلی شورا فعال شده که به هر حال کاربری های پر اهمیت به تدریج از حریم پهنه های گسلی جا به جا شود و ما بتوانیم اطلس این زیر پهنه ها را تطبیق دهیم این در حالی است که قبلاً این اطلاعات در دسترس نبوده است. اتفاقاً نماینده شورا در این بحث هم خودم هستم که با وزارت راه و شهرسازی در قالب تعدادی از دستگاه ها این موضوع باید پیش برود البته هنوز در این مدت جلسه ای تشکیل نشده، اما به زودی این موضوع را هم دنبال خواهیم کرد. اقدام سوم اینکه ما دیگر اجازه نمی دهیم به لحاظ شهرسازی تخلفاتی صورت گیرد که نتیجه آن غیر قابل توجیه باشد یعنی در کنار معابر کم عرض، ساختمان های بلند مرتبه ای شکل بگیرد که در زمان زلزله تبدیل به خطرات بالقوه شوند. طبیعی است که باید به سمت ایمن سازی و مقاوم سازی پیش برویم و اجازه ندهیم این اتفاقات تکرار شود و در نهایت بحث نوسازی بافت های فرسوده است که خوشبختانه دولت هم روی این موضوع متمرکز شده و دولت و شهرداری این موضوع را پیش می برند البته شورا ورود مستقیم به بحث بافت های فرسوده نداشته و در این حد بوده که ما مطلع بودیم و گزارش خواستیم، اما می دانیم که دولت و شهرداری این موضوع را پیش می برند و طرح ها و برنامه های مشخصی هم وجود دارد که البته بناست شورا در بحث بافت های فرسوده مقداری جدی تر وارد عمل شود یعنی مجموعه ای از اقدامات که می تواند به تدریج وضعیت ما را در این حوزه بهبود دهد.
* به نظر شما آیا شورای پنجم انتظارات و توقعات رای دهندگانی که یک سال گذشته به اعضای این نهاد که در قالب یک لیست واحد ارایه شد را برآورده کرده است و در آینده نیز برآورده خواهد کرد؟ بسیاری معتقدند آینده جریان اصلاح طلبی به آینده شورا و شهرداری تهران گره خورده اگر موفق شود این جریان نیز در دوره های بعدی موفق خواهد بود و اگر موفقیت چندانی کسب نکند و درگیر حاشیه ها و فشارها قرار گیرد جریان اصلاح طلبی نیز با شکست مواجه خواهد شد.
ما تلاش کردیم و تلاش می کنیم، اما تا نقطه ای که بتوانیم به توقعات جواب دهیم فاصله زیادی داریم، ولی شکی در این نیست که شهرداری و شورا کاملاً مصمم هستند تا بتوانند توقعات را پاسخ دهند.
انتهای پیام
