شفقنا زندگی- الیزا ذوالقدر: «شاد باش و دیر زی». اگرچه ضرب المثل نیست اما کم از آن هم ندارد. شادی را دیرزمانی است که وانهاده ایم ما ایرانیان به غم نان و غم دل.
هر روزمان که می گذرد شبی از عمرمان به فنا می رود از غمی ناکجا که بر دل خونین نهاده ایم. کم داریم شادی را در این روزهای عمر به رغم همه توصیه ها و اندرزها.
گفتم که نفس ناطقه را چیست آرزو
گفتا بقا و شادی و پیروزی و ظفر
اما شادی، گمشده کشور ماست انگار. این را آمارهای جهانی نیز بازگو می کنند. قرار گرفتن ایران در سال های اخیر در رتبه های آخر کشورهای شاد جهان در بسیاری از تحقیقات و بررسی های جهانی این فرضیه را پر استدلالتر می کند که ایرانی ها به رغم روحیات طنزپروری که دارند چندان هم شادی را جدی نگرفته اند.
این موضوع زمانی بیشتر نمود می یابد شادی را در اجتماع رصد کنیم.
شادی آن شادی است کز جان رویدت
عالیه شکربیگی جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به کمبود شادی اجتماعی در بین ایرانیان در گفت وگو با خبرنگار شفقنا زندگی می گوید: «شادی هر انسان باید از درون فرد و جامعه بجوشد و نمی توان شادی را به صوت دستوری به جامعه و فرد تزریق کرد و یا با ایجاد نمادهایی از آن ابزاری برای شادی جامعه ساخت.»
وی جامعه را یک موجود زنده می داند که خود در به وجود آوردن و خلق شادی ها و غم هایش موثر است و ادامه می دهد: «نبود شادی در جامعه دلایل زیادی دارد که بخشی از آن به نحوه تعامل کارکردهای ساختار و عاملیت باز می گردد. به این معنا که عاملان و کنشگران و یا همان افراد جامعه تعامل درستی با ساختارهای جامعه ندارند و از آنجعا که شادی معلول تعامل ساختار و عاملیت است در نبود این تعامل شادی نیز پا نمی گیرد.»
این جامعه شناس با بیان اینکه معیشت اجتماعی یکی از مشکلات این روزهای جامعه و از عوامل کمبود شادی در میان مردم است، خاطرنشان می کند: «مردم برای تامین یک زندگی معمولی باید چندین جا مشغول کار باشند و انرژی زیادی برای گذران زندگی صرف کنند. همین صرف بیش از حد انرژی فرد را به افسردگی، پرخاشگری و خشونت می کشاند و هر روز شاهدیم که خشونت از عرصه خصوصی به عرصه عمومی کشیده می شود.»
وی این بروز خشونت در عرصه اجتماعی را نشانه ای از نبود شادی در بین مردم می داند و می افزاید: «عملکرد ساختارها در جامعه دچار اشکال است و مشکلات معیشتی و رفاهی نیز آن را تشدید می کند. مشکلات زیادی که در تعاملات مردم وجود دارد و بی توجهی به تکریم شخصیت انسانی و همچنین نبود آزادی ها خاص برای مردم تا بتوانند شادی را خلق کند به این موضوع دامن زده است.»
شکربیگی با بیان اینکه نمی توان تعریف دقیقی از شادی ارائه داد، اظهار می کند: «شادی یک مفهوم نسبی است و برای هر کسی متفاوت با افراد دیگر تعریف می شود. اما زمانی که در یک نظام اجتماعی ورودی ها و خروجی های انرژی در تعادل با یکدیگر باشند جامعه در یک حد متعادل از شادی و سایر رفتارهای اجتماعی قرار می گیرد.»
به گفته این جامعه شناس، در چنین نظام اجتماعی تعاملات مردم و کنش های آنها با ساختارها تاثیرگذار است و در حدی از تعادل قرار دارد که باعث شادی فردی و در نتیجه شادی اجتماعی می شود. زیرا شادی اجتماعی را نمی توان با نمادسازی ایجاد کرد و باید درونی باشد و از درون جامعه بجوشد.
شادی بی غم دراین بازار نیست
وی با بیان اینکه نگاهی به جامعه ایران نشان می دهد که مردم در فرورفتگی و گرفتاری درونی قرار دارند، می گوید: «اراده ای در جامعه ایران وجود دارد که با شادی مردم موافق نیست و این موضوع تبدیل به یک باور عمومی شده که در پی خنده زیاد غم می آید. این باور مصداق تجسم خلاق است و چنان قوی است که در زندگی روزمره نیز اتفاق می افتد.»
شکربیگی معتقد است که این اراده به دنبال ایجاد روحیه حزن، غم، اندوه و تصوف در جامعه است و می افزاید: «ایرانیان باور ندارند که شادی حق انسان است و این حق در زندگی اجتماعی و فردی باید نمود یابد و این بی باوری تبدیل به یک فرهنگ عمومی شده است.»
ساختارهای لجوج جامعه اجازه شادی به مردم نمی دهند
وی با بیان اینکه ساختارهای لجوج جامعه اجازه شادی به مردم نمی دهند، می گوید: «کانال های تلویزیونی با مخاطبان میلیونی چقدر در شادی جامعه می کوشند؟ در حالی که یکی از ابزارهای فرهنگ سازی رسانه ها هستند که می توانند رفتارهای مطلوب و یا نامطلوب را معنی کنند اما رسانه ملی در کشور ما در وزن دادن به غم و غصه می کوشد و این روند سال هاست که ادامه دارد.»
این استاد دانشگاه با اشاره به توقف پخش سریال “در حاشیه” ادامه می دهد: این طنز که به نوعی واقعیت جامعه را نشان می داد و خنده را بر لیب مردم می نشاند توسط همان اراده ای که مردم را شاد نمی خواهد، سانسور و در نهایت متوقف شد. این همان اراده ای است که غم و اندوه و گریه را برای مردم طالب است.»
وی با بیان اینکه حتی مولودی های ما در نهایت به گریه ختم می شود، می افزاید: «مردم برای ایجاد شادی با مقاومت ساختار مواجه می شوند که فقدان شادی را خواسته و یا ناخواسته جزئی از فرهنگ جامعه کرده است. این در حالی است که مذهب ما نیز خواهان شادی است و همه آیین های آن شادی افزاست.»
شکربیگی با اشاره به این باور عمومی که شادی و خندیدن را سبکسری می داند، خاطرنشان می کند: «جامعه شاد رفاه و آرامش بیشتری دارد اما متاسفانه ایرانیان به دلیل مشکلاتی که در زندگی روزمره دارند و مشکلات ساختاری که هر روز به آنها تحمیل می شود هر روز بیشتر از شادی فاصله می گیرند و مسوولان فرهنگی، رسانه ای و صاحبان ابزارهای قدرت در جامعه نیز در ایجاد محیط شادی افزا برای مردم کوتاهی کرده اند.»
شاد باش و دیر زی
شاد زیستن یکی از مولفه های دیر زیستن است. دکتر حسین ابراهیمی مقدم روانشناس در این زمینه می گوید: «شادی نه تنها بر افزایش کیفیت زندگی موثر است بلکه نقشی مهم در افزایش کمیت زندگی و طول عمر افراد دارد و باعث افزایش بازده و بهروری افراد در جامعه می شود. به همین دلیل است که در بسیاری از جوامع علاوه بیر جشن های ملی و مذعهبی هر شهر و حتی هر محله جشن ها و برنامه های شاد منحصر به خود دارد.»
برگزاری جشن های گروهی و اجتماعی باعث افزایش کیفیت زندگی
وی برگزاری جشن های گروهی و اجتماعی را باعث افزایش شوق و ذوق افراد و کیفیت زندگی جامعه از یک سود و افزایش تولید و امید به زندگی افراد از سوی دیگر می داند و می افزاید: «زمانی که یک فرد به لحاظ جسمی و روانی احساس شادی می کند رفتارهای نیکو و بهتری از خود نشان می دهد. یک فرد شاد بیشتر به دیگران کمک می کند و به9ره وری بالاتری دارد. در حالی که زمانی که فرد اصلاحا دل و دماغ ندارد در کارکردهای عادی و روزمره خود نیز دچار مشکل می شود.»
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در جامعه ما آنطور که باید و شاید به اهمیت شادی پرداخته نشده است، خاطرنشان می کند: «افراد معمولا به رفتارهایی گرایش دارند که برای آن تقویتی از محیط و اطرافیان دریافت کرده اند. زمانی که شما شادید و حال خوبی دارید کمتر از سوی اطرافیان مورد توجه قرار می گیرد و کسی دلیل این را از شما جویا نمی شود. اما چنانچه ناراحتی و شمکلی داشته باشدی با همدردی و پیگیری دوستان و اطرافیان مواجه می شوید و این همان تقویتی است که در برابر غم و ناراحتی دریافت می کنید.»
وی دیدگاه فرهنگی را نیز در زمینه فقدان شادی در جامعه موثر بر می شمارد و ادامه می دهد: در فرهنگ ایرانی مراسم عزاداری به صورت تمام و کمال و در بسیاری موارد افراط گرایانه برگزار می شود و این دیدگاه وجود دارد که اگر موردی از مراسم عزاداری حذف شود بستگان متوفی ناراحت نیستند و از نظر جامعه ناپسند است. این در حالی است که ما سالگرد بسیاری از روزهای شاد زندگی مان مانند تولد و یا ازدواج را فراموش می کنیم و یا توجه چندانی به آن نداریم.»
نیمکره سمت راست مغز در بین ایرانیان فعالتر است
ابراهیمی مقدم با بیان اینکه نیمکره سمت راست مغز در بین ایرانیان فعالتر است و همین موضوع باعث بروز رفتارهای احساسی بیشتر در بین مردم شده است، اضافه می کند: نقش رسانه ها نیز نباید در این میان نادیده گرفت. به طور مثال زمانی که مراسمی در تلویزین به مناسبت یکی از اعیاد مذهبی برگزار می شود ریتم و آهنگ های خوانده شده فرق چندانی با آنچه در عزاداری ها خوانده می شود ندارد و افراد حاضر صرفا به جای سینه زدن و زنجیر زدن دست می زنند. این در حالی است که دین ما دین شادی است اما برخی افراد تصور می کنند حفظ ارزش ها به معنای ترویج غم و عزاداری است.»
وی به تاثیر چشم و همچشمی ها بر رفتارهای اجتماعی افراد اشاره می کند و معتقد است: «برپا کردن یک مراسم شاد مثل یک تئاتر کمدی یا نمایش موزیکال هزینه چندانی ندارد. این در حالی است که اگر پای صحبت هر کدام از دست انمدرکاران این گونه نمایش ها بنشینید از عدم حمایت مسوولان و مردم صحبت می کنند. اما متاسفانه بسیاری از رفتارهای ما تحت تاثیر چشم و هم چشمی است و حاضر نیستیم هزینه ای برای خندیدن کنیم که روح و روان ما را تلطیف می کند.»
این روانشناس با بیان اینکه تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از ایرانیان در سفر به کشورهای خارجی بیشترین هزینه را برای استفاده از امکانات تفریحی و شادی افزای این کشورها کردند، می گوید: «کشورهای زیادی هستند که بدون پشتوانه فرهنگی و تاریخی و تنها به دلیل امکانت تفریحی و شادی که دارند درآمد هنگفتی از پذیرش توریست کسب می کنند. در کشور ما نیز این امکان وجود دارد که با در نظر گرفتن اصول اسلامی امکاناتی از این دست در اختیار مردم قرار گیرد تا شادی در جامعه نهادینه شود.»
انتهای پیام
