زمان انتشار : ۸ تیر ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۲:۰۳ | کد خبر : 207319 |

تنها زیستی؛ انتخاب از روی اجبار یا تاکید بر حفظ استقلال؟/ گزارش شفقنا

 

شفقنا زندگی- تنهازیستی از جمله پدیده های اجتماعی است که بسیاری از جامعه شناسان و کارشناسان معتقدند اگر جلوی آن گرفته نشود می تواند به یک بحران یا معضل بزرگ در جامعه تبدیل شود. آنها همچنین معتقدند که بسیاری از افراد برای فرار از سخت گیری های خانواده، کسب آزادی و استقلال به تنها زیستی روی می آورند و عده ای دیگر که برای تحصیل و کسب شغل مناسب به شهرهای بزرگ مهاجرت کردند تنهازیستی را انتخاب کردند. بنابراین تنها زیستی معمولا در هر دو حالت به خاطر شرایط محیطی و  به نوعی از روی اجبار اتفاق می افتد.

خبرنگار شفقنا زندگی، با تعدادی از کارشناسان اجتماعی و روانشناسی درباره تنهازیستی، مزایا و معایب و دلایل گسترش آن در جامعه مصاحبه کرده است که ابتدا نظرات آنها را می خوانید. شفقنا همچنین به سراغ تعدادی از تنهازیستان نیز رفته که هر کدام به دلایل مختلف تنها زندگی کردن را انتخاب کرده اند. در ادامه ی گفت و گوی کارشناسان می توانید مصاحبه این دسته از افراد را نیز بخوانید.

علیرضا شریفی یزدی، روانشناس اجتماعی معتقد است که عوامل متعددی سبب گرایش افراد به تک زیستی می شود. او بالا رفتن سن ازدواج، در دسترس بودن امکانات و نحوه برخورد والدین با فرزندان را از این دسته از عوامل می داند و در اینباره توضیح می دهد: قبلا معدل سنی فرزندانی که در خانه پدر و مادر بودند کم بود و معمولا قبل از ۲۰ سالگی افراد مستقل می شدند ولی متاسفانه اکنون به دلیل اینکه معدل سن ازدواج از دهه دوم زندگی به دهه سوم و چهارم افزایش یافته، کم کم احساس مستقل زندگی کردن به افراد دست می دهد. 

وی ادامه می دهد: در گذشته افراد از آبشخور اقتصادی والدینشان استفاده می کردند اما استقلال مالی پیدا کردن جوانان امروز می تواند زمینه ای برای تنهازیستی باشد. همچنین بسیاری از والدین ما نمی خواهند بپذیرند که فرزندانشان بزرگ شده اند و برخوردی که با فرزند ۱۰، ۱۵ ساله دارند را با یک مرد یا زن ۳۰ ساله انجام می دهند. این برخوردها باعث می شود که افراد از محیط خانواده گریزان شوند و به سمت استقلال بروند. 

پریسا خسرو تاش، روانشناس نیز می گوید: پدیده تنهازیستی تقریبا تا یک دهه گذشته، چندان شناخته شده نبود اما در سال های گذشته این اتفاق به میزان بیشتری در سطح جامعه دیده می شود؛ در کشور ما، این مسئله، انتخابی چالش بر انگیز است و خانواده ها، پذیرای این موضوع نیستند.

او اضافه می کند: جوانان برای کسب استقلال به دنبال تنها زیستی می روند اما این استقلال به گونه ای است که برای آنها مسئولیت زیادی به دنبال ندارد به همین جهت در بسیاری از تک زیستی ها شاهدیم که وابستگی هایی از نظر مالی به خانواده پدری همچنان حفظ شده است.

خسروتاش با اشاره به اینکه در بعضی از موارد اجبار نیز می تواند عاملی برای انتخاب تک زیستی باشد، عنوان می کند: گاهی تک زیستی را در افرادی مشاهده می کنیم که به دلیل دور بودن از فضای خانواده و از روی اجبار، آن را انتخاب کرده اند. مثلا دختر یا پسری که در شهری دیگر در حال تحصیل است یا شرایط کاری خاص آن شخص سبب شده تا این دوری اتفاق بیفتد. 

اما امان الله قرایی مقدم استاد دانشگاه و جامعه شناس معتقد است که یکی از دلایل ایجاد همباش ها، تجردگرایی است. او می گوید: چرا عده ای به این سمت می روند، برای اینکه بخواهند آزاد باشند و روابط آزادی هم داشته باشند به ویژه که مدتی است خانه های مبله ساعتی و روزی اجاره داده می شود. به طور قطع به خاطر تاخیر در ازدواج ، بالا رفتن سن ازدواج، بیکار بودن پسران و هزینه های بالای زندگی، نابه سامانی اقتصاد جامعه و همچنین به دلیل وجود فضای مجازی، سریال ها، دوستان، همسالان، تشویق ها و ترغیب ها میزان تجردگرایی بالا می رود و زمانی که تجرد گرایی بالا رود انواع نابه سامانی ها که یکی از آنها می تواند روسپیگری باشد در جامعه از یک محله خاص در گذشته به چند صد محله تبدیل می شود که امروز این اتفاق افتاده است. 

وی ادامه می دهد: چون معنویات کمتر شده، ارتباطات معنوی ضعیف شده و همه چیز بر اساس مادیات است به طور قطع می توان گفت در شهرهای بزرگ این پدیده افزایش پیدا کرده و کم کم این دامنه به شهرهای کوچکتر نیز خواهد رسید.

امیرمحمودحریرچی دیگر جامعه شناسی که شفقنا با او گفت و گو کرده نیز مانند سایر کارشناسان اعتقاد دارد: به پا بودن خانواده ها باعث می شود که جوان بخواهد از این وضعیت فرار کند لذا به تنهازیستی روی می آورد. در نتیجه بخش عمده رواج این نوع زندگی تقصیر خانواده هاست.

مجید ابهری، آسیب شناس نیز بیان می کند: تنهازیستی در صورتی که چاره ای برای آن نباشد باید به عنوان یک نوع از سبک زندگی پذیرفته شود اما وقتی دلایل منطقی وجود ندارد یعنی والدین سخت گیری های بی مورد ندارند و امکانات تحصیل و اشتغال در نزد خانواده برایشان فراهم است، تنهازیستی یک رفتار مذموم و غیر قابل قبول است.

او تاکید می کند:کسانی که از تنهازیستی اظهار خشنودی می کنند آنگونه فرزندانی هستند که خانواده های سخت گیر دارند و یا در خانواده روابط عاطفی بسیار کمرنگ بوده است. معمولا شش ماه تا یک سال طول می کشد تا عوارض تنهازیستی بر فرزندانی که در خانواده های صمیمی و دارای کانون عاطفی زندگی می کردند آشکار شود. فقط کافی است که یک بار بیمار شوند و نیاز به پرستاری داشته باشند در این صورت متوجه می شوند که تنهازیستی چگونه بر زندگی آنها اثر می گذارد.

***

خانم الف از آن دسته تنهازیستانی است که پس از طلاق به این نوع از زندگی روی آورده است. او که ۳۷ سال دارد می گوید: سال ۹۳ از همسرم طلاق گرفتم و تقریبا یک سال و نیم نیز با او زندگی کرده بودم. 

او علت جدایی را اعتیاد همسرش به شیشه عنوان می کند و می گوید که در حال حاضر شاغل است اما در آمدش به قدری نیست که بتواند به تنهایی زندگی اش را بچرخاند به همین جهت، بیشتر پدرش تامین کننده زندگی اوست.

این تنهازیست درباره خودش می گوید که اهل رفیق بازی کردن نیست و ممکن است گاهی یک هفته هم از خانه خارج نشود؛ اصلا افسردگی ندارد و یک فرد برون گرا است. وی عنوان می کند: از شیوه زندگی ام خیلی راضی هستم و تا زمانی که بخواهم مجددا ازدواج کنم تنها زندگی خواهم کرد. تنها زندگی کردن خیلی راحت تر است و اصلا نمی شود آن را با زندگی در کنار خانواده مقایسه کرد، حداقل برای من اینطور است. من حتی سختی ها و شرایطش را به زندگی در کنار خانواده ترجیح می دهم. بعد از طلاق نزد پدر و مادرم برنگشتم تا مجددا با آنها زندگی کنم چون خیلی سخت است که مستقل زندگی کردن را تجربه کرده باشیم و دوباره بخواهیم به خانه پدر و مادر برگردیم و با شرایط و قوانین خانه آنها زندگی کنیم. 

خانم الف درباره مشکلاتی که تنها زندگی کردن برای او ایجاد کرده  است می گوید: گاهی که بیمار می شوم و مجبورم خودم غذا درست کنم کمی دشوار است اما دوست ندارم که مشکلاتم را به خانوده ام بگویم. 

او که نظرش نسبت به زندگی مجردی مثبت است خاطرنشان می کند: من موافق زندگی مجردی هستم به خاطر اینکه فرد مستقل می شود، یاد می گیرد که روی پای خودش بایستد و عزت نفسش نیز افزایش پیدا می کند. 

او در پاسخ به این پرسش که آیا تنهازیستان دچار افسردگی و اضطراب می شوند یا خیر، عنوان می کند: من افسردگی و اضطراب را خیلی حس نمی کنم. تنها بودن را ترجیح می دهم چون از آن لذت می برم. یکی از حسن هایی که تنها بودن برای من دارد این است که هر ساعتی دلم بخواهد از خواب بیدار می شوم و شب نیز هر ساعتی دلم بخواهد می خوابم. اگر می خواهم کتاب بخوانم، فیلم ببینم یا هر کار دیگری انجام دهم خودم می دانم ولی قبلا در خانه پدر و مادرم که بودم اگر تا ساعت دو شب بیدار می ماندم مادرم غر می زد که چرا هنوز بیدارم یا هر وقت می خواست، وارد اتاق من می شد اما اکنون یاد گرفته که هر وقت می خواهد به خانه من بیاید قبل از آمدن تلفنی زنگ بزند و هماهنگ کند. 

خانم الف اضافه می کند: شاید بسیاری از افراد به خاطر بی بند و باری تنها زندگی کنند ولی درمورد من اینطور نیست؛ اتفاقا از تنها زندگی کردن لذت می برم و وقتی که در جمع هستم اضطراب می گیرم. 

وی در پاسخ به این سوال که آیا والدینش با تنها زیستی او مخالفت کردند یا خیر، می گوید: پدر و مادرم مخالفتی نداشتند. من یک خانواده مذهبی و سنتی دارم و والدینم جوان هم نیستند که بخواهم بگویم شاید امروزی فکر می کنند اما شناختی که از من داشتند این بود که می دانستند چه دختری تربیت کرده اند و به نوعی امتحانم را پس داده بودم.

او تاکید می کند: من نمی خواهم برای زندگی مجردی تبلیغ کنم ولی واقعیت این است که آنچه که من تجربه کردم خیلی مفید است و فرد موضوعات و مسائلی را یاد می گیرد که اگر دختر ۵۵ ساله ای در خانه پدرش باشد آن ها را یاد نمی گیرد.

او در بخش های پایانی گفت و گوی خود به شفقنا می گوید: خانواده های ما هنوز یکسری از باورهای اشتباه برای خودشان دارند که نمی خواهند آنها را تغییر دهند.

***

سونا، متولد سال ۶۲ و کارشناس ارشد آموزش آلمانی است. او از آن جمله دخترانی است که برای رها شدن از سخت گیری خانواده و چشیدن طعم استقلال تنها زندگی کردن را انتخاب کرده است. او در اینباره به خبرنگار شفقنا می گوید: من دوست داشتم مستقل زندگی کنم و بتوانم روی پای خودم بایستم؛ قرار نیست ازدواج تنها را جدا شدن از خانواده باشد.

وی اضافه می کند: اختلاف سلیقه، فکر و خیلی از موارد دیگر با خانواده باعث می شد که به زندگی مستقل فکر کنم. از طرفی هم نمی توانستم هر روز برای خواسته هایم بجنگم اینطور مسائل باعث کشمکش و درگیری های هر روزه بود.

سونا درباره خواسته هایش که از نوع پوشش گرفته تا اختلاف بسیار زیاد فکری، توضیح می دهد: تفکرات آنها کاملا سنتی بود و دوست داشتند که من نیز مثل آنها فکر کنم. پدرم فرد کاملا با سوادی است اما دوست نداشت قبول کند که من از هر لحاظ با آنها متفاوت هستم. در فامیل ما همه قبل از دیپلم یا حداکثر بعد از دیپلم ازدواج می کردند. 

او که شاغل و مدرس زبان است، سه سال است که تنها زندگی می کند و خانه اش را با پس انداز خودش خریده است. به گفته خودش خانواده در ابتدا با تصمیم او بسیار مخالفت کردند. سونا عنوان می کند: آنها به من گفتند گفتند اگر رفتی دیگر برنگرد اما وقتی دیدند که برای تنهازیستی تلاش می کنم به من کمک کردند. 

سونا عنوان می کند: بعضی وقت ها به تنهایی از عهده کاری بر نمی آیم و مجبورم کمک بگیرم مثل سرویس کولر و یا چکه کردن شیر آب، اما بدترین چیزی که وجود دارد نگاه افراد است. آنها فکر می کنند که خانه مجردی خانه فساد است یا حتی بعضی از دوستان توقع دارند کلید خانه را در اختیارشان بگذارم. 

این تنهازیست که به گفته خودش اکنون به جایگاه ثابتی رسیده و اگر مورد خوبی هم برای ازدواج ببیند، ازدواج می کند به خبرنگار شفقنا می گوید: در حال حاضر خانواده برای من اهمیت خیلی زیادی دارد، البته از قبل هم داشته ولی الان رابطه بین ما سالم تر است، احترام ها نیز بر سر جای خود هستند حتی  احساس می کنم علاقه مان نیز بیشتر شده است.

وی هفته ای دوبار نزد والدینش می رود و گاهی مادرش نزد او می آید. بر روی کارهای ترجمه اش وقت بیشتری می گذارد و معتقد است آرامشی را که در حال حاضر دارد، زمانی که با والدینش در یک خانه زندگی می کرده نداشته است.

 ***

مسعود، ۳۰ سال دارد و متولد اردیبهشت سال ۶۸ است. دانشجوی سال آخر دکتری در مهندسی صنایع است و به عنوان تحلیل گر کسب و کار و طراح سیستم مشغول به کار است. او از جمله آن افرادی است که برای تحصیل و کار از شهر خود به تهران آمده و تنها زندگی می کند.

مسعود در اینباره توضیح می دهد: پس از قبولی در دانشگاه به تهران آمدم و از آن پس تنها زندگی کردم. از نظر مالی و هزینه های زندگی نیز از همان دوران دانشجویی کار کردم، خانواده ام نیز تا حدودی تأمینم می کردند.  

وی اگرچه از نظر شرایط زندگی رضایت ندارد ولی می گوید تا زمانی که ازدواج کند این شیوه از زندگی را ادامه می دهد. مسعود یادآور می شود که در حال حاضر چند ماه است که با خواهرش در تهران زندگی می کند.

او خاطرنشان می کند: تقریبا دو سال است که تنها و ۱۱ سال است که دور از خانواده زندگی می کنم و خانه ای که در حال حاضر با خواهرم در آن هستم برای خودمان است و پدر و مادرم تهیه کردند. 

این دانشجوی دکتری درباره سختی های تنهازیستی و یا واکنش والدینش برای این نوع از سبک زندگی بیان می کند: پدر و مادرم با تنها زندگی کردن من مشکلی نداشتند، در واقع شرایط مجبورمان کرد که این گونه زندگی کنیم چون من درس می خواندم و الان نیز دارم کار می کنم. در اوایلی که به تهران آمده بودم تنهازندگی کردن برای من محدودیت هایی داشت مثلا نمی توانستم دوستانم را ببینم ولی الان به این شرایط عادت کردم.

مسعود نیز معتقد است که تنها زیستی یا مجردی زندگی کردن می تواند مزایا و معایب خاص خودش را داشته باشد. او ادامه می دهد: شرایط محیطی باعث شده که افراد دیر ازدواج کنند و به زندگی مجردی روی بیاورند. تنهازیستی هیچ محدودیتی ندارد و می توان هزینه های زندگی را مدیریت کرد. 

این تنهازیست درباره اینکه که گفته می شود تنهازیستان با افسردگی و اضطراب مواجه می شوند، عنوان می کند: با افسردگی و اضطراب موافق نیستم چون این قضیه به شخص و فعالیت هایی که انجام می دهد بستگی دارد. درست است که من تنها زندگی کردم اما هیچگاه ورزش یا ارتباطات اجتماعی را کنار نگذاشتم.

***

مهری خواهر مسعود که متولد سال ۷۲ است و او نیز برای تحصیل و کار به تهران آمده ۸ سال است که تنها زندگی می کند. او در حال حاضر با برادرش زندگی می کند و معتقد است که سختی تنها زندگی کردن غذا درست کردنش است.

او زندگی مجردی را عالی می داند و در اینباره می گوید: تنها زندگی کردن باعث می شود که فرد مستقل شود و بتواند به تنهایی مشکلات را حل کند. مهری همچنین معتقد است، چرا باید به شهر خودش که کار و آینده ای ندارد باز گردد.

انتهای پیام