زمان انتشار : ۳ تیر ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۳:۴۷ | کد خبر : 236911 |

چگونگی همنشینی با کرونا در گفت‌وگو با دکتر ‌مظفر: باید عادت‌هایمان را تغییر بدهیم/ بعد از کرونا اختلافات خانوادگی بیشتر شد/ والدین انتظارات خود را پایین بیاورند

شفقنا زندگی- یک روانشناس در خصوص همنشینی با کرونا در طولانی مدت می گوید: باید همزیستی با بیماری کرونا ایجاد شود ولی پروتکل ها نیز باید رعایت شوند. می توانیم چند مهارت را در خود قوی کنیم در مجموع توصیه من این است که والدین شیوه های تاب آوری را و کنترل هیجانات را مطالعه کنند. ما باید قدرت سازگاری خود را در برابر این ویروس بالا ببریم، این قدرت در حال حاضر در وجود ما کم است.

ما باید سبک زندگی خود را تغییر بدهیم

خانواده ها ایده آل گرایی ها و کمالگرایی هایی که در ذهن دارند را پایین بیاورند

بعد از کرونا اختلافات خانوادگی بیشتر شد

دکتر مجید محمودی مظفر، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب در پاسخ به این سوال که آینده کرونا در جامعه نامشخص است با این وضعیت چگونه می توان همنشینی مطلوبی با این ویروس داشت و از محدودیت ها و استرس و اختلالات روانی که ایجاد می شود در امان ماند؟ گفت: پیشنهاد کلی من این است که ما باید سبک زندگی خود را تغییر بدهیم و باور کنیم در شرایط موجود باید سبک تغییر کند. پس خواسته های ما در گذشته قابلیت اجرا در شرایط حال را نخواهد داشت، ما از کودکان انتظاراتی تحصیلی داشتیم که امروز محقق نخواهد شد. توصیه من به خانواده ها این است که ایده آل گرایی ها و کمالگرایی هایی که در ذهن دارند پایین بیاورند، کودکان ساعات زیادی با پدر و مادر هستند. بچه ها قبلا بیرون می رفتند و درگیری ها و تنش ها در خانه کمتر بود. پدر و مادر ها فرصت استراحت به معنای خلوت را داشتند و نظم دهی ذهنی و آرامش بیشتر فراهم می شد اما امروز اعضای خانواده ساعات بیشتری در کنار هم هستند و تحمل پذیری کم شده است. بعد از کرونا اختلافات خانوادگی بیشتر شد، امروز حساسیت ها بیشتر شده است. وقتی اضطراب شدت پیدا می کند رفتار های وسواس گونه بیشتر می شود. این رفتار ها نظارت را بیشتر می کند چون این افراد والد هستند لذا تذکر بیشتر می دهند. تذکر به همسر و فرزند بیشر می شود، این تذکر ها بخشی تخلیه تنش است ولی فرد نمی داند که بخشی از این اضطراب را به دیگری انتقال می دهد. این فضا باعث می شود کودکان مقاومت بیشتری نشان بدهند. اگر نوجوان هستند مقابله می کنند اما اگر بچه کوچک باشد بازی ایجاد می شود و «دست نزن» بهانه ای برای بیشتر «دست زدن» است. در مدت زمانی که در کنار هم هستند خود به خود نسبت به رفتار هم حساس می شوند و وسواس ایجاد می شود.

ترس از مرگ، از دست دادن کار و آینده 

وی افزود: هر جا از وسواس صحبت می شود مردم فکر می کنند منظور شستن و تمیز کردن است ولی این بخشی از موضوع است. مساله ما این است که یک سری فکرها دائما در مغزمان مرور می شود. در سلسله نیازهای انسانی پایینترین مساله خوراک و پوشاک است و قبل امنیت مطرح هست. ترس از مرگ، ترس از دست دادن کار و ترس از آینده این موارد با خطر روبرو شده اند. پدر و مادر می ترسند و تذکر بیشتر می دهند و مخالفت بچه ها بیشتر خواهد بود و درگیری ها بیشتر می شود، چون بسیاری از والدین در سیستم تربیتی همسویی ندارند دچار مشکل می شوند. همین هم تنش های بین والدین را بالا می برد.

والدین انتظارات خود را به شدت پایین بیاورند چون بهداشت روانی آنها به خطر می افتد

والدین از تذکر های بی مورد جلوگیری کنند

دکتر مظفر تصریح کرد: یکی از مسائل بحث اقتصادی است. والدین بخصوص پدر ها به دلیل تورم زیاد و کم شدن درآمد و خطر از دست دادن شغل و یا بیکاری دچار استرس می شوند، مشکل به مشکلات اضافه شده است. این فشار از پدر به مادر منتقل می شود به فرزندان، آنها نیز به نوع دیگری زیر فشار هستند؛ مدت زیادی دوستان خود را ندیده اند و بیرون نمی روند و همه این مسائل بار منفی دارد و به تنش ها دامن می زند. توصیه اول من این است که والدین انتظارات خود را به شدت پایین بیاورند چون بهداشت روانی آنها به شدت به خطر می افتد. باید ایده آل ها را کمی پایین بیاورند تا فشار و استرس را از روی خود بردارند. از تذکر های بی مورد جلوگیری کنند. امروز تذکر فقط برای مسائل مهم لازم است. تکرار تذکر اهمیت مورد را خنثی می کند او بی تفاوت تر می شود و شما بیشتر حرص می خورید.

پیاده روی باعث می شود خستگی ذهنی کاهش پیدا کند

وی افزود: وقتی انسان ها زمان زیادی در مجاورت هم قرار می گیرند روی رفتار هم حساس می شوند و حتی اگر خواهر و برادر باشند و چند روز در خانه تنها باشند مثلا به هم می گویند چرا در یخچال را زیاد باز و بسته می کنی و چرا صدای تلوزیون آنقدر بلند است و… یعنی مداومت نوعی خستگی به همراه می آورد. فضای یکنواخت نوعی خستگی روانی ایجاد می کند. باید سطح انتظارات از خود و دیگران را پایین بیاوریم و بدانیم که وقفه ای ایجاد خواهد شد. در شرایط موجود باید خواسته هایی که از خود داریم نیز تعدیل شود، چون فاصله بین من آرمانی و آنچه که هستیم شدت پیدا کرده است. این موضوع خود نوعی عصبانیت و استرس و خستگی ایجاد می کند پس باید انتظاراتمان از خود را پایین بیاوریم. باید ساعت هایی را برای پیاده روی ساده در نظر بگیریم. پیاده روی باعث می شود خستگی ذهنی کاهش پیدا کند و اوقات فراغت مشترکی را در خارج از خانه بگذرانیم. کارهایی باید به صورت جمعی انجام شود. حتی باید اجازه داد هر کدام از والدین ساعاتی تنها از خانه خارج شوند و در پارک بنشینند.

در دراز مدت نمی توان در حالت آماده باش بود

باید چند مهارت را در خود قوی کنیم

سازگاری این است که ببینیم در شرایط بد چگونه می توان حداقل تنش را داشت

ادبیات ما در خانواده حتما باید مثبت باشد

این روانشناس در پاسخ به این سوال که با توجه به عمر یکی احتمالی دو ساله کرونا در جامعه آیا این دستورات می تواند برای طولانی مدت قابل استفاده باشد؟ گفت: ما قطعا می توانیم کارهایی کم ریسک تر را شروع کنیم، چون در دراز مدت نمی توان در حالت آماده باش بود. باید هم زیستی با این بیماری ایجاد شود ولی پروتکل ها باید رعایت شود. باید چند مهارت را در خود قوی کنیم. توصیه من این است که والدین شیوه های تاب آوری و کنترل هیجانات را مطالعه کنند. ما باید قدرت سازگاری خود با این ویروس را بالا ببریم، این قدرت در وجود ما کم است. بالا بردن این قدرت تنش را کم می کند. سازگاری یعنی پذیرفتن مشکل، این بخش در زندگی بسیاری از ما ها دچار مشکل است. بسیاری از ما ها فکر می کنیم برای اینکه زندگی ما خوب باشد باید شرایط بهبود پیدا کند تا ما زندگی خوبی داشته باشیم. سازگاری این است که ببینیم در شرایط بد چگونه می توان حداقل تنش را داشت و زندگی کرد. انسان عاقل باید کاری کند که آسیب کمتری ببیند. اگر فقط به نشدن ها و اتفاقات بد فکر کنیم مقاومت بدنمان را کم کرده ایم و همین باعث می شود بیماری تاثیر بیشتری روی ما بگذارد.

وی با بیان اینکه صحبتهای ما باید در خانه امیدوار کننده باشد اظهار داشت: وقتی دائما از بدبختی حرف بزنیم بچه ها نیز احساس درماندگی و بیچارگی و بدبختی بیشتری می کنند و ناایمنی آنها بیشتر می شود. پس ادبیات ما در خانواده حتما باید مثبت باشد. جملات باید امید بخش باشند نه گول زننده و باید انرژی مثبت را به دیگر اعضای خانه انتقال بدهیم. در گذشته همیشه به مخاطبین خود می گفتیم به بچه ها نگویید که بیرون از خانه آدم دزد شما را می گیرد و فلان بچه را دزدیدند و چه و چه. به او بگویید سوار تاکسی بشود بگویید دختر جوان وقتی نشستی به دستگیر در در نگاه کن و ببین آیا در ماشین باز می شود یا نه؟ ما به آنها آگاهی می دهیم تا وارد جامعه بشوند نه اینکه بگوییم به جامعه نروید. ما باید مهارت افراد را بیشتر کنیم. این مساله مشکلی است که می توانیم با ان کنار بیاییم در غیر این صورت در دراز مدت برای فرزندان ما اختلال بوجود می آید. باید یاد بدهیم که گاهی بچه ها به صورت تصویری با هم حرف بزنند. قرارهایمان را در پارک بگذاریم و نه در فضاهای بسته و وارد محیط های باز بشویم که آسیب کمتری دارد. می توان از حداقل ها بهره گرفت. اروپا و آمریکا نیز متوجه این مساله شده اند. اگر این موارد را نبینیم فشار عصبی فرد را نابود می کند.

ما باید عادت هایمان را تغییر بدهیم

امروز تردد های بی مورد در خیابان اشتباه است

خیلی ها هنوز استفاده از ماسک را بلد نیستند

دکتر مظفر ادامه داد: بله ما باید عادت هایمان را تغییر بدهیم. چه ایرادی دارد که لیوان و قاشق و چنگال یکبار مصرف در دفتر کار داشته باشیم. این بد نیست و توهین نیست، باید فرهنگ خود را عوض کنیم. فرهنگی پویاست که بتواند خود را با شرایط تغییر بدهد. در این شرایط به طور طبیعی باید در عادات خود تغییر ایجاد کنیم. چه اشکالی دارد در جمع دوستانه با ماسک بنشینیم. امروز تردد های بی مورد در خیابان اشتباه است. وقت بیرون رفتن ما باید کوتاه باشد. می گوییم ماسک بزنید ولی ماسک را چگونه باید بزنند؟! خیلی ها هنوز استفاده از ماسک را بلد نیستند. فرهنگ سازی در جامعه یعنی چیزی را آرام آرام تکرار کردن تا آن امر در جامعه نهادینه شود. به نظر من در جامعه فرهنگ سازی نشده است و ما فقط هشدار داده ایم.