شفقنا زندگی – محققان می گویند نابرابری های نژادی می تواند ساختار مغز کودکان را تغییر دهد.
به گزارش شفقنا زندگی به نقل از سلامت نیوز به نقل از healthline، محققان میگویند نابرابریهای نژادی میتواند باعث فقر و آسیبهایی شود که میتواند تغییراتی در ساختار مغز کودکان ایجاد کند. به عقیده آنها این تغییرات می تواند شرایطی مانند اختلال استرس پس از سانحه را ایجاد کند.
به عنوان مثال کودکان سیاه پوست در ایالات متحده بیشتر از کودکان سفید پوست در معرض عوامل استرس زای سمی مانند فقر و سختی قرار دارند. این ناملایمات می تواند بر ساختار مغز آنها تأثیر بگذارد و همچنین منجر به شرایطی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شود.
این نظر بر اساس مطالعه ای است که امروز در مجله آمریکایی روانپزشکی منتشر شده است.
محققان در بیمارستان مکلین در ماساچوست، دادههای مطالعه مغز و رشد شناختی نوجوانان (ABCD) را بررسی کردند که بزرگترین مطالعه بلندمدت رشد مغز و سلامت کودک در ایالات متحده است.
آنها در تحقیقات خود، اسکن مغزی بیش از ۷۳۰۰ کودک سفیدپوست و نزدیک به ۱۸۰۰ کودک سیاه پوست را که همگی در سنین ۹ و ۱۰ سال بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.
محققان گزارش کردند که کودکان سیاه پوست در مقایسه با کودکان سفیدپوست، تفاوتهای عصبی کوچک یا حجم ماده خاکستری کمتری در مناطق مختلف مغز داشتند.
آنها همچنین دریافتند که تجربه ناملایمات عامل تمایز قابل توجهی است و درآمد خانوار رایج ترین پیش بینی کننده تفاوت حجم مغز بود.
آنچه محققان در مورد نابرابری های نژادی آموختند مطالعه می کنند
هارنت که مدیر آزمایشگاه نوروبیولوژی تجربیات تروماتیک عاطفی در بیمارستان مکلین و استادیار روانپزشکی در دانشکده پزشکی هاروارد در ماساچوست است، میگوید:« ما نواحی قشر جلوی مغز، هیپوکامپ و آمیگدال و .. را بررسی کردیم و عمدتاً آنچه ما دیدیم این بود که کودکان سفیدپوست در واقع مناطق بزرگتری نسبت به کودکان سیاه پوست داشتند و وقتی ما واقعاً به جمعیت شناسی این بچه ها نگاه کردیم، تفاوت های واقعاً قابل توجهی را نیز دیدیم.»
او می گوید که این نواحی از مغز پاسخ ما به ترس و تهدید را تنظیم می کنند. کارشناسان بر این باورند که این مناطق درگیر PTSD و سایر اختلالات مرتبط با استرس هستند.
کودکان سیاه پوست از محله های محروم تر آمده بودند. والدین و مراقبانشان بیشتر بیکار بودند، تحصیلات کمتری داشتند و سختی های بیشتری را پشت سر می گذاشتند.
او اضافه کرد:« میخواهم تاکید کنم که ما شاهد تفاوتهایی در اندازه این مناطق مختلف هستیم، اما آنها مانند تفاوتهای عظیم نیستند، درست است؟ آنها کوچک هستند، اما ما فکر میکنیم که برای اینکه این بچهها در آینده چگونه رشد خواهند کرد، مهم خواهند بود.»
مطالعه با برخی از باورهای رایج در مورد مغز در تناقض است
هارنت گفت این یافته ها باید با برخی از باورهای رایج مبنی بر وجود تفاوت های مربوط به نژاد در مغز در تضاد باشد.
او توضیح داد: «این نوع دیدگاه محاوره ای وجود دارد که افراد سیاه و سفید مغزهای متفاوتی دارند. زمانی که اسکن مغز را انجام می دهید، گاهی اوقات تفاوت هایی را در نحوه واکنش مغز به محرک های مختلف مشاهده خواهید کرد یا ممکن است در اندازه مناطق مختلف مغز تفاوت هایی وجود داشته باشد.
اما ما فکر نمی کنیم که این به دلیل رنگ پوست باشد. ما فکر نمی کنیم که سفیدپوستان فقط مغزهای متفاوتی نسبت به سیاه پوستان دارند. ما واقعاً فکر میکنیم که این به خاطر تجربیات متفاوتی است که این گروهها دارند.»
سایر کارشناسان به مطالعه رشد مغز واکنش نشان می دهند
دکتر جوآن لوبی، استاد روانپزشکی کودک در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، گفت: «این یافته با یک سری مطالعات دیگر که به اثرات ناملایمات بر رشد مغز پرداخته اند، همخوانی دارد.»
او به هلث لاین گفت: «مطالعات مختلف زیادی در نمونههای کوچکتر وجود دارد، اما فنوتیپتر از مطالعه ABCD است که به وضوح تأثیرات منفی ناملایمات را بر رشد مغز نشان میدهد.»
لوبی و دینا ام. بارچ، دکترای روانپزشکی، استاد روانپزشکی در دپارتمان علوم روانشناسی و مغز دانشگاه واشنگتن، سرمقاله ای درباره این مطالعه نوشتند.
آنها با نحوه توصیف یافته ها مخالفت کردند.
لوبی گفت: «چیزی که ما به آن اعتراض داریم، مفهوم سازی کلی تمایز مبتنی بر نژاد است.»
او توضیح داد: «من فکر میکنم آنچه که ادبیات واقعاً نشان میدهد این است که تأثیرات منفی با تجارب تروما، مانند فقر، تجارب تبعیض، و نژادپرستی نهادی مرتبط است و این ایده که تمایز بر اساس نژاد است که یک ساختار اجتماعی است، فکر نمیکنیم راه مناسبی برای بررسی این موضوع باشد و بسیار، بسیار گمراه کننده است که به آن به این شکل نگاه کنیم.»
لوبی گفت: «ما فکر میکنیم که میتوانیم درباره این یافتهها استنباطهایی انجام دهیم که مختص تجربیات ناملایمات است، نه تجربههای نژادی».
اهمیت مطالعه
محققان این مطالعه می گویند نگران این هستند که چون بچه ها این تغییرات مغزی را خیلی زود تجربه کرده بودند، ممکن است آنها را در معرض خطر PTSD یا برخی دیگر از اختلالات روانی قرار دهد.
هارنت میگوید:«این بچه ها نه ساله هستند، درست است؟ آنها نتوانستند انتخاب کنند که کجا بزرگ شوند. آنها نمیتوانستند انتخاب کنند که والدینشان کجا مستقر شوند یا والدینشان چه کار کنند. آنها در هیچ یک از اینها چاره ای ندارند، و با این حال ما از آنها می خواهیم که همه این بارها را به دوش بکشند و این بر مغز آنها تأثیر میگذارد که واقعاً ممکن است عواقب شدیدی برای آنها در آینده داشته باشد.»
مطالعه ABCD در حال انجام است و شرکت کنندگان هر دو سال یک بار اسکن مغز می گیرند.
هارنت میگوید زمینههای دیگری وجود دارد که محققان میتوانند به یادگیری در مورد این تغییرات مغزی و چگونگی تأثیر آنها بر روی کودکان با افزایش سن ادامه دهند.
اما او می گوید که یافته های فعلی آنها باید پیامی را ارسال کند.
او توضیح داد: «بنابراین این برای پزشکان، محققان، افرادی در سیاست عمومی است که واقعاً به سلامت و رفاه افراد خود اهمیت میدهند. این استرس تاثیر واقعی بر مغز کودکان ما دارد و اگر این موضوع را جدی نگیریم، بر آنها تأثیر خواهد گذاشت.»
