چگونه تفکر سلفی در ایران ترویج می شود؟

شفقنا – دکتر حامد علی اکبرزاده، با توجه به حادثه تروریستی در تهران بن مایه های شکل گیری رادیکالیسم مذهبی در ایران را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهشگر در این نوشتار که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است:

حمله تروریستی عناصر داعش به حرم امام خمینی (ره) و مجلس شورای اسلامی بیش از جنبه های امنیتی باید از منظری فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار بگیرد. تروریسم قبل از آنکه پدیده‌ای نظامی و امنیتی باشد، پدیده‌ای فرهنگی است و به همین دلیل باید ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی آن را خشکاند، زیرا تا زمانی که سرچشمه اندیشه ترور خشک نشود با این خطر مواجه هستیم و اگر هزاران تیم ترور نیز خنثی شود بالاخره یکی از هزاران به هدف شوم خود خواهد رسید. بنابر این برای مقابله با خشونت و افراطی گری پیش از هر اقدامی باید مجموعه ای از اقدامات فرهنگی و اجتماعی را انجام داد که به نظر می رسد این اقدامات در سه محور باید پیگیری شوند.

پیش از این که به سه محور مذکور بپردازم باید به نکته مهمی توجه داشت؛ هردو حمله تروریستی تهران به مکان‌هایی صورت گرفت که هر کدام از نظر داعش ماهیتی شرک‌آمیز دارند، از منظر آنها ساختن گنبد و بارگاه یک نمونه بارز از شرک شیعیان است و باید چنین بارگاه هایی را منهدم کرد، همچنان‌که پیش از این بارگاه‌های دیگری را در سوریه و عراق منهدم کردند و همفکران آنها در تکفیر یعنی وهابیت نیز بارگاه ائمه (ع) را در بقیع ویران ساختند. در تفکر داعش هر قانونی را که انسان وضع کند حکم “بغیر ما انزل الله” است یعنی حکمی غیر الهی است و بر همین اساس مجلس که محل تصویب قوانین ضد دینی است نماد دیگری از شرک محسوب می شود که باید از بین برود. حاصل آنکه حملات داعش در واقع حمله به نماد تشیع و نماد مردم‌سالاری بود، دو مقوله‌ای که داعش به شدت با آنها مشکل دارد و معمولا در گام نخست حملات خود را متوجه چنین اماکنی می کند. این که داعش تحت تاثیر کدام ایدئولوژی به شناسایی نمادهای شرک و تلاش برای زدودن آن از جامعه اسلامی می پردازد، مساله ای است که پاسخ آن را می توان در اندیشه های سید قطب ردیابی کرد. سید قطب یکی از مهمترین تئورسین های تفکر سلفی جهادی در عصر کنونی بوده که بسیاری از جریان ها و گروه های سلفی تکفیری و جهادی از آراء او متاثر بوده اند. از نظر سید قطب شرک زدایی باید از داخل سرزمین های اسلامی شروع شود و تا مادامی که مشرکان داخلی از بین نرفته اند، به حکم ” قاتلو الذین یلونکم من الکفار ” ( توبه ،۱۲۳) نوبت به مشرکان خارجی نمی رسد. به اعتقاد او کسانی که به حکومت طاغوت تن دهند در واقع به شرک تن داده اند و با توجه به این که او حکومت های سرزمین های اسلامی را طاغوت می دانست لذا معتقد بود همه مسلمانان تن به شرک داده اند. او همواره از گروهی سخن می گفت که باید پیشتاز باشند و شرک زدایی را آغاز کنند و محقق کننده حکومت “الله” بر روی زمین باشند و در همین راستا بود که در سال ۲۰۰۲ “ایمن الظواهری” به هنگام اعلام موجودیت سازمان القاعده، خود و یارانش را همان گروه پیشتاز مورد نظر سید قطب معرفی کرد. در حال حاضر تفکر “اخوان المسلمین” که ریشه در اندیشه سید قطب دارد نه تنها در مصر و تونس و … بلکه در مناطقی از ایران نیز رواج یافته است، اگرچه این تفکر، طیف های مختلفی دارد و دیدگاه ها درباره اندیشه های سید قطب نیز محل نزاع است.
اما باید توجه داشت که کدام بستر فرهنگی و اجتماعی داعش آفرین است و کجا و چه زمان باید منتظر پدید آمدن داعش و یا هر فکری افراطی و جریان خشونت طلبی باشیم؟ به نظر می رسد فکر افراطی و تروریسم با مدل داعشی در بستری پدید می آید که دسته کم یکی از این سه مولفه اجتماعی و فرهنگی پیش رو را در خود داشته باشد، نخست فقر اقتصادی و فقدان عدالت اجتماعی ، دوم فقر فرهنگی و سوم سرکوب هویتی.
۱-بخش قابل توجهی از افرادی که به داعش می پیوندند کسانی هستند که به لحاظ اقتصادی در فقر بوده اند و اگر با دقت بنگریم خواهیم یافت که در مناطق فقیر هم امکان جذب به داعش بیشتر بوده و هم این جذب بیشتر واقع شده است.در ایران هم همین مساله تاثیرگذار بوده است و در حال حاضر مناطقی بیشتر با فکر سلفی درگیر هستند که به لحاظ اقتصادی وضعیت مناسبی ندارند. بنابر این راهبرد اولیه برای مقابله با داعش و امثال آن در ایران فقرزدایی از مناطق مرزی و سنی نشین کشور است. به نظر می رسد اگر این مناطق به لحاظ اقتصادی وضعیت بهتری بیابند و مسئولان با سرمایه گذاری اقتصادی زمینه رفع یا کاهش فقر را در این مناطق مهیا کنند، تمایلات اندک به افراطی گری در مناطق مذکور به شدت کاهش خواهد یافت.

۲-در اغلب مناطقی که فکر سلفی و تکفیری رشد کرده فعالیت های فرهنگی و روشنگرانه دینی کمتر انجام شده است، اغلب افراد متاثر از اندیشه تکفیر به طور مطلق یا نسبی بی سواد هستند و تبلیغات گروه های افراطی سلفی به سرعت روی آنها تاثیر می گذارد.افرادی که جذب داعش می شوند عمدتا دچار تعصبات مذهبی بی وجه هستند و تمام سعی خود را در انجام مناسکی به کار می گیرند که از محتوا و فلسفه آن عمل عبادی اطلاعی ندارند.آنها تحلیلی از اقدامات تروریستی خود ندارند و هنگامی که درباره اقدام خود مورد سوال قرار می گیرند متعبدانه می گویند که به آنها دستور داده شده است و آنها نیز طبق دستور اسلام و خدا عمل کرده اند. پیروان اندیشه افراطی سلفی هر نوع دستاورد فکر بشری را که در معرفت افزایی بشر موثر باشد، طرد می کنند و برای معرفت های بشری ارزشی قایل نیستند، به همین دلیل با فلسفه و عرفان و… به شدت مخالفند، البته این مخالفت برای لیدرهای فکری آنهاست وگرنه اعضای عادی این گروه ها درکی از این مسائل ندارند. اگر به نقاطی از ایران که فکر سلفی در آن ترویج شده توجه داشته باشیم خواهیم یافت که این نقاط از کمترین میزان خدمات فرهنگی دولتی به معنای عام آن بهره مند بوده و حتی مبلغان دینی ما نیز کمتر به این مناطق سفر می کنند. نتیجه این فقر فرهنگی، جوانه زدن یک اسلام رادیکال، خشن و ارتودوکسی در این مناطق است که مخالف خود را کافر می نامد و حاضر است بدون مجازات هر بی گناهی را به بدترین شکل ممکن از بین ببرد. با این وصف ،راهبرد دوم ما در مناطق مستعد ترویج فکر سلفی و تکفیری توجه به توسعه فرهنگی و فقرزدایی فرهنگی است.

۳-طبق گزارش های موجود تعداد قابل توجهی از افرادی که به داعش پیوسته اند افرادی اند که در کشور خود به لحاظ هویتی احساس خلا داشته اند ،این افراد به دلایل مختلف اجتماعی و مذهبی و فرقه ای در جامعه خود در طبقات مطرود و کم تاثیر و سرکوب شده زندگی می کنند و حتی پس از مهاجرت به کشورهای اروپایی مانند فرانسه و …نیز این هویت گمشده خویش را بازنیافته اند. به همین دلیل داعش با ایجاد هویتی کاذب توانسته آنها را جذب کند، کاری که در دوره ای نیز گروهک منافقین انجام داد و توانست گروهی از جوانان را فریفته و به سمت اهداف خود بکشاند. حال باید دانست هرچه این هویت ها احیا شوند و هر مقدار از این سرکوب ها کاسته شود تمایل و گرایش به افراط و تندروی نیز کمتر خواهد شد.در کشور ما نیز توجه بیش از پیش و مدبرانه و عاقلانه به هویت کرد و بلوچ و عرب ایرانی نه تنها خطری ندارد بلکه زمینه های یاس و ناامیدی و احساس سرکوب هویتی را در میان اقشار مختلف این مناطق از بین خواهد برد. هیچ ایرادی ندارد که حداقل برخی مسئولیت های استانی و منطقه ای به عزیزان اهل سنت سپرده شود ،همانطور که دولت یازدهم نسبت به این مساله اهتمام داشت و امیدواریم این اهتمام در دولت جدید جدی تر باشد.

اما در خاتمه باید گفت ایرانی بودن تروریست‌های داعشی نیز نباید جای تعجب داشته باشد، پیش از این برخی تحلیل‌ها حاکی از آن بود که اندیشه سلفی در برخی نقاط ایران در حال ترویج است، اما نسبت به این تحلیل ها توجهی نبود و یا اگر توجهی بود، اقدامات لازم انجام نشد. اندیشه سلفی بستر اندیشه تکفیر است و به همین دلیل سلفی‌گری شاید ذاتا پدیده بد و نامطلوبی نباشد، اما همین فکر سلفی در شکل افراطی خود زمینه‌ساز خشونت و ترور می‌شود. متأسفانه با گذشته چهار دهه از انقلاب اسلامی هنوز هم اغلب نقاط مرزی کشور از فقر مادی و فقر فرهنگی و مسایل هویتی رنج می‌برند و نه دولت‌ها و نه سایر دستگاه‌های مسئول اقدام مناسبی برای حل این مشکلات نداشته‌اند. اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت عزیز کشور مردمانی شریف و نجیب هستند که به رغم همه کاستی‌ها همواره با نظام جمهوری اسلامی همراهی کرده‌اند و آخرین نمونه‌ آن حضور پر رنگ آنها در انتخابات ریاست جمهوری بود، اما متاسفانه در بیرون مرزهای ایران از فقر فرهنگی و مادی موجود در این مناطق سوء استفاده می‌شود و افکار سلفی به این مناطق تزریق می‌شود.
متاسفانه وضعیت کنونی حاکی است در برابر این چالش ها برنامه مشخصی برای رفع فقر در مناطق مذکور وجود نداشته است و در برابر اندیشه سلفی نیز، نسخه های فرهنگی مناسبی در این مناطق ارایه نشده است.
در حالی که ما باید به عنوان ام‌القرای تشیع نسخه‌های بدیل و کارآمدی را برای جهان اسلام صادر کنیم و با این نسخه‌ها حداقل داخل مرزهای خودمان را از تکفیر و خشونت و ترور حفظ نماییم. بر مجلس و دولت محترم است که هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ اقتصادی چند ده برابر گذشته در مناطق محروم به ویژه سیستان و بلوچستان و کردستان، کار و سرمایه‌گذاری داشته باشند، ضمن اینکه دانشگاه‌ها و نهادهای علمی مرتبط باید روی مسئله سلفی‌گری و تکفیر بیش از پیش کار کنند. در حال حاضر دانشگاه‌های برخی کشورها مانند عربستان به شدت درباره اندیشه شیعه فعالیت علمی دارند و کتب و رساله‌های فراوانی را در نقد شیعه منتشر می‌کنند، این در حالی است که در کشور ما چنین جریانی در زمینه مبارزه با تکفیر وجود ندارد و معدود مراکز علمی مرتبط و افراد فعال نیز نمی‌توانند به اندازه کافی مثمرثمر باشند.
در این بین نباید فراموش کرد که هرگونه اقدام تفرقه‌انگیز مذهبی نیز به پدید آمدن ترور و خشونت بی وجه کمک می کند، استراتژی اصلی جمهوری اسلامی در حوزه مذهب، تقریب مذاهب اسلامی است و این یعنی هیچ فرد و مجموعه‌ای حق ندارد به نام مذهب و دفاع از تشیع اقدام به اختلاف افکنی مذهبی کند. باید همه به این باور برسند که توهین به مقدسات هیچ آیین و مذهبی پسندیده نیست و شیعه و سنی برادر هم هستند ،باید با گروه هایی که به واسطه اهانت های خود زمینه ساز برانگیخته شدن تعصبات مذهبی هستند، برخورد جدی داشت و باید عقلانیت و منطق در گفتمان همه مذاهب اسلامی جایگاه داشته باشد. امیدوارم با تدبیر امروز ما ، فردا و فرداهای جهان اسلام سراسر صلح و آرامش و دوستی باشد.