شفقنا زندگی- آموزش و پرورش در ایران با تغییرات مداومی همراه بوده است دست کم افرادی که از ابتدای انقلاب در مدارس بوده اند در دوره های مختلف نظام های آموزشی متفاوتی را تجربه کرده اند که گاهی هم موجب سردرگمی دانش آموزان و خانواده ها شد. این روزها هم نظام آموزشی با طرح ۶-۳-۳ دست و پنجه نرم می کند. گلایه ها در این نظام هم از سمت فعالان (معلمان، مدیران و…)، و هم از سمت خانواده ها و هم از جانب دانش آموزان است که هر کدام از دیدگاه خود منتقد هستند.
یکی از انتقادات به این نظام آموزشی هزینه های مربوط به آموزش است این روزها شنیده می شود که در مدارس دولتی هم به انواع روش های مختلف از خانواده ها هزینه هایی دریافت می شود و در مدارس غیردولتی هم هزینه ها سرسام آور شده است و گاهی پرداخت هزینه یک دانش آموز برای خانواده دشوار است.
از همین رو خبرنگار شفقنا زندگی گفت و گویی با دکتر اصغر مهاجری جامعه شناس داشته است تا تبعات دولتی وغیردولتی شدن مدارس را بررسی کند.
این جامعه شناس معتقد است نظام آموزش و پرورش در ایران هدفی را دنبال نمی کند و نمی داند که پایان ۱۲ سال تحصیلی از دانش آموز خود چه می خواهد بنابراین همین سردرگمی در تمام اجزای این نظام دیده می شود و حتی دلسوزترین ارکان این نظام که معلمان آن هستند را به سمت بی تفاوتی می برد.
ادامه گفت و گو را می خوانید:
شفقنا زندگی- از آنجایی که در قوانین ما آماده است که آموزش باید برای همه ی آحاد مردم جامعه رایگان باشد چرا سیستم آموزشی جامعه ما به سمت خصوصی شدن می رود؟ آیا این کار تا به حال نفعی را وارد این سیستم کرده است؟
مهاجری- مقدمه ای را در این رابطه می گویم در دهه های اخیر نظام آموزشی ایران حتی بالاتر از آن نظام اجتماعی کننده ایران که شامل عواملی که به اجتماعی کردن فرهنگ پذیری و تربیت جامعه ماموریت دارند گفته می شود؛ اشتباه حرکت کرده اند این حرکت اشتباه در راهبردهای بعضی از مسئولین مشخص است که سخن از تحول در نظام آموزشی را بر این اساس می گویند.
به عقیده من مشکل اصلی در اینجاست که نظام آموزش و پرورش ایران هنوز ماموریت اصلی خود را نمی داند و نمی داند در این ۱۲ سال که عمر دانش اموز را به خدمت خود می گیرد چه می خواهد؛ مثلا نمی داند که پایان ۱۲ سال تحصیل آیا می خواهد این دانش آموز معمار یا تکنسین شود؟ یا فردی پر از انباشت های اطلاعاتی ؟ بنابراین زمانی که این مساله مشخص شود تازه تکنیک های آموزشی باید مشخص شود که این هم هنوز مشخص نشده است.
بنابراین در این نظام آموزشی هنوز هدف گذاری ها مشخص نیست، چگونگی آموزش هم مشخص نیست. به همین دلیل افرادی که در نظام آموزشی قرار می گیرند افرادی هستند که عمر خود را به بطالت می گذرانند و چون برخی از افراد و گروه های اجتماعی اهدافی خاص را دنبال می کنند و می خواهند فرزندانشان به درجاتی برسند برای رسیدن به این اهداف به دنبال شکل گیری مدارس خاصی می روند یعنی در وزارت آموزش و پرورش به نوعی است که گروه های اجتماعی اهدافی که در جامعه مقبول است را از طریق ایجاد مدارس باب میل خودشان دنبال می کنند البته زمانی که آموزش و پرورش نمی داند که که چه شهروندانی را می خواهد به جامعه تحویل دهد( شهروندی که به اصول و ارزش های هنجاری جامعه معتقد باشد؛ رفتارهایی که برای جامعه مطلوب است و موجب توسعه جامعه می شود ؟ یا فرد تکنسین رابه جامعه تحویل می دهد؟ یا فردی با انبارخانه ای از انواع اطلاعات است؟) و هیچ کدام از این راه ها برایش شفاف نیست؛ بنابراین شیوه ای آموزشی او هم دچار نوعی سردرگمی خواهد شد.
اما در سالیان گذشته اهدافی در جامعه حاکم بوده است که دانش آموز بعد از ۱۲ سال تحصیل خود وارد دانشگاهی شود که در آن فرد رشته ی مورد علاقه خود را بیایند و از آن راه به نان و نوایی برسد در این راستا ابتداعا موسسات آموزشی خاص و بعد مدارس خاص با این هدف افراد را برای گذراندن کنکور جذب خود می کنند و نام غیر انتفاعی به خود می گیرند و یا گاهی هدف جامعه این می شود که آموزش یک وجاهت است و اینکه فرد به معنای واقعی آموزش ببیند مهم نیست و مهم مدرک است. بنابراین موسساتی شکل می گیرد که افراد بدن داشتن پشتکار و زحمت صاحب مدرک می شوند در چنین فضایی به دلیل سست بنیان بودن اهداف در نظام آموزش و پرورش و ضعیف بودن ارزش ها و تکنیک ها در جامعه از بیرون برای اهدافی مانند کنکور و یا وجاهت مدرک آماده می شوند و این گونه موسسات آموزشی و مدارس غیردولتی برای رسیدن این گروه به اهداف خود ایجاد می شوند بنابراین این اهداف در بیرون از نظام آموزش و پرورش ایجاد می شود اما توسط عده ای در درون این نظام راه پیدا می کند. نهایتا باید بگویم این اتفاق به نفع جامعه و نظام نخواهد بود به این دلیل که این اتفاق نابرابری های اجتماعی را افزایش می دهد شکل گیری هویت را در جامعه ی ایران دچار تزلزل می کند و آسیب های جدی را در نظام در نظام آموزشی اجتماعی وارد می کند بنابراین این اتفاق هم خود آسیب است و هم آسیب های دیگری را ایجاد می کند .
شفقنا زندگی- در مدارس دولتی هم مشکلات متعددی وجود دارد مانند تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس ها و نوعی سردرگمی در بین معلمان ایجاد می کند و گاهی هم به نظر می آید که معلمان دیگر همچون گذشته دغدغه آموزش دانش آموزان را ندارند. علت در چیست؟
مهاجری- زمانی که نظام آموزشی دارای نظام ساختاری معیوب است و نمی تواند شیوه های آموزشی مطلوب خود را طراحی کند و نمی تواند اهداف مرتبط با نظام سیاسی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور را بیابد خود یک آسیب خواهد بود! زمانی که جامعه احساس می کند نظام آموزشی به او کمک می کند به داد مشکلات آموزشی هم خواهد رسید و حتما کمک خواهد کرد ولی وقتی خروجی نظام آموزشی برای حمایت از جامعه و اهداف جامعه مفید نیست مددرسانی هم متقابلا وجود نخواهد داشت.
بنابراین این نظام آموزشی معیوب است به طور نمونه می توانیم ببینیم که یک فرد فارغ التحصیل از دانشگاه یک نامه دارای را نمی تواند بنویسد و یا یک دانش آموز بعد از گذراندن ۶ سال زبان انگلیسی با یک توریست قادر به صحبت کردن نیست و همین طور در مورد زبان عربی؛ در درس های حرفه ای هم همین گونه است دانش آموزان کوچکترین کار حرفه ای را نمی توانند انجام دهند در چنین زمانی عناصر خدمت گیرنده هیچ خدمتی را دریافت نمی کننند تا سرمایه گذاری مناسب انجام شود.
نکته دوم در قوانین نظام آموزشی و پرورش است که قدیمی و پوسیده شده اند؛ این قوانین برای ایجاد ساختاری پویا ساخته نشده اند به عقیده من می توان آموزش و پرورش را به شرط اینکه در مسیر واقعی اهداف خود قرار گیرد بی نیاز از بودجه ردیف سالیانه دولتی دید اما متاسفانه این گونه نیست و من معتقدم که آموزش و پرورش تبدیل به کمیته امداد شده است و با کمک گرفتن از دولت، خانواده های دانش آموزان و غیره حقوق مختصری به کارمندانش بدهد و یک تجهیز ظاهری را در مدارس ایجاد کند در چنین وضعیتی همه منفعل هستند حتی معلمان حساس ترین دوره ی تحصیلی در سال اول ابتدایی ؛ معلمان جز رکن اصلی این نظام آموزشی منفعل هستند همه این ها به دلیل معیوب بودن ساختار است و من هیچ نیتی هم برای رفع ایرادات نمی بینم.
شاید در جلسات حرفهای بسیار زیبایی گفته شود اما عملا هیچ برنامه راهبردی وجود ندارد البته مسایلی مانند مشکلات معیشتی نظام آموزشی و فشارهای خاص مجلس هم باعث شده کم تر وزیری احساس ثبات می کند در صورتی که آموزش و پرورش باید وزیری فرا وزارتخانهای و فرا دولتی داشته باشد و قلمرو آن حداقل در سطح حاکمیتی قرار می گیرد اما متاسفانه توجهات نظام اجرایی هم آموزش و پرورش جزء آخرین هاست در صورتی که این مساله این قدر با اهمیت است که باید فراتر از دولت حضور داشته باشد این شرایطی است که باعث شده است تا ما در دهه های مختلف آب در هاون بکوبیم و خروجی آموزش و پرورش رضایت بخش نیست. همه ی این ها به دلیل نظام آموزش و پرورش معیوب ماست البته عقیده من بر این است که نظام اجتماعی کننده و حتی نظام دانشگاهی ما هم همین مشکل را دارند به همین دلیل در دانشگاه ها حتی درمقطع کارشناسی ارشد دانشجویان به کپی پیست رسیده اند.
نکته سوم این است که ما روش درستی در سیستم نظام آموزشی نداریم و به صورت جزیره ای عمل می کنیم و این نوع از عمل حالت های پارادوکسی و تعارضی را ایجاد خواهد کرد به همین دلیل ابهام نقش در این نظام ایجاد شده است مثلا آنچه آموزش و پرورش در نظام خود آن را رشته رشته می کند صدا و سیما آن را پنبه می کند؛ آنچه که برای آموزش و پرورش محور است برای خانواده ها مهم نیست عدم وحدت بینش در روش در حوزه تربیت و آموزش دارای مبانی است که موجب عدم موفقیت آموزش و پرورش شده است از این حیث افراد برای رهایی از این قضیه می توانند به سمت مدارس غیردولتی بروند. آموزش و پرورش هم از این قضیه استقبال می کند چرا که مسئولیت هایش کاهش می یابد و بعضی از گروه ها فکر می کنند که انتخاب درستی می کنند چرا که پول دارند اما این موضوع خود شروع به آسیب های جدی اجتماعی را ایجاد می کند که قبلا گفته شد.
شفقنا زندگی- در آخر از نظر شما راه کار چیست؟
در وهله اول باید مساله آموزش و پرورش باید به یک دغدغه ملی تبدیل شود یعنی همه ی جامعه نسبت به موضوع آموزش و پرورش نگران باشند و احساس مسئولیت کنند و این باید از نظام حوزوی تا نظام دانشگاهی نمود عینی پیدا کند حتی در دولت تا مجلس باید این نگرانی ها دیده شود ولی متاسفانه ما هنوز به این درجه از وحدت برای کشف مشکلات آموزش و پرورش نرسیده ایم با اینکه متخصصین می دانند که ما هر چه ضرر می کنیم از بحث آموزش است اما هنوز این اتفاق رخ نداده است در گام دوم باید متخصصان بین رشته ای براساس پژوهش های مستمر و جامع مساله آموزش و پرورش را کشف کنند وبرای آن ارائه راه حل نمایند چرا که این حوزه به شیوه دستورالعملی جواب نمی دهد در گام سوم باید نظام هوشمند خبره ای آگاه ساز نسبت به مساله آموزشی درکشور طراحی شود که هر لحظه بداند که در این نظام چه اتفاقی می افتد در گام چهارم باید دولت و حاکمیت و به تبعیت از جامعه به این باور برسند که حل مسایل اجتماعی اقتصادی سیاسی کشور فقط با نظام آموزش و پرورش است بنابر نظام مکتب های عمل گرا مدارس باید بتوانند مساله ها را حل کنند مثلا مشکلات ترافیکی، بهداشتی را نظام آموزش و پرورش می تواند حل می کند.
به عقیده من با سپری کردن این مسیر می توان امیدوار بود که مسایل نظام آموزشی ما به تدریج حل شود البته نقش سمن ها و فعالان اجتماعی در این عرصه می تواند پر رنگ باشد.
